گزارش میدانی از حال و هوای بخش ارتز مرکز توانبخشی جمعیت هلالاحمر
خانه امید افراد دارای معلولیت
جایی که بسیاری از افراد، با کفی طبی، توان راه رفتن پیدا میکنند
کم بیراه نیست اگر بگوییم، اینجا خانه امید بسیاری از افراد دارای معلولیت است، افرادی که به هر دلیلی، بیماری، تصادف، وراثت و مادرزادی و یا هر اتفاق دیگری، بخشی از تنشان، دچار ضایعه شده است، بخشی از دست، پا را از دست دادهاند، ستون فقرات و یا تنشان، نامتقارن است و نیاز است که به بخش ارتز مراجعه کنند تا از وسایل کمکی توانبخشی استفاده کنند. اینجا، بخش ارتز مرکز جامع توانبخشی جمعیت هلالاحمر، راست کارشان است تا وسایل موردنیازشان را تهیه کنند.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی جمعیت هلالاحمر؛ یک پایش میلنگد، هر وقت میخواهد قدم از قدمی بردارد، تمام وزنش را اول روی یک پا میاندازد و بعد، تنش را تکان میدهد و یک قدم به جلو قدم برمیدارد، انگار پاهایش کوتاه و بلند باشد، نامتوازن، به سمت جلو میرود. چند دقیقهای طول میکشد تا خود را به در بزرگ شیشهای برساند، جایی که به آن بخش ارتز (وسیلهای پزشکی است که برای حمایت، اصلاح، یا کمک به عملکرد طبیعی اندامها و مفاصل بدن استفاده میشود؛ این وسیله معمولاً روی بخش بیرونی بدن قرار میگیرد.) میگویند؛ یک سالن پرنور در طبقه همکف مجتمع جامع توانبخشی جمعیت هلالاحمر؛ جایی که به قول خودش، میتواند کوتاهی پای راستش را از بین برود و بهتر راه برود.
پیش به سوی انتخاب وسایل کمکی
میگوید: «دو سال قبل با موتور تصادف کردم، بعد از چند بار جراحی، پای راستم حدود 3 سانتیمتر کوتاهتر شد و حالا بعد از تمام شدن دوا و درمان تصادف، باید برای کوتاهی پاهایم هم کاری کنم و یک کفی طبی و یا کفش طبی برایم درست کنند.» خنده تلخی میکند و میگوید که بعد از 52 سال زندگی، باید لنگ شود. زن روی صندلی مینشیند تا نوبتش شود. خیلی زمان نمیبرد و او را صدا میزنند. نسخه پزشک و رادیوگرافی اسکنوگرام (عکس رادیولوژی که با آن طول پا را اندازه میزنند) را به مسئول ارتز میدهد تا دقیق، میزان کوتاهی پاهایش را اندازه بگیرند. مسئول بخش ارتز اما باز با چند تخته، اختلاف طول را دقیقتر اندازه میگیرد. زن را به بخش دیگری راهنمایی میکنند، به جایی که میتواند با دستگاه کف پایش را اندازه بگیرند. با فایل اسکن کفی کفش، حالا این زن میتواند تا چند وقت دیگر متوازن راه برود.
این زن تنها، مراجع این بخش نیست، پسربچه کوچکی، تازه به سن 5 سال رسیده است، مادرش میگوید: «کف پای پسرم صاف است و از همین سن، کمر درد هم گرفته، دکتر برایش تجویز کفی طبی کرده است.» زن دست پسرش را میگیرد و برای گرفتن اسکن کف پا، او را همراهی میکند.
به جز این پسربچه، مردی میانسال با عصا هم آمده است؛ میگوید: «سالهاست که انحراف ستون فقرات دارم و مجبورم برای بهتر راه رفتن از عصا و وسایل کمکی استفاده کند.» حالا برای سفارش یک عصا و یک کمربند جدید دیگر آمده است. گوشه پیراهنش را بالا میدهد و میگوید: «با همین ارتز، ستون فقراتم را محکم نگه داشتم.» مرد حالا 7، 8 سالی میشود که ارتز ستون فقرات را دارد و گوشه سمت راستش به خاطر سابیدگی، خراب شده است و باید از نو، ارتز دیگری را سفارش را دهد. کارشناس بخش، اندازههای او را میگیرد، به نسخه پزشک نگاهی میاندازد و او را به بخشی میفرستد که باید ارتز ستون فقراتش را قالب بگیرند.
مسئول بخش ارتز میگوید: «دایره مخاطبین و مراجعین ما خیلی زیاد است، کلیه وسایل کمکی، برای افراد متنوع که مشکلات صافی کف پا، دفرمگی، انواع شکستگیها و مشکلات ستون فقرات دارند، به این بخش مراجعه میکنند.» مسئول بخش میگوید که روزانه، تعداد زیادی مراجعهکننده دارند، در یک شیفت 7 ساعته شاید تعداد مراجعین به 200 تا 250 نفر هم میرسد.
