جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران

سه شنبه ، 13 خرداد 1399

ورزشکاران هلال؛ روایت قهرمان دوچرخه سواری تریال کشور‌ از اجرای نمایش برای روستاییان محروم

«علی اختر» قهرمان دوچرخه سواری تریال کشور، هنرش را برای کودکان محروم روستاهای مرزی و زندانیانی که امید از دل‌شان رخت بربسته، به نمایش می‌گذارد تا لحظه‌ای غم و اندوه را از دل‌شان پاک کند.

ماموریت من؛ شاد کردن دل بچه ها

نشریه پیام هلال در شماره 480 خود نوشت: از رکاب زدن در کوچه‌ها و خیابان‌های بیرجند، به بالاترین سطح دوچرخه‌سواری تریال رسیده. جوان محجوب و باانگیزه‌ بیرجندی اگرچه مدال‌های خوشرنگ قهرمانی کشور را یکی پس از دیگری درو کرده و همراه با تیم ملی ایران برای نخستین بار در مسابقات جهانی تریال خوش درخشیده، اما هنوز همان سادگی سال‌های نوجوانی را حفظ کرده است. همان قلب دریایی و مهربانی که برای کودکان روستاهای محروم شهرش می‌تپد. «علی اختر» قهرمان دوچرخه سواری تریال کشور، هنرش را برای کودکان محروم روستاهای مرزی و زندانیانی که امید از دل‌شان رخت بربسته، به نمایش می‌گذارد تا لحظه‌ای غم و اندوه را از دل‌شان پاک کند. در ادامه گفت‌وگوی ما با این قهرمان ملی که به تازگی لباس داوطلبی جمعیت را هم به تن کرده‌ است، می‌خوانید.

وقتی اولین‌ بار روی سکو رفتم

حالا که در اوج جوانی، به یکی از قهرمانان‌ خوشنام دوچرخه‌سواری تریال کشور تبدیل شده و مدال‌های قهرمانی را یکی پس از دیگری درو کرده، هنوز خیابان‌های بیرجند را از یاد نبرده‌ است. همان کوچه‌ها و خیابان‌های شهر که روزی محل تمرین او بود. «علی اختر» اما خیلی زود علاقه‌‌اش به نوع متفاوتی از دوچرخه سواری را از کوچه‌های تنگ و ترش شهر به باشگاه‌های حرفه‌اش کشاند تا راه را برای رسیدن به آرزوهایش هموار کند. اختر از علاقه‌اش به دوچرخه‌سواری می‌گوید: «وقتی یک نوجوان دبیرستانی بودم تمام شهر را با دوچرخه رکاب می‌زدم؛ از خانه به مدرسه تا مرکز خرید، حضور در جمع دوستان و... آنقدر که همه من را با دوچرخه‌ای که هیچوقت از من جدا نمی‌شد می‌شناختند. همان روزها بود که فهمیدم بیش از رکاب‌زدن با دوچرخه در انجام حرکات نمایشی استعداد دارم. از موانعی که در کوچه و خیابان بود استفاده می‌کردم و گاهی هم خودم موانعی برای انجام حرکات نمایشی می‌ساختم. اما خیلی زود تصمیم گرفتم علاقه‌ام را با حضور در باشگاه به صورت حرفه‌ای تر دنبال کنم.»

حرف‌ها که به اینجا می‌رسد، اختر از مخالفت‌های خانواده و ماجرای نخستین قهرمانی‌اش می‌گوید: «رشته دوچرخه‌سواری تریال یا همان انجام حرکات نمایشی با دوچرخه در صورت رعایت نکردن موارد ایمنی رشته پرخطری است. خانواده‌ام مخالف بودند وارد این رشته ورزشی شوم. اما وقتی زمان اولین مسابقات چندجانبه کشور در اصفهان فرا رسید، پدرم را راضی کردم همراهم به اصفهان بیاید. در اولین مسابقه رسمی‌ام توانستم روی سکوی قهرمانی کشور بایستم. آن روز شوقی که در چشم‌های پدرم دیدم، من را برای ادامه فعالیت حرفه‌ای در این رشته مصمم کردم.»

