اخبار / ستادی

داوطلب ۲۸ ساله هلال‌احمر: ۲۰۰ زوج را به خانه بخت فرستاده‌ام

داوطلب ملایری برای کمک به بیماران ام.اس و تهیه جهیزیه نوعروسان کم بضاعت آستین بالا زده و بیماران نیازمند ملایر، بانوی جوان هلال‌احمری را که برای مرهم گذاشتن روی دردشان، خون دل می‌خورد خوب می‌شناسند. کسی که پزشکان خیر ملایر را با خود همراه کرده است تا بیماران نیازمند شهرش دغدغه هزینه معاینه و دارو و درمان نداشته باشند.

۱ ماه قبل

داوطلب ۲۸ ساله هلال‌احمر: ۲۰۰ زوج را به خانه بخت فرستاده‌ام

نشریه پیام هلال در شماره ۴۶۴ خود نوشت؛ «فهیمه خلجی» فقط ۲۸ سال دارد اما مثل یک خیر کهنه کار در ملایر کاری کرده است کارستان. بیماران مبتلا به ام.اس در ملایر با شنیدن نام او و زحماتی که برای بهبودی بیماران کشیده است، به غلبه بر این بیماری پرهزینه امیدوار می‌شوند و نوعروسان کم‌بضاعت شهر هم برای تهیه جهیزیه چشم امید به بانوی جوانی دارند که خواهرانه پای مشکلاتشان ایستاده. در این گزارش پای حرف‌های این بانوی هلال‌احمری نشستیم که با دست‌های خالی اما ایده‌های خلاقانه‌اش کار خیر را شروع کرد و حالا در مؤسسه خیریه جمع و جورش کارهای بزرگی انجام می‌شود.

کار خیر در حاشیه خیابان

وقتی از نقطه آغاز فعالیتش می‌گوید، می‌شود باور کرد کار خیر جیب پر پول نمی‌خواهد. پای نیت خیر و قلب مهربان که وسط باشد حتی گوشه خیابان هم می‌شود یک دفتر کار راه‌انداخت برای کمک به افراد نیازمند شهر. فهیمه خلجی بانوی هلال‌احمری جوانی که امروز همه ملایر او را برای کارهای خیرش از کمک به بیماران نیازمند تا تهیه جهیزیه برای نوعروسان کم بضاعت می‌شناسند، با دست خالی شروع کرد و حالا دعای خیر خیلی‌ها بدرقه راهش است.

او ماجرای شروع فعالیتهای خیریه‌اش را برایمان روایت می‌کند. ماجرایی که می‌تواند نقشه راه هر داوطلبی شود که دلش برای نیازمندان می‌تپد: «وقتی یک نوجوان کم‌سن و سال بودم خانه ما محل رفت‌وآمد نیازمندان بود. مادرم چند خانواده نیازمند را شناسایی کرده بود و گاهی از مبالغ نقدی تا مواد غذایی و… به آنها کمک می‌کرد. آن روزها افرادی هم در خانه ما را می‌زدند که برای تأمین هزینه درمان بیماری نیاز به کمک مالی داشتند و کاری از دست ما برنمی آمد. همیشه به این فکر می‌کردم که چه می‌شود اگر پزشک از بیمارش پول نگیرد و او را رایگان درمان کند. چند سال بعد همزمان با اوج گرفتن تب دیوار مهربانی، در ملایر یک سرای مهربانی تأسیس شد. من هم خیلی زود برای مشارکت در این کار خیر، در سرای مهربانی عضو شدم و از همینجا بود که ایده‌هایم را برای کمک به بیماران عملی کردم.»

خلجی از قرارهای جالبش با بیماران نیازمند می‌گوید: «در سرای مهربانی ملایر مسئولیت کمک به بیماران را برعهده گرفتم. هیچ بودجه یا کمک مالی نداشتیم و من دست خالی سراغ مطب پزشکان رفتم. فقط یک هفته طول کشید تا ۲۵ پزشک ملایر با تخصص‌های مختلف را با خودم همراه کنم. پزشکان وقتی یک دختر جوان را می‌دیدند که دست خالی آمده تا آنها را برای کمک به بیماران نیازمند همراه کند، بی‌درنگ قبول می‌کردند. طولی نکشید که بیماران به‌سرا مراجعه کردند و من به تنهایی برای تحقیق به خانه‌هایشان سر می‌زدم. وقتی از صحت حرفهایشان مطمئن می‌شدم با پزشک هماهنگ می‌کردم و برای رفتن به مطب و دریافت داروی رایگان، گوشه خیابان با بیماران قرار می‌گذاشتم.»

