جمعه ٢٤ آذر ١٣٩٦
مردم نوعدوست ایران اسلامی برای کمک به هموطنان آسیب دیده از زلزله در استان های غربی کشور به خصوص زلزله 7.3 ریشتری کرمانشاه می توانند از طرق زیر عمل کنند: شماره حساب 99999 به نام هلال احمر نزد اغلب بانک ها، 702070(ارزی دلار) 800300 (ارزی یورو) بانک ملی، 1404440(ارزی دلار) بانک ملت و همچنین کد های #112*3*741* به همراه شماره کارت 6104337770064606 برای دریافت و ارسال کمک های نقدی به زلزله زدگان/ تمرکز اصلی جمعیت هلال احمر بر جمع آوری کمک های نقدی است تا بتوان بر اساس نیازهای مردم آسیب دیده اقلام مورد نیاز برای آسیب دیدگان را تهیه و ارسال کرد/ از مردم شریف ایران اسلامی خواهشمندیم جهت حفظ کرامت انسانی از جمع آوری هر گونه مواد فاسد شدنی و مستمعل اجتناب کنند/هموطنان در استان تهران جهت اهدای کمک های غیرنقدی می توانند به آدرس میدان انقلاب خیابان کارگر جنوبی کوچه شهید مهدیزاده جمعیت هلال احمر شهرتهران مراجعه کرده یا با شماره تلفن 66923040 تماس بگیرند
اخبار > «محمد» زلال جاري معرفت
 


  چاپ        ارسال به دوست

گپ و گفت همشهری محله با عضو تيم واكنش سريع امداد

«محمد» زلال جاري معرفت

 

ليلا باقري/او را در کرمانشاه می‌بینم. همسفریم تا روستاهای دالاهو. ماشین هلال‌احمر را می‌راند. همدیگر را نمی‌شناسیم. 5 نفریم و هرکسی از جایی آمده. دست فرمان خوبی دارد و سعی می‌کند پیچ‌های تند را جوری  می‌رود که حیوانات کنار جاده هم هول نکنند. یکبار با اینکه به موقع هم روی ترمز می‌زند دو سه گوسفند در گله رم می‌کنند. متاثر می‌شود و چندباری بلند استغفار می‌کند و می‌گوید: «خدایا ببخش... تازه غذا خورده‌اند و با شکم سنگین دویدند...» یا وقتی باران می‌بارد و گُله به گُله در جاده پرنده‌ها درحال پَرشویی هستند سرعتش را کم می‌کند تا  فرصت پیدا کنند برای پریدن. فکر می‌کنید صاحب این قلب رقیق چه کسی است؟ مردی با سیبیل‌های از بناگوش در رفته و قدی بالای 180 متر. کوهنوردان خارجی به او لقب هرکول را داده اند. کمی که گپ می‌زنیم، می‌فهمم اهل محله ماست. دوچرخه‌سوار، کوهنورد، اهل سفر باکوله، عضو تیم واکنش سریع امداد، دارنده گواهینامه پاراگلایدر، مربی رانندگی خودروی آبی‌خاکی و... . خلاصه اینکه «محمد پاسخی» 55 ساله یک طبیعت‌دوست تمام‌عیار است و عاشق ماجراجویی در طبیعت.

 

همه‌چیز خوب است تا وقتی که دوست‌دار طبیعتی!

«محمد پاسخی» خوش‌اخلاق است. هرچند ممکن است یکباره کسی آشغالی از شیشه خودرو بیرون بیندازد تا او یکباره عصبانی شود. نه اینکه داد بزند. اما لحن بازخواست او نشان می‌دهد این حرکت حسابی ناراحتش کرده. «چرا پرت کردی؟ بینداز کف ماشین خودم جمع می‌کنم. ما وظیفه داریم مواظب طبیعت باشیم. در ضمن، کسی هیچ‌وقت زمان ماموریت و در خودروی آرم‌دار نباید کار ناشایستی انجام بدهد. نه آشغال پرت کند و نه سیگار بکشد و نه هیچ حرکت نافرم دیگری...» اما به طرفه‌العینی دوباره می‌شود همان پاسخی مهربان و صبور. در راه هم وقتی بچه‌های خوزستان را می‌بینیم که کمپ کربلا را آورده‌اند منطقه زلزله زده و به مردم خدمت می‌کنند اما زباله‌ها را کنار چادر می‌ریزند، باز بهم می‌ریزد. اما این‌بار کمی تامل می‌کند. قدم می‌زند و دست آخر مهربان از مسئول کمپ قول می‌گیرد کیسه زباله تهیه کند برای دورریزها.