درخشش در مسابقات جهانی تریال

9 سال از اولین قهرمانی علی اختر در مسابقات چندجانبه کشوری می‌گذرد و حالا این دوچرخه سوار بیرجندی خراسانی، یکی از پرافتخارترین ورزشکاران ایرانی در دوچرخه‌سواری تریال است. وقتی از مقام‌های قهرمانی و مدال‌هایش در رشته تریال حرف می‌زنیم، چند دقیقه‌ای طول می‌کشد تا همه قهرمانی‌هایش را برای‌مان مرور کند. او که در آخرین دوره مسابقات قهرمانی لیگ تریال کشور در استان تهران هم به مقام قهرمانی رسیده از افتخاراتش در این رشته ورزشی می‌گوید: « لیگ دوچرخه‌‌سواری تریال کشور هر سال با حضور جوانان باانگیزه این رشته مهیج در یک استان برگزار می‌شود. خوشبختانه تا امروز توانستم دو مدال طلای لیگ کشوری تریال را در استان‌های کرمانشاه و تهران کسب کنم.  3 مدال نقره و 7 مدال برنز مسابقات قهرمانی و لیگ تریال کشور را هم با راهنمایی مربیان به دست آوردم.» اکنون اما نام علی‌ اختر، دوچرخه سوار جوان بیرجندی را در فهرست برترین‌های جهان در این رشته ورزشی هم می‌توانیم جست و جو کنیم. جوان باانگیزه‌ای که همراه با نخستین تیم ملی دوچرخه‌سواری تریال کشور در مسابقات جهانی شرکت کرد و توانست همراه با دیگر نمایندگان ایران حضور موفقی در این مسابقات داشته باشد.

اختر از نخستین حضور ایران در مسابقات جهانی تریال می‌گوید: «سال 2019 برای اولین بار تیم ملی تریال ایران در مسابقات جهانی این رشته شرکت کرد ومن به عنوان یکی 4 عضو تیم ملی ایران در این مسابقات توانستم رتبه 32 جهان را کسب کنم. نمایش تیم ملی‌ ایران در این مسابقات با توجه به اولین حضور ورزشکاران ایرانی در بالاترین سطح این رشته، باعث شگفتی تیم‌های خارجی شده بود.» اختر اکنون شصتمین دوچرخه‌سوار برتر رشته تریال در جهان است. خودش می‌گوید:« فدراسیون جهان با توجه به رتبه‌ها و امتیازاتی که دوچرخه‌سواران این رشته در مسابقات داخلی و جهانی کسب می‌کنند، فهرستی از برترین‌های جهان را منتشر می‌کند. امسال توانستم با توجه به امتیازاتم در مسابقات جهانی و رتبه‌های داخلی، رنکینگ 60 جهان را کسب کنم. هدفم این است با درخشش بیشتر در مسابقات جهانی 2020، رنکینگ جهانی‌ام را بهبود ببخشم.»

روزی که قهرمان مردم شدم

ایستادن روی سکوی قهرمانی کشور و یا حتی حضور موفق در مسابقات جهانی تریال اما تنها هدف علی از ورزش نیست. جوان باانگیزه بیرجندی خراسانی در سینه‌اش هم قلبی پر از عشق به مردم کشورش دارد. او که به تازگی لباس داوطلبی هلال‌احمر را هم به تن کرده، مدت‌هاست از هنرش در رشته تریال برای شاد کردن دل کودکان محروم روستایی استفاده می‌کند. تصاویر حضور اهالی روستای مرزی گویک در برنامه خیرخواهانه علی در میدانگاهی این روستا، بیانگر موفقیت او در این حوزه است. خودش می‌گوید:« دوچرخه‌سواری تریال علاوه بر اینکه برای خود ورزشکار جذابیت دارد، برای تماشاگران هم ورزشی بسیار پرهیجان و جذاب است. معتقدم هر ورزشکار و یا هنرمندی که می‌تواند دل مردم را شاد کند برای برابر آنها مسئولیت دارد. مسئولیت اجتماعی من هم این است که به روستاهای محروم بروم تا اهالی این روستاها برای یک روز هم که شده رنج و محرومیت را از یاد ببرند. وقتی مشغول انجام حرکات نمایشی هستم، این صدای خنده و شادی بچه‌هاست که باعث احساس رضایت من می‌شود. در پایان برنامه‌‌ام در روستای گویک وقتی بچه‌های روستا سراغ من آمدند و با ذوق وصف‌نشدنی لحظه‌های پرهیجان برنامه را برای من تعریف کردند، انگار آن روز هم روی سکوی قهرمانی ایستاده بودم.»

