امروز سه شنبه  ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
سرویس:اخبار ستادی
تاریخ خبر : سه شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴- ۱۳:۰۵
قصه‌ای از طرح یاس که به مسیر تازه زندگی زنان تبدیل شد
طرح «یاس» از دل یک دغدغه اجتماعی متولد شد؛ دغدغه دخترانی بین ۲۰ تا ۴۰ سال که نه شاغل بودند و نه متأهل، سال‌ها تحت پوشش کمیته امداد بودند. این طرح تلاش کرد مسیر زندگی این دختران را، نه با کمک‌های مقطعی، بلکه با توانمندسازی واقعی تغییر دهد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت هلال احمر؛ طرح یاس در چارچوب تفاهم‌نامه‌ای مشترک میان کمیته امداد امام خمینی (ره) و جمعیت هلال‌احمر شکل گرفت؛ تفاهم‌نامه‌ای که نخستین جرقه‌های آن حدود 6 تا 7 سال پیش زده شد و اجرای منسجم و ملی آن 3 سال است که به‌صورت جدی دنبال می‌شود. امروز سومین سالی است که با هلال احمر تفاهم امضا می‌شود تا زنان سرپرست خانوار در قالب طرح یاس توانمند شوند. ثمرات این تفاهم، تشکیل خانواده برای اقشار ضعیف و پرورش نیروهایی خلاق بود که امروز در حال خدمت به جامعه هستند. به گفته مرتضی بختیاری، رئیس کمیته امداد امام خمینی (ره)، این طرح تا به امروز ۸۰ هزار نفر را پوشش داد و در سال آینده چتر حمایتی آن بر سر ۱۳۰ هزار نفر خواهد بود. افزایش تاب آوری زنان سرپرست خانوار و اقشار ضعیف جامعه در این طرح انجام شد و سطح اشتغال در جامعه را ارتقا داد. آغاز یک مسئولیت فراتر از یک عنوان اداری طرح یاس، بیش از آنکه یک برنامه سازمانی باشد، به یک مسیر زندگی برای هزاران دختر تبدیل شده است؛ مسیری که از ترمیم روان آغاز شد، به مهارت و درآمد رسید و به مشارکت اجتماعی ختم شد. یاس نشان داد توانمندسازی واقعی، از تغییر نگاه به خود آغاز می‌شود. سمیرا خواجه؛ مدیر اجرایی طرح یاس، جزئیاتی از این طرح را روایت می‌کند: «از همان ابتدا مشخص بود که یاس قرار نیست صرفاً یک طرح آموزشی یا حمایتی کوتاه‌مدت باشد. هدف، ایجاد یک مسیر تدریجی و ماندگار برای دخترانی بود که سال‌ها در حاشیه تصمیم‌ها مانده بودند. نخستین تفاهم‌نامه‌های این طرح حدود 6 تا 7 سال پیش شکل گرفت و اجرای منسجم و گسترده آن نزدیک به 3 سال است که در سطح کشور دنبال می‌شود. یاس با یک پرسش کلیدی آغاز شد: با دخترانی که نه امکان اشتغال رسمی دارند و نه وارد مسیر ازدواج شده‌اند، چه باید کرد. این دختران، برخلاف تصور رایج، مشکل توانایی نداشتند؛ مشکل، فرصت و دیده‌شدن بود. بنابراین هدف طرح نه استخدام دولتی بود و نه مدرک‌گرایی؛ بلکه توانمندسازی در ابعاد روانی، مهارتی، اقتصادی و اجتماعی بود.» ترمیم روان و بازگشت اعتمادبه‌نفس در گام نخست، تمرکز طرح یاس بر سلامت روان دختران قرار گرفت: «با همکاری اساتید روان‌شناسی و همراهی کمیته امداد، جلسات مشاوره فردی و گروهی برگزار شد. این مرحله، نقطه خروج بسیاری از دختران از چرخه ناامیدی و انفعال بود. پس از عبور از این مرحله، خودِ شرکت‌کنندگان اعلام کردند که آماده یادگیری و ورود به مرحله بعد هستند.» کارآفرینی از دل خانه در مرحله دوم، آموزش‌های مهارتی آغاز شد. سمیرا خواجه این بخش را اینگونه