کارخانه کفشسازی
پسربچهای که کف پایش صاف بود، کارش تمام شده است و باید به بخش سفارش کفی و کفش طبی برود تا زمان تحویل کفی را به او بگویند، با او همراه میشود، صدای خوشحال دختربچهای به استقبال میآید. دختربچه بین انتخاب رنگ صورتی و سبز مانده است. یک بار پوتین سبز و طوسی و یک بار دیگر، رنگ صورتی را انتخاب میکند. بعد از کلی تردید، چکمه ساقدار صورتی که با دست دوخته شده را انتخاب میکند. لبخندش زیبا روی لبانش مینشیند. به پاهای دختربچه زیبا که نگاه میکنیم، خشکمان میزند، پاهای دختر، به شکل غیرطبیعی کوچکتر از بدنش است، راه رفتن با پاهای کوچک سخت است، به خاطر همین با عصا راه میرود. از بخش کفش طبی که خارج میشود، صدایش به گوش میرسد: «یعنی کفشم که حاضر شود، دیگر لازم نیست، با عصا راه بروم؟»
روی در ورودی سالن یک تابلو به چشم میخورد: «ورود افراد متفرقه اکیدا ممنوع.» ما اما وارد سالن میشویم. اینجا شبیه به کارگاه کفاشی است، یک کارگاه کوچک. بوی چسب، چرم و فوم اول از همه به استقبال میآید. پشت میزها، کارمندان کارگاه کفاشی ایستاده یا نشستهاند و مشغول به کار خود هستند. دختری جوان با دقت، تند و سریع، با تیغ تیز، اضافات فوم را میتراشد. چندین کفی با جنس فوم و چرم، روی میزش است؛ کفی در اندازههای متنوع برای بچهها، برای بزرگسال و حتی نوجوان. میگوید: «تمام این کفیها با قالبهای خاص هر نفر ساخته شده است، قبل از این که قالب پای هر نفر به دست بیاید، اسکن کف پا و یا قالبگیری با گچ، میتوانیم مشخصاتی از کفی به دست بیاوریم.» بعضی از کفیها، با بقیه متفاوت است و جای بخشی از انگشت و یا کف پا با قالب پر شده. درواقع بخشی از پنجه پا با قالب پوشانده شده است تا فردی که بخشی از انگشتان پایش را ندارد، راحتتر بتواند قدم بردارد. برای هر کفی، از ابتدای کار، از شروع اسکن و بعد آمادهسازی فوم و چرم، حدود یک ماه زمان میبرد.
در میز دیگری، مردی، در حال الگو کشیدن برای یک کفش طبی است؛ بعد از چند دقیقه، الگوی خیاطی را روی چرم میگذارد و با تیغ، چرم را برش میدهد. میگوید: «بسته به الگوی کف پا و اسکنی که از پای هر فردی گرفتیم، الگوی کفش طبی را برای او رسم میکنیم و بعد چرم را برش میدهیم.»
در بخش دیگری، مردی میانسال، چرمی را که برش خورده، روی کفی کفش و قالب پای آن کفش، میچسباند. مرد، با قدرتی عجیب، تکهای چرم را ثابت میکند، آنها را میکشد و صاف میکند و بعد میخ میزند و یا چسب میزند، بعد دوباره از نو، رویههای چرم را ثابت میکند. میگوید: «اگر کفشی بدقلق باشد، حتی ممکن است، دوخت و آماده شدن رویه یک کفش، دو تا سه روز زمان ببرد.» بعد از آماده شدن رویه کفش، زیره کفش و بعد پاشنه چرمی، وصل میشود تا در پایان، کفشی استاندارد و مناسب برای پای یک فرد، ساخته شود؛ پروسهای که حدود یک ماه و نیم هم زمان ببرد.
بیرون از کارگاه، مردی میانسال در حال پرو کردن کفشش است. چند قدم با پایش راه میرود، زنش میپرسد: «خوب است؟ راحتی؟» مرد بدون این که حرفی بزند، چند قدم دیگر راه میرود، بعد با کفش مینشیند و بعد دوباره، راه میرود، سرعتش را تندتر میکند و بعد چرخی میزند. کفش را که از پا درمیآورد، جای خالی چند انگشت در پایش دیده میشود. زنش میگوید: «به خاطر دیابت چند انگشت را از دست داده است.» مرد سر تکان میدهد و کفش را تایید میکند و به رضایت سر تکان میدهد. برای نهایی شدن کفش و تحویل نهایی اما باید چند روز دیگر صبر کند تا کفش آماده استفاده شود.
بیرون از بخش کفش طبی، هنوز افراد