 او پدر دو پسر و یک دختر و البته پدربزرگ یک نوه است. اهل گیلان و آستانه اشرفیه. 3 رشته ورزشی فعالیت می‌کند؛ دوندگی، دوچرخه‌سواری و کوهنوری. او اولین کوله‌گرد هلال‌احمر است. می‌گوید: «کوله‌گردی یعنی تنها با یک کوله سفر کنی بدون اینکه هیچ‌نیازی به کمک دیگران داشته باشی. خودت چادر بزنی و غذا درست کنی و... . کوله‌گردی خیلی در ایران جا نیفتاده. اما می‌توان تمام شهرها و کشورها را کوله‌گردی کرد.»

نشد با دل خوش سرپل‌ذهاب بیایم

27 سال است در سازمان امداد کار می‌کند و زمان جنگ هم سر پل‌ذهاب و مریوان خدمت کرده. وقتی در جاده اسلام‌آباد غرب به سمت سرپل ذهاب می‌رویم از کنار پایگاه مرصاد که می‌گذریم «آه» می‌کشد. «چقدر جوان‌های ما در همین‌جا کشته شدند. گمان کردند دیگر ایران توان مقاومت ندارد اما جوان‌ها خون دادند و همین‌جا قضیه را فیصله دادند.» کمی که می‌گذرد آه سوزناک دیگری هم می‌کشد. «یک افسوس در دلم مانده. من دوبار به سرپل ذهاب آمدم. یک بار زمان جنگ که همه مردم از شهر رفته بودند و خالی بود. یکبار هم در این زلزله که وضع شهر اینطور است. نشد با دل خوش بیاییم اینجا.»

او 7 آبان برای امدادرسانی به زوار امام حسین(ع) به مرز صفر منطقه مهران می‌آید. شب زلزله ماموریتش تمام شده بود و می‌خواسته برگردد که زلزله می‌شود و می‌ماند تا روز آخری که هلال‌احمر در منطقه بود.

خاطرات خشن امدادگر مهربان

پاسخی خیلی دوست دارد اروپا را رکاب بزند. اما وقتی طبیعت بکر جنگل‌های بلوط را در کرمانشاه می‌بیند نظرش عوض می‌شود. «اینجا خودش اروپاست. جان می‌دهد برای دوچرخه‌سواری این پیچ‌ها و سرازیری و سربالایی‌ها.» و دوباره حسرت می‌خورد که چرا با دل خوش نیامده اینجا. آنقدر که غم زلزله‌زده‌ها لحظه‌ای رهایت نمی‌کند تا از منظره‌ها به کمال لذت ببری. غم‌شان در هرلحظه حضور دارد. البته پاسخی کم ندیده از این ماجراهای دردناک. آنقدر که وقتی از امدادرسانی به اتوبوس چپ کرده می‌گوید و صحنه‌های دلخراش را تعریف می‌کند از او به خنده و شوخی می‌خواهیم خیلی هم وارد جزییات نشود. این امدادگر چابک دوره ایثار در امداد را هم گذرانده. او هنوز درگیر گرفتن ویزا برای اروپاست اما مطالعات کاملی دارد و یک سال است روی این طرح فکر و برنامه ریزی می‌کند. می‌خواهد 5 کشور را با شعار صلح‌دوستی ایرانی‌ها رکاب بزند و در نهایت به مقر ژنو در سوییس برود. او یک دوجرخه معمولی کوهستان دارد که با قیمت کمی خریده و برای این سفرهایش چالش‌های زیادی دارد. یکی همین که اسپانسر ندارد و باید از محل کارش هم مرخصی بگیرد و... .

فقط می‌خواهم از طبیعت لذت ببرم

پاسخی آواز هم می‌خواند. در راه و وقت کوله‌گردی و دوچرخه‌سواری. از علاقه‌هایش است. یکی دیگر از علاقه‌هایش هم رفتن به کشورهای دیگر است با پرچم ایران. کیف می‌کند از این کار. دو تا پرچم هم در رکاب‌زنی خارجی‌اش نصب کرده بوده روی دوچرخه. «هرشب یک‌جایی اتراق می‌کنم کمپ می‌زنم. ایران باشم به پایگاه هلال احمر می‌روم اما در خارج از کشور اغلب پمپ بنزین. قبلش هم اجازه می‌گیرم که بتوانم از امکانات پمپ بنزین استفاده کنم. البته اصلش این است که در شهر اتراق نکنی چون نیازی بهشان نداری. ایرانی‌ها واقعا مهربان هستند. وقتی مرا می‌بینند گمان می‌کنند توریست هستم و انگلیسی حرف می‌زنند. اما خارجی‌ها نه! اصلا کاری با تو ندارند. خوبی ماجرا این است که زبان هم بلد نیستم. تنها 50 جمله ضروری را می‌دانم. می‌خواهم در لاک خودم باشم و از طبیعت لذت ببرم.»