توضیح می دهد: «آموزش‌های مهارتی آموزش هایی بود که بر توانمندی‌های بومی و خانگی تمرکز داشت. سوزن‌دوزی و خامه‌دوزی، عروسک‌دوزی، تولید ترشیجات و محصولات خانگی، محصولات فرهنگی و سنتی هر منطقه شامل این توانمندی‌ها می‌شود. این آموزش‌ها در قالب کارگاه‌های مقدماتی، پیشرفته و فوق‌پیشرفته برگزار شد. دختران آموختند همان مهارتی که سال‌ها در خانه انجام می‌دادند، می‌تواند به یک منبع درآمد پایدار تبدیل شود.» ویترین دستاوردها یاس به آموزش بسنده نکرد. در ادامه، دختران با فروش اینترنتی، استفاده از شبکه‌های اجتماعی و بازاریابی آنلاین آشنا شدند. نتیجه این مرحله، راه‌اندازی ده‌ها کسب‌وکار خانگی بود؛ به‌گونه‌ای که برخی از محصولات تولیدی، امروز مشتریان ثابت داخلی و حتی خارجی دارند: «یکی از مهم‌ترین دستاوردهای طرح، برگزاری نمایشگاه کارآفرینی یاس بود. از جمله نمایشگاهی که حدود دو سال پیش در محل نمایشگاه‌های حرم مطهر رضوی برگزار شد. در این نمایشگاه، محصولات دختران شامل عروسک‌های دست‌دوز، ترشیجات خانگی، دوخت‌های سنتی و صنایع‌دستی به نمایش درآمد. محصولاتی که هرکدام روایت یک مسیر توانمندسازی بودند.» مشارکت اجتماعی و فعالیت داوطلبانه در کنار مسیر اقتصادی، دختران یاس در فعالیت‌های داوطلبانه جمعیت هلال‌احمر نیز مشارکت داشتند؛ از شیفت‌های نوروزی تا حضور در پست‌های خدماتی و اجتماعی: «این حضور، علاوه بر مهارت‌آموزی، نقش مهمی در بازسازی هویت اجتماعی و افزایش اعتمادبه‌نفس آن‌ها داشت. هرکدام از این افراد، متناسب با ظرفیت و علاقه خود، آموزش دیده و در یکی از حوزه‌های مهارتی، اجتماعی یا اقتصادی فعال شده‌اند. بسیاری از آن‌ها امروز به درآمد پایدار رسیده‌اند و برخی نیز به عنوان مربی یا فعال اجتماعی، نقش‌آفرین هستند.» وقتی آموزش، اعتمادبه‌نفس می‌شود سهیلا محمدی‌، یکی از همان دخترهایی است که سال‌هاست دلش را به هلال‌احمر گره زده و با طرح یاس، خودش را دوباره پیدا کرده است. سهیلا وقتی وارد طرح یاس شد، فقط یک مربی نبود که بخواهد آموزش بدهد؛ دختری بود با انگیزه‌ای که دنبال جان گرفتن بود. طرح یاس برای او یک مسیر تازه شد؛ جایی که در آن، تجربه‌های داوطلبانه‌اش معنا پیدا کرد و اعتمادبه‌نفسی که زیر فشار زندگی کم‌رنگ شده بود، دوباره شکل گرفت. حضور در کنار دختران جوان، آموزش دادن و دیدن رشد آن‌ها، کم‌کم سهیلا را هم محکم‌تر کرد؛ طوری که امروز یاس نه فقط بخشی از فعالیت‌هایش، بلکه بخشی از هویت اوست. از بافت تا یاس سهیلا محمدی‌، اهل استان کرمان، شهرستان بافت است. او از چند سال پیش با هلال احمر آشنا شد و مسیر زندگی اش تغییر کرد. حالا اما با عضویت در طرح یاس، گامی متفاوت در مسیر فعالیت های بشردوستانه اش برداشته: «وقتی وارد این طرح شدم، به‌عنوان یک مربی آمدم. یاس برای من فقط یک عنوان نبود، نقطه‌ای بود که انگیزه‌ام بیشتر شد و اعتمادبه‌نفسی در من شکل گرفت. من همیشه فکر می‌کنم آموزش، دقیقاً از همین‌جا شروع می‌شود؛ از وقتی که کلاس تمام شده، اما کسی دلش نمی‌خواهد برود. برای من، این فضا فقط کلاس نیست؛ بخشی از زندگی‌ست که سال‌هاست با آن جلو آمده‌ام.» آشنایی ساده، ماندنِ جدی نام