اخبار / اربعین 98 / ستادی

همراه با پرستار داوطلب جمعیت هلال‌احمر/خدمت عاشقانه به زائران حسینی

زهرا ناجی یکی از پرستارهای داوطلب که مستقر در هتل ام القرا شهر نجف است او ۴۸ سال دارد و دارای دو فرزند است و سوپر وایزر بیمارستان شهید مدرس تهران است. همسرش در پیاده روی اربعین، انفرادی شرکت کرده، اما او برای اولین بار با جمعیت هلال احمر و داوطلبانه اعزام شده است و چهار روز است که در درمانگاه مستقر و شروع به کار کرده است و فقط روز اول موفق به زیارت شده است.

۱ ماه قبل

همراه با پرستار داوطلب جمعیت هلال‌احمر/خدمت عاشقانه به زائران حسینی

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت هلال احمر، او بسیار خوشرو و با صبوری تمام با مراجعین بر خورد می کند و حتی گاهی در بین صحبت‌هایش از شدت شوق اشک در چشمانش جمع می شود .

از درب ورودی درمانگاه ام القری واقع در خیابان امام علی که وارد می شوی، در قسمت تریاژ نشسته‌اند و بیمارها را تریاژ و طبقه بندی کرده و برای پزشک عمومی یا تخصصی و یا موارد دیگری که لازم باشد می فرستند، بسته به حال بیمار و نوع دردش دارد.
ناجی، داوطلبانه به جمعیت هلال احمر آمده است او می گوید دو سال است که اشتیاق خدمت را دارد اما تاکنون نصیبش نشده بیاید کربلا به طوری که امسال به امام حسین گفت۰ه بود با تو قهرم که مرا دعوت نمیکنی. روزهای آخر اعزام ،به پیشنهاد یکی از پرستار های بیمارستان به مرکز پزشکی حج و زیارت جمعیت هلال احمر مراجعه می‌کند و وقتی می شنود یک نفر انصراف داده و او جایگزین می شود اشک در چشمانش حلقه می‌زند و با خود می گوید مرا ببخش امام حسین من هرگز با تو قهر نخواهم کرد ممنونم که مرا دعوت کردی .
زهرا بار اول است که برای خدمت با جمعیت هلال احمر می‌آید خدمت را لذت‌بخش دانسته و اشتیاق را در خود احساس می‌کند و می گوید حجم بالای کار و تعدا زیاد مراجعه کننده بیمار، نه او را بد اخلاق می کند و نه خسته بلکه ذوق خدمت به او انرژی مضاعف می دهد و این برای خود اونیز تعجب آور است. این پرستار خوشرو و خوش چهره می گوید وقتی عشق مردم را نگاه می کنم کار خود را خیلی کوچک دیده و احساس خستگی نمی کنم.

ناجی از بهترین خاطرات خود می‌گوید، امروز صبح سه برادر نابینا از ایران به درمانگاه مراجعه کردند. آنها را دو نفر از ماموران شهرداری تهران به درمانگاه آوردند، او می‌گوید وقتی آن سه برادر نابینا را می بیند واقعا شرمنده می شود که آنها با وجود این که چشم ندارند اما ذوق و اشتیاق کربلا آنها را به اینجا کشانده است.
زهرا در ادامه می گوید که بیشتر مردم مشکلات جسمانی و یا معیشتی دارند اما آنقدر عشق به زیارت در آنها متبلور شده است که همه چیز را فراموش کرده و به زیارت می شتابند.
او در انتها می گوید از این پس می خواهد بطور مستمر با جمعیت هلال احمر همکاری داوطلبانه داشته باشد چرا که خدمت در جمعیت را یک فعالیت عاشقانه دانسته که همه در کنار هم با خلوص نیت خدمت می کنند.