خواهری برای نوعروسان بی‌بضاعت

اما وانت‌های پر از لوازم اساسی جهیزیه که به روستاهای محروم ملایر می‌روند تا دل نوعروس بی‌بضاعتی را شاد کنند، نتیجه پیگیری‌ها و دلسوزی‌های خواهرانه این بانوی جوان ۲۸ ساله است. فهیمه خلجی با کمک خیّرانی که به نیت خیرش اعتماد دارند، در ۶ ماه اخیر ۹ جهیزیه کامل برای ۹ نوعروس بی‌بضاعت شهرش تهیه کرده است.

 خودش دراین‌باره می‌گوید: «وقتی برای شناسایی بیماران نیازمند به روستاها می‌روم، یکی از کارهایم تحقیق درباره وضعیت زندگی نوعروسانی است که به دلیل ناتوانی در تهیه جهیزیه به خانه بخت نرفته‌اند. با کمک خیّران لوازمی مانند جاروبرقی، یخچال، لوازم آشپزخانه، یک تخته فرش ۶ متری و… را به‌عنوان جهیزیه کامل برای آنها تهیه می‌کنیم.»

خلجی اما یکی از شیرین‌ترین خاطره‌هایش را از تهیه جهیزیه اینطور برایمان تعریف می‌کند: «در روستای بیغش ملایر، وارد خانه‌ای شدم که تنها دارایی اهل خانه برای گذران زندگی یک بز بود. پدر خانواده کارگری ساده بود که البته دیگر مثل گذشته توان کار کردن نداشت. حتی خبری از لوازم اساسی خانه هم نبود و در سخت‌ترین شرایط ممکن زندگی می‌کردند. چند سالی می‌شد که دخترشان ازدواج کرده بود اما توان مالی تهیه جهیزیه نداشتند. موضوع را با خیّران در میان گذشتم و خیلی زود جهیزیه کامل برای دختر جوان تهیه شد. آن روز وقتی با وانت حمل جهیزیه وارد حیاط خانه شدیم تا همسایه‌ها از ماجرا باخبر نشوند، هر سه نفرشان روی ایوان خانه به اثاثیه پشت وانت خیره شده بودند و ناباورانه اشک می‌ریختند. اشک شوق آن پدر کارگر از بهترین لحظه‌هایی بود که در این چند سال تجربه کردم.»

چشم امید بیماران مبتلا به ام.اس

چند سالی از فعالیت‌های خلجی در سرای مهربانی ملایر گذشته و ۲ سالی است که این بانوی جوان، یک مرکز مردم نهاد برای کمک به بیماران نیازمند شهر تأسیس کرده است. حالا اتاق کوچکش در اداره ورزش و جوانان ملایر، محل رفت‌وآمد بیماران نیازمند است و ۵۰ پزشک در حوزه‌های فیزیوتراپی، گفتار درمانی، آزمایشگاه، دندانپزشکی و… با او همراه شده‌اند. کار خیری که با دست‌های خالی شروع شد حالا آنقدر رونق پیدا کرده که گاهی هلال‌احمر و دیگر نهادهای شهر، بیماران نیازمند را به او معرفی می کند و گاهی هم او بیمارانی را که امکان کمک کردن به آنها برایش مهیا نیست سراغ هلال‌احمر می‌فرستد: «روزانه ۴۰ تا ۵۰ نفر برای درمان بیماری به من مراجعه می‌کنند. یکی دو روز در هفته را برای تحقیق به مناطق حاشیه شهر و روستاهای اطراف ملایر می روم تا بیمارانی که به پزشکان معرفی می‌شوند واقعاً نیازمند باشد. گاهی هم افرادی با بیماری‌های خاص به من مراجعه می‌کنند که آنها را به هلال‌احمر معرفی می‌کنم.» حوزه تخصصی فهمیه خلجی کمک به بیماران مبتلا به ام.اس است.

او در ۲ سالی که از آغاز به کار این مرکز گذشته، بیش از ۵۰ بیمار مبتلا به ام.اس را به مراکز درمانی معرفی کرده تا از خدمات ویزیت، درمان و داروی رایگان بهره‌مند شوند. خودش دراین‌باره می‌گوید: «هزینه داروها و مراحل درمان ام.اس بسیار زیاد است. خیلی‌ها از عهده آن برنمی آیند و از طرفی در شهر ما هم هیچ مرکز خیریه‌ای به‌صورت تخصصی به فکر این بیماران نیست. برای همین سراغ بیماران ام.اس رفتم. تلفن را برداشتم و با دکتر سید مهدی غضنفری در تهران که از پزشکان معروف این حوزه است تماس گرفتم. وقتی موضوع را با او در میان گذاشتم، دکتر غضنفری هم مثل پزشکان دیگر شهر ما، قبول کرد بیماران را رایگان ویزیت کند و برای بیماران نیازمند هم داروی رایگان تهیه کند. فقط ۲ سال از شروع این کار گذشته اما وقتی نشانه‌های بهبودی را در افراد مبتلا به ام.اس می‌بینم، بیشتر برای شناسایی این بیماران در ملایر و کمک به آنها انگیزه پیدا می‌کنم.»

وقتی دوباره به زندگی برگشت…

۲ ماه از تاریخ عقدشان گذشته بود. دختر جوان احساس کرد، دیگر پاهایش مثل گذشته توان ندارد و کلمات را به سختی ادا می‌کند. ناراحتی و اضطراب همه وجودش را فرا گرفته بود. پزشکان گفتند به ام.اس مبتلا شده. وقتی داشت همه امید و توانش را برای غلبه بر ام.اس به کار می‌گرفت، همسرش او را ترک کرد و طلاق آخرین کورسوی امید را هم از او گرفت. دختر جوان دچار افسردگی شدید شد و دیگر امیدی به بهبودی نداشت. بیماری‌اش هر روز پیشرفت می‌کرد تا اینکه ۲ سال پیش از آشنایی شنیده بود مؤسسه یاوران زندگی نو، در حوزه ام.اس فعالیت می‌کند. وقتی همدیگر را ملاقات کردیم باز هم امیدی به بهبودی نداشت و انگار از سر اصرار خانواده پایش به اینجا باز شده بود. چند ساعتی در دفتر کار با هم صحبت کردیم. من از بیمارانی گفتم که بهبود پیدا کردند و حال امروزشان با ۲ سال پیش قابل مقایسه نیست. وقتی می‌رفت امیدوار شده بود. او را به دکتر غضنفری معرفی کردم تا روند درمانش شروع شود. ۲ سال از آن ملاقات گذشته و بیماری که روی زندگی‌اش سایه انداخته بود، آرام آرام بدنش را ترک می‌کند. ۲ سال پیش وقتی وارد دفتر مؤسسه شد، توان راه رفتن نداشت و به سختی حرف می‌زد اما حالا پاهایش قوت بیشتری پیدا کرده، توانایی تکلمش بسیار بهتر از قبل شده و دوباره به زندگی برگشته است. 

مراسم ازدواج آسان از ایده تا اجرا

بانوی جوان هلال‌احمری، هنوز وارد دهه سوم زندگی‌اش نشده اما بانی ازدواج ده‌ها زوج همشهری‌اش شده است. او در مؤسسه خیریه‌اش علاوه بر کمک به بیماران نیازمند، برای سر گرفتن مراسم ازدواج زوج‌های بسیاری پا پیش گذاشته و مثل یک بزرگتر آنها را راهی خانه بخت کرده است. این میان اما او به فکر زوج‌های دم بخت از طبقه متوسط شهرش بوده تا این روزها که شرایط اقتصادی برای این قشر از جامعه دشوار شده است، کمک حالشان باشد: «وقتی سرای مهربانی ملایر تأسیس شد، علاوه بر دعوت از پزشکان خیر برای کمک به بیماران نیازمند، ایده دیگری به ذهنم خطور کرد. اینکه برای ازدواج زوج‌های طبقه متوسط که نیازمند نیستند اما توان برگزاری یک مراسم معمولی و تهیه جهیزیه را ندارند قدمی بردارم. همان روزها سراغ گلفروشی‌ها، تالارهای مراسم، آتلیه‌های عکاسی، طلافروشی‌ها و… رفتم و توانستم صاحبان بسیاری از این مراکز را که دغدغه مشابه داشتند با خودم همراه کنم. ۲ سال پیش که مرکز مردم نهاد یاوران زندگی نو را ثبت کردم، بیشتر از قبل پیگیر موضوع شدم و حالا با مشارکت ۶۰ مرکز فعال در این حوزه، صفر تا صد یک مراسم عروسی را با گرفتن تخفیف ویژه از آن مراکز برای زوج‌های طبقه متوسط برعهده می‌گیرم. در واقع هزینه‌ها را خود خانواده‌ها پرداخت می‌کنند و من همه تلاشم را برای تخفیف گرفتن و برگزاری یک مراسم ساده برایشان انجام می‌دهم. با یک جهیزیه‌سرا هم همکاری می‌کنم تا اقلام اساسی جهیزیه را با اقساط بدون سود به نوعروسان بفروشند. با همین روش در ۲ سال اخیر ۲۰۰ زوج ملایری که از طبقه کارگر و آبرومند شهر بودند با برگزاری یک مراسم کم هزینه به خانه بخت رفتند.»