اخبار / ستادی

کوهنورد جوان گیلانی فاتح قله‌های مهربانی در کمک به کودکان آسیب‌دیده

از فتح‌ قله‌های مرتفع کشور، دعوت به اردوی انتخابی تیم ملی امید کوهنوردی ایران و برنامه‌ریزی برای کسب نشان پلنگ برفی در آینده نزدیک، هدف‌های بزرگ‌تری در سر دارد. «امیرحسین ره» امدادگر و نجاتگر جوان رضوانشهری می‌‌خواهد علاوه بر حضور در عملیات‌های امداد و نجات کوهستان و ماموریت‌های امداد و نجات جاده، به عنوان نماینده هلال‌احمر کمک‌حال کوهنوردان شده و از تجربیاتش برای امدادرسانی استفاده کند.

۱ ماه قبل

کوهنورد جوان گیلانی فاتح قله‌های مهربانی در کمک به کودکان آسیب‌دیده

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت هلال احمر به نقل از پیام هلال؛ کوهنورد جوانی که یک پای ثابت تیم‌ سحر استان گیلان برای حمایت روانی از کودکان آسیب‌دیده حوادث مختلفی چون سیل و زلزله بوده و این روزها برای فتح قله‌های برون مرزی با لباس تیم ملی کوهنوردی ایران تلاش می‌کند.

ماجرای یک صعود متفاوت به سبلان

۶ سال است که آرزوهایش را در صعود به ارتفاعات دنبال می‌کند. «امیرحسین ره» با وجود اینکه تنها ۲۲ سال سن دارد اما بسیاری از قله‌های مرتفع کشور از دماوند و علم‌کوه تا سبلان و الوند را فتح کرده و اکنون به اردوی انتخابی تیم ملی امید کوهنوردی ایران هم دعوت شده‌است. امدادگر جوان گیلانی که در عملیات‌های امداد و نجات جاده‌ای و کوهستان حضور داشته‌است از امیدهایش برای عضویت در تیم ملی می‌گوید:« به دلیل تجربه حضور در اردوهای فدراسیون کوهنوردی در استان گیلان و عضویت درتیم منتخب استان گیلان، به اردوهای انتخابی تیم ملی امید دعوت شدم. قرار است پس از حضور در ۱۰ دوره اردوی تیم ملی امید که در استان‌های مختلف برگزار می‌شود، ۹ نفر نهایی تیم ملی انتخاب شوند. هرچند علاقه زیادی به کوهنوردی دارم اما به عنوان یک داوطلب هلال‌احمر، یکی از اهدافم امدادرسانی و کمک به کوهنوردان آسیب‌دیده است.» ره، برای رسیدن‌ به آرزوهایش در ورزش کوهنوردی سخت تمرین می‌کند. نمونه‌اش صعود یک‌روزه از ارتفاع منفی به قله سبلان است. صعودی که در رده سنی امید، یک رکورد محسوب می‌شود.

خودش دراینباره می‌گوید:« صعود یک‌روزه به ارتفاع ۴۸۱۱ متری قله سبلان از ارتفاع منفی، آمادگی جسمانی بالایی لازم دارد. اما من در ۱۸ سالگی، ۵ ماه بدون وقفه تمرین کردم تا به این هدف برسم. صعود را از رضوانشهر گیلان که در ارتفاع منفی ۱۲ متر از سطح دریا قرار دارد، شروع کردم و همراه با یک همنورد دیگر پس از ۱۹ ساعت قله سبلان را که در طول روز دمای منفی ۳۰ درجه دارد، فتح کردیم.» کوهنورد جوان رضوانشهری اما آرزوی بزرگ دیگری هم دارد. آرزویی که از همین حالا تمرینات سختی را برای دستیابی به آن شروع کرده است. ره، از برنامه‌ریزی‌اش برای کسب نشان پلنگ برفی می‌گوید:« امسال یک صعود زمستانه به قله کازبک گرجستان دارم و می‌خواهم تابستان امسال به قله‌های ۷ هزارمتری لنین و خانتگری صعود کنم. برای کسب نشان پلنگ برفی باید قله‌های ۷ هزار متری منطقه شوروی سابق را فتح کنم و از همین حالا برای فتح این قله‌هات تا ۳ سال آینده برنامه‌ریزی کرده‌ام.»

همبازی‌ بچه‌های زلزله‌زده

کوهنورد و امدادگر جوان رضوانشهری اما یکی اعضای فعال تیم سحر استان گیلان است. او در حوادث بسیاری از زلزله سرپل ذهاب تا سیل نوروز اخیر در استان‌های غرب کشور حضور داشته و خاطرات بسیاری از کمک به کودکان سیل‌زده و زلزله‌زده دارد. او پس از زلزله کرمانشاه، ۲۰ روز همبازی کودکان روستای سرآبگرم سفلی بود و نوروز امسال هم ۱۰ روز در کنار کودکان سیل‌زده پلدختر حضور داشت.