شب پرماجرا...

این امدادگر لحظه‌ای از امداد غافل نمی‌شود. هر ماشینی دست تکان بدهد و بوق بزند نگه می‌دارد. اغلب هم کسانی‌اند که آرم هلال‌احمر را روی ماشین می‌بینند و درخواستی دارند. درخواستشان را می‌شنویم و او پیگیر می‌شود که حل شده یا نه. شب بارانی‌ هم که از ثلاث باباجانی به سمت کرمانشاه می‌رفتیم به محض دیدن تصادف ایستاد. دست راننده آسیب دیده بود و از شوک گریه می‌کرد. پاسخی اول چندباری از او پرسید تنها بوده یا نه. راننده که از کله معلق ماشین جان سالم به در برده بود گفت تنها بوده. اما او قبل از اینکه افقی در جاده بایستند و راه را ببندد برای جابه‌جایی ماشین تصادفی دوری با چراغ گردان زد تا مطمئن شود ماشین سرنشین دیگری نداشته است. «اینجور وقت‌ها نباید به حرف راننده اطمینان کرد. ممکن است هشیاری کافی نداشته باشد.» بعد هم تلاش او و دیگر امدادگرها برای سامان دادن تصادف و خبر کردن خانواده راننده و رساندنش به اورژانس. «یک امدادگر در همه حال باید امدادگر باشد.»

سفر که تمام می‌شود از محمد پاسخی یک تصویر پررنگ در ذهنم می‌ماند. مردی که در 50 سالگی تصمیم می‌گیرد عشقش به طبیعت و ماجرا را بروز بدهد. با همه محدودیت‌هایی که برای یک مرد در این سن وجود دارد. اما تصمیم‌دارد با کمترین ضرر تا جایی که می‌تواند در دنیا طبیعت‌گردی کند و لذت بودن بین هوا و درخت و کوه و یکی شدن با آن را بچشد.

 

محمد پاسخی کیست؟

*رکاب‌زن برتر کشور؛ او 5 سال است شهرهای ایران را رکاب می‌زند. تیرماه امسال هم ارمنستان و گرجستان و قسمتی از ترکیه را رکاب زده.

* رکاب‌زدن اندیمشک تا شلمچه در هفته دفاع مقدس

* رکاب‌زدن سیرجان تا بندرعباس در بزرگداشت شهدای غواص

* رکاب‌زدن شیراز تا بوشهر به مناسبت روز خلیج فارس

*رکاب زدن 16 ایستگاه آتش‌نشانی و کاشت 16 درخت در سازمان امداد به یاد شهدای آتش‌نشان حادثه پلاسکو

* رکاب‌زدن دور دریاچه ارومیه به مناسبت هفته هلال‌احمر و صلیب‌سرخ با این شعار «به یاد داشته باشیم دومین دریاچه شور دنیا را داریم اما در حال نابودی است».

* رکاب‌زدن تهران تا مشهد

* رکاب‌زدن تهران تا کربلا

* رکاب‌زدن دریای خزر تا خلیج فارس

* رکاب‌زدن تهران تا قم

* رکاب‌زدن تهران تا گیلان

* کوله‌گردی 20 روزه از گرگان تا مشهد به مناسبت شهادت امام رضا(ع)

*متبحر در عملیات راپل و فرود از بالگرد

*مربی آموزش رانندگی خودروی آرگو(آبی خاکی) هلال‌احمر که 8 چرخ دارد و قادر است در برف و باتلاق و کوه و ارتفاعات حرکت کند.

*دارنده گواهی‌نامه پرش با پاراگلایدر

*کوهنورد و دونده. او با دوچرخه خود تا پایگاه سوم دماوند صعود کرده. کوهنوردهای خارجی به او لقب هرکول را دادند!

 

 


١٦:٠٩ - يکشنبه ١٢ آذر ١٣٩٦    /    عدد : ١٠٣٤٠٢    /    تعداد نمایش : ٤١٣


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج