پزشک داوطلب هلال‌احمر همدان: عضویت در هلال‌احمر، افتخاری وصف ناشدنی است

پزشک داوطلب جمعیت هلال احمر استان همدان از چگونگی عضویت خود در هلال احمر و حضور در مانورها و عملیات های مختلف می‌گوید.

به گزارش روابط عمومی جمعیت هلال احمر استان همدان، در گرامیداشت روز پزشک، دکتر محمد علی مینایی از پزشکان عمومی داوطلب جمعیت هلال احمر استان از حضور داوطلبانه خود در هلال احمر می گوید:

آشنایی با هلال احمر برایم افتخاری وصف ناشدنی است

محمد علی مینایی، متولد 1349 از شهرستان بهار که در تمامی روزها و شرایط مختلف همراه و همیار جمعیت هلال احمر استان بوده است می گوید: «افتخار آشنایی ام با جمعیت هلال احمر به سال 1384بازمی گردد. در این سال با معرفی جمعیت هلال احمر توسط یکی از دوستان پزشک و شرح اقداماتی که می توان در این حوزه انجام داد، تمایلی وافری به حضور در جمعیت پیدا کردم.

در آن مقطع زمانی تیم پزشکی خود را مهیای حضور در مکه مکرمه می کرد و من که بسیار مشتاق و بی تاب حضور در خانه خدا آن هم به این صورت که بتوانم از حرفه خود در راستای خدمت به زائران خانه خدا بهره برم، بیش از پیش از پیشنهاد آقای خلوصی(مسئول وقت جمعیت هلال احمر در شهرستان بهار) مبنی بر پیوستن به اعضای داوطلب جمعیت استقبال کردم.»

آنچه لذت این گفت‌وگوی کوتاه را دو چندان می کند، سخن از حضور چندین باره دکتر مینایی در جبهه های نبرد و آزاده بودن ایشان است. آمیختگی خاطرات هلال احمر با دوران اسارت مینایی این بار نیز در عرصه ای دیگر در خدمت به همنوعان و سرزمین خود، خوش می درخشد و با همان روحیه و توانی که صرف جبهه های نبرد برای حفظ غرور کشور می کرد، استوار و توانمند در عملیات ها و مانورهای هلال احمر حضور پیدا می کند.

مینایی که برای نخستین بار در 14 سالگی طعم تلخ جنگ را با حضور در عملیات مختلف می چشد، از چرایی حضور خود می گوید: "ما هیچگاه دوست‌دار جنگ نبوده و نیستیم. 8 سال جنگ و خونریزی به ما تحمیل شد؛ اما دفاع از میهن و کشورعزیزمان ایران در اولویت تمامی امور قرار می گرفت. در واقع همچون جنگ های دیگر منطقه که در حال حاضر وجود دارد، دوران 8 ساله جنگ ایران و عراق نیز از نقشه های شوم و نابخردانه استعمار بود. مردم ایران، عراق و منطقه امتی مسلمان هستند که استعمار در پی تفرقه افکنی در بین آن ها است تا بتواند از این منظر در پی سود خود باشد. در 14 سالگی و 16 سالگی در جبهه حضور پیدا کردم و در عملیات مهران 22/7/65 به اسارت درآمدم و 2/6/69 به میهن عزیزمان بازگشتم. نزدیک به 4 سال و 5 ماه دوران اسارت را سپری کردم و بعد از این دوران نیز در رشته پزشکی مشغول به تحصیل شدم."

وی که در اکثر عملیات و مانورهای جمعیت حضور داشته است، هلال احمر را سازمانی عام المنفعه می داند که به دور از هرگونه چشمداشتی در تمام حوادث و مسائلی که برایش تعریف شده است شرکت می جوید و داوطلبان را عاشقانی می داند که هر یک به فراخور توانایی و مهارت خود در این مسیر مشارکت می کنند.

مینایی با همراهی اعضای داوطلب جمعیت در روستاها و نقاط محروم حضور پیدا می کند و به انجام امور بهداشتی و درمانی افراد نیازمند می پرداخت.