امیرحسین اما هنوز خاطرات همبازی شدن با کودکان زلزله‌زده روستای سرآبگرم سفلی را از یاد نبرده‌است. بچه‌هایی که هنوز هم پس از گذشت ۲ سال از زلزله، با آنها در ارتباط است:« وقتی به روستای سرآبگرم سفلی رسیدیم، آوار خانه‌های روستا و کودکانی که پس از چند روز از زلزله هنوز هم اضطراب زیادی داشتند، همه اعضای تیم را غمگین کرده بود. اما ما یاد گرفته‌بودیم غم و اندوه خودمان را فراموش کنیم تا بچه‌ها لبخند بزنند. همان روز اول در مدرسه روستا مستقر شدیم و پس از برپایی چادرها، بازی با بچه‌ها را شروع کردیم. اهالی روستا که همه دار و ندارشان را از دست داده بودند، وقتی فهمیدند تیم ما برای کمک به بچه‌ها آمده با غذای محلی به استقبال تیم آمدند. دل دریایی آنها، باعث شد از صبح فردا کارمان را با انرژی بیشتری شروع کنیم.»

امیرحسین خاطره‌ای از آن روزها برای‌مان تعریف می‌کند:« یک لباس خروس همراهم آورده بودم تا همبازی بچه‌های روستا شوم. بچه‌ها عاشق این لباس عروسکی شده بودند و انگار زلزله یادشان رفته بود. این میان یکی از بچه‌ها که چند نفری از اعضای خانواده‌اش را از دست داده بود، تمایلی به همبازی شدن با ما نشان نمی‌داد. گوشه‌گیر بود و گاهی اشک از چشم‌هایش سرازیر می‌شد. ۳ روز بعد، تولدش بود. با همه بچه‌های روستا و اعضای گروه قرار گذاشتیم غافلگیرش کنیم. از شهر برایش کادو خریدیم و همه چیز را برای برگزار یک مراسم تولد درست و درمان مهیا کردیم. روز تولد بالاخره لبخند زد و با خنده او همه اعضای تیم انگار دوباره برای کمک به بچه‌های روستا روحیه گرفتند.»

باارزش‌تر از صعود به قله

کوهنورد جوان رضوانشهری، علاوه بر برنامه‌ریزی‌هایش برای صعود به قلل مرتفع و کسب تجربه در اردوهای تیم ملی امید کوهنوردی، یکی از امدادگران و نجاتگران فعال استان گیلان است. او اکنون یکی ازامدادگران پایگاه امداد و نجات شهدای پونل، عضو تیم امدا د ونجات کوهستان رضوانشهر و مسئول کارگروه جستجو و نجات هیئت کوهنوردی بندرانزلی است که در عملیات‌های امدادی بسیاری هم حضور داشته است.

خودش می‌گوید:« امداد و نجات برایم در اولویت است. برای همین دوره‌های مختلف امداد را گذرانده‌ام تا علاوه بر توانایی حضور در عملیات‌های امداد و نجات کوهستان، در عملیات‌های امداد جاده‌ای هم شرکت کنم. با تلاش امدادگران پایگاه شهدای پونل، پایگاه ما به دلیل پوشش مناسب در حوادث مختلف، چند سال به عنوان پایگاه برتر استان گیلان انتخاب شود.» حرف امداد و نجات که می‌شود، امیرحسین خاطره یکی از عملیات‌های امداد و نجات در کوهستان را برای‌مان تعریف می‌کند:« در یکی از اردوهای کوهنوردی به صورت گروهی به ارتفاعات توچال صعود می‌کردیم.  صعودی که در حضور مربیان برگزار می‌شد و برای همه اعضای گروه، اهمیت زیادی داشت. همان روز نخست صعود، وقتی پس از ۵ ساعت پیمایش به ارتفاع ۳۲۰۰ متری رسیدیم، یکی از همنوردان دچار ارتفاع‌زدگی شد. وضعیت جسمی‌اش به دلیل فشارخون پایین، تنگی نفس، سرفه‌های شدید و… هر لحظه وخیم‌تر می‌شد. مربی از اعضای گروه خواست، کوهنورد مصدوم را به پایین قله منتقل کنیم. کسی داوطلب نشد. من اما تنها نماینده هلال در میان کوهنوردان بود. دستم را بلند کردم، از صعودی که برای همه اهمیت داشت انصراف دادم و برای کمک به کوهنورد آسیب‌دیده داوطلب شدم.» امیرحسین مکثی می‌کند و ادامه می‌دهد:« اقدامات اولیه را شروع کردم و پس از حمایت روحی و روانی، توانستم کوهنورد مصدوم را پس از ۳ ساعت پیمایش به پناهگاه شیرپلا برسانم. در پناهگاه هم اقدمات درمانی لازم را انجام دادم تا صبح فردا راهی منطقه شهری شویم. روز بعد، وقتی از پناهگاه خارج شدیم، چشمم به اعضای تیم افتاد که از صعود بازگشته بودند. دورم حلقه زدند و همگی من را تشویق کردند. آنجا بود که فهمیدم نجات یک همنورد باارزش‌تر از صعود است و به عنوان نماینده هلال‌احمر به خودم افتخار کردم. »