درخواست از مسئولان هلال‌احمر

علی برای زندانیان هم اجراهای زیادی انجام داده است. او داوطلبانه به زندان شهر می‌رود تا برای کسانی که شاید امید را در کوران مشکلات زندگی فراموش کرده‌اند، رکاب بزند. حرف زندانیان که می‌شود، علی می‌گوید:«وقتی برای اولین بار به زندان بیرجند رفتم تا برای زندانیان اجرا کنم، انتظار نداشتم حرکات نمایشی من با دوچرخه حال‌شان را خوب کند. مسئولان زندان پس از اجرای نمایش به من می‌گفتند ناامیدترین زندانیان هم با حرکات من لبخند زده‌ و غم و اندوه را از یاد برده‌اند. باز هم می‌خواهم برای زندانیان اجرا کنم. آرزویم این است که در همان لحظاتی که امیدوارانه لبخند می‌زنند، برای بازگشت به زندگی و شاید اصلاح برخی مشکلات‌شان امیدوار شوند.» علی اما از مسئولان هلال‌احمر یک درخواست دارد. آرزویش این است که برای کودکان محروم روستاهای سیل‌زده و زلزله‌زده کشور برنامه اجرا کند: «وقتی فعالیت داوطلبانه و فداکارانه امدادگران هلال را دیدم، بی‌درنگ لباس داوطلبی پوشیدم. یک از آرزوهایم این است که با همراهی مسئولان هلال به هر نقطه کشور که محرومیت باعث درد و رنج مردمانش شده بروم و با دوچرخه‌ام برای آنها برنامه اجرا کنم.»

سوگند12ساله، قهرمان مسابقات کشوری

 بهترین هدیه عمرم

در خانواده هلال‌احمر، خدمت‌رسانی داوطلبانه و کمک به مردم آسیب‌دیده در حوادث، کوچک و بزرگ نمی‌شناسد. علاوه بر امدادگران و نجاتگران کارکشته جمعیت و اعضای سازمان جوانان که با حضور در مناطق آسیب‌دیده از سیل، زلزله و... امدادرسانی می‌کنند، حتی کوچک‌ترین اعضای این خانواده هم امدادرسانی به آسیب‌دیدگان را از بر کرده‌اند. «سوگند سبزواری» ورزشکار 12 ساله اهل اندیمشک یکی از همان نوجوانان دلسوز است که علاوه بر ایستادن روی سکوی قهرمانی کشور،  در کمک به آسیب‌دیدگان حوادث هم یک قهرمان تمام‌عیار است. سوگند که از 7 سالگی وارد رشته رزمی کیوکوشین کاراته غیرکنترلی شده، تا به امروز 5 مدال طلای قهرمانی کشوری کسب کرده‌ است. وقتی از مقام‌های قهرمانی‌اش حرف می‌زنیم لبخندی می‌زند و می‌گوید: «من هنوز اول راه هستم و می‌خواهم مدال‌های بیشتری به دست بیاورم. اولین بار در مسابقات قهرمانی نونهالان کشور که 3 سال پیش در تهران برگزار ‌شد مدال طلا گرفتم. قهرمانی در تهران اولین مدال طلای کشوری‌ام بود و بعد از آن 4 بار دیگر هم در رده سنی نونهالان و نوجوانان قهرمان کشور شدم.» سوگند که دو مدال طلای قهرمانی استان خوزستان را هم در کارنامه‌اش دارد، نوروز سال 98 همراه با پدرش برای کمک به سیل‌زدگان شوش حسابی پای کار بود.

خودش می‌گوید: «هلال‌احمر را با ماموریت‌های همیشگی پدرم برای کمک به آسیب‌دیدگان حوادث شناختم. وقتی حادثه‌ای مثل سیل، زلزله و...رخ می‌دهد همه اعضای خانواده ما برای کمک‌ کردن داوطلب می‌شوند. عید امسال که سیل به برخی شهرهای استان ما خسارت زد، من همراه پدرم به شوش رفتم. کمک‌های اولیه را از پدرم یاد گرفتم و علاوه بر کمک کردن در توزیع کمک‌های مردمی، برای کمک به مصدومان هم همراهش بودم.» سوگند از امدادرسانی به مصدومان سیل خاطرات زیادی دارد. او که چند روز همراه پدرش در مناطق سیل‌زده حضور داشت،  یکی از خاطرات شیرینش را برای‌مان تعریف می‌کند: «همراه پدرم به خانه‌های سیل‌زده می‌رفتیم تا لوازم منزل و کمک‌های مردمی را به سیل‌زدگان برسانیم. وارد یکی از خانه‌ها که شدیم،  دیدیم پای یک مرد جوان دچار آسیب شده. پدرم کیف کمک‌های اولیه‌اش را آورد تا کار پانسمان را شروع کند. من هم که مراحل پانسمان زخم را از او یاد گرفته بودم، در پانسمان کردن زخم به پدرم کمک کردم. وقتی مرد جوان از من تشکر کرد، انگار بهترین هدیه‌ام عمرم را گرفتم.»

زهرا جعفری
تهیه کننده:

زهرا جعفری

0 نظر برای این مقاله وجود دارد

نظر دهید

متن درون تصویر امنیتی را وارد نمائید:

متن درون تصویر را در جعبه متن زیر وارد نمائید *