هیچ لذتی جایگزین فعالیت های داوطلبانه هلال احمر نخواهد بود

وی همچنین درباره احساس و لذتی که در فعالیت های داوطلبانه هلال احمر کسب می کند، می افزاید: "هیچ احساس و لذتی نمی تواند شعف و شادمانی را که خدمت به مردم نیازمند از طریق جمعیت هلال احمر برایم به وجود می آورد، فراهم کند. هیچ جایگزینی را نمی توان برای کمک و یاری به نیازمندان در نظر گرفت چرا که رضای خداوند در این امر است و هیچ موضوعی نمی تواند با کسب رضایت خداوند برابری کند، به عبارت دیگر فعالیت های داوطلبانه هلال احمر در راستای عمل به دستورات خداوندی و رضای اوست و محرز بودن و اثبات شدگی هلال احمر بر اقدام های بشردوستانه از دلایل پیوستن من به جمعیت بوده است."

 مینایی همراه با تیم های پزشکی هلال احمر چندین بار در اعزام های مکه و کربلا حضور پیدا کرده است؛ در سال 1388 که برای نخستین بار همراه با جمعیت به کربلا اعزام می شود؛ در سفر به عراق موضوعی خاص را تجربه می کند و آن یادآوری دوران اسارتی است که در آن کشور حین مداوای زائران عراقی در سال 1388 برایش اتفاق افتاد، یادآوری دورانی که آمیخته با لحظاتی دردناک بوده است. اما این تداعی ها نمی تواند وی را از خدمت صادقانه اش باز دارد.

وی حضور پزشکان متخصص و اساتید و همینطور دیگر داوطلبان هلال احمر را در روستاهای دورافتاده بسیار ارزشمند می خواند و در این مسیر بر درستی اینگونه رفتارها برای فرزندان خود تاکید می کند.

مینایی همچنین از عشق و علاقه ای که به دکتر قریب (پدر طب اطفال) دارد، چنین می گوید: "نمی دانم دکتر قریب عضو جمعیت هلال احمر بود یا که خیر ولی آنچه مشهود است، عملکرد ایشان بسیار شبیه به اقدامات خیرخواهانه و معنوی است که در جمعیت هلال احمر اتفاق می افتد. بنده ارادت خاصی به ایشان دارم و در تمامی امور حرفه ای و اجتماعی خود از وی به عنوان یک الگوی وارسته تبعیت می کنم و سعی می کنم که همچون ایشان از هیچ تلاشی در راستای تحقق اهداف بشردوستانه کوتاهی نکنم."

این پزشک داوطلب هلال احمر استان، انجام فعالیت های داوطلبانه خود در جمعیت هلال احمر را از  عوامل موثر در کسب انرژی مضاعف در انجام امور فردی و اجتماعی خود می داند.

وی با بیان اینکه تمامی عملیات و سفرهایی که همراه جمعیت هلال احمر استان داشته است برایش خاطره انگیز و همراه با شعف و شادمانی است، یکی از خاطرات خود را اینگونه شرح می دهد: "یکی از پزشکان که در سال 1392 یا 1393برای نخستین بار همراه تیم سلامت جمعیت در یکی از سفرهای عراق حضور پیدا کرده بود و تمایلی به برخی از باورهای مذهبی نشان نمی داد، بعد از زیارت حضرت عباس(ع) با تحولی خیره کننده مواجه شد و ارادت خاصی به ائمه پیدا کرد و این موضوع برای من از خاطرات بیادماندنی است و این پزشک هنوز هم جمعیت را همراهی می کند."

مینایی به تدبر و مطالعه قرآن علاقه خاصی دارد و در این زمینه شعبان عبدالعزیز فیاض قاری مورد علاقه اوست و شنیدن تلاوت مرکب ایشان درسوره های مریم و آل عمران و بلد و.. را توصیه می کند.

 

فریبا کاکاوند
تهیه کننده:

فریبا کاکاوند

0 نظر برای این مقاله وجود دارد

نظر دهید

متن درون تصویر امنیتی را وارد نمائید:

متن درون تصویر را در جعبه متن زیر وارد نمائید *