هلال‌احمر، برای خیلی‌ها با حادثه و بحران گره خورده، اما برای بعضی‌ها از جایی ساده‌تر شروع می‌شود: «اولین‌بار در مدرسه با هلال‌احمر آشنا شدم. ثبت‌نام کردم، بدون اینکه بدانم این مسیر قرار است ادامه‌دار باشد. حدود ده سال بعد، آموزش‌های اولیه را دیدم و همان‌جا فهمیدم این راه، راهِ ماندن است. حالا نزدیک شش سال است که عضو هلال‌احمرم و مدتی‌ست به‌عنوان مربی آموزش می‌دهم. وقتی مربی شدم، فهمیدم دیگر فقط برای خودم یاد نمی‌گیرم. باید چیزی را منتقل کنم که ممکن است یک روز، در یک موقعیت واقعی، به کار بیاید. حدود دو تا سه سال پیش به طرح یاس پیوستم و به‌عنوان مربی اعزامی در برنامه‌ها و مسابقات شرکت کردم؛ از جمله مسابقه‌ی چادرزنی بین‌استانی کرمان و سیستان‌وبلوچستان. بچه‌ها رتبه آوردند و من بیشتر از هر چیز، خوشحال بودم که نام شهرستان بافت دیده شد.» آموزش برای ایستادن محکم‌تر طرح یاس، جایی‌ست که آموزش، با زندگی واقعی گره می‌خورد؛ با دغدغه، با معیشت، با دخترهایی که باید زودتر از سن‌شان محکم شوند: «من قبل از طرح یاس هم هلال‌احمری بودم. اما ورودم به طرح یاس، از سر نیاز نبود؛ ادامه‌ی همان مسیری بود که از قبل انتخاب کرده بودم. در این طرح، آموزش‌های پایه‌ی کمک‌های اولیه را به دختران جوان زیر ۳۵ سال ارائه دادم. تمرین‌ها فقط تمرین نیستند؛ نوعی بازسازی‌اند. بازسازی اعتمادبه‌نفس، بازسازی حس توانستن.» رفاقت یاس؛ تمرین‌هایی که فقط تمرین نبودند گاهی آموزش، از کلاس بیرون می‌آید و وارد زندگی می‌شود؛ درست وقتی که آدم فکرش را نمی‌کند: «در «رفاقت یاس»، ۱۰ نفر انتخاب شدند. با هم تمرین کردیم، آموزش دیدند، در مسابقات امدادی و ورزشی شرکت کردند و مقام آوردند. چیزی که برای من مهم‌تر بود، تغییر روحیه‌شان بود. خیلی‌هایشان اول کم‌جرأت بودند، اما وقتی یاد گرفتند، وقتی دیدند بلدند، نگاهشان عوض شد. این کار را دلی انجام می‌دهم. درآمدی ندارد و فقط آموزش‌هایی‌ست که از هلال‌احمر می‌گیریم. من نزدیک ۲۹ سال دارم، ازدواج نکرده‌ام و شغلی هم ندارم، اما این فعالیت‌ها به من انرژی می‌دهد، اعتمادبه‌نفس می‌دهد و باعث می‌شود احساس کنم جای درستی ایستاده‌ام.» مسیر یک زندگی یاس، نام یک طرح است؛ اما برای بعضی‌ها، نام یک مسیر. سهیلا می‌گوید: «آموخته‌هایم در زندگی شخصی هم به کارم آمد. در روزهای بیماری پدرم و پیش از فوتش، توانستم کارهایی انجام بدهم که اگر آموزش ندیده بودم، شاید از عهده‌اش برنمی‌آمدم. همان‌جا فهمیدم بلد بودن، فقط مهارت نیست؛ آرامش است. طرح یاس برای من یک عنوان اداری نیست. مسیری‌ست که هم من را ساخته و هم دخترهایی را که حالا محکم‌تر ایستاده‌اند. طرح یاس باعث شد باور کنم هنوز می‌توانم اثرگذار باشم. بودن در کنار دختران جوانی که هرکدام قصه‌ای شبیه من داشتند، به من انرژی داد. آموزش دادن، همراه شدن و دیدن رشد آن‌ها، کم‌کم من را هم قوی‌تر کرد. امروز وقتی به خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم یاس فقط به من مهارت یاد نداد؛ به من جرئت داد، اعتمادبه‌نفس داد و انگیزه‌ای که باعث شد با اطمینان بیشتری مسیرم را ادامه بدهم.» / سیما فراهانی|  
© 2022 - info@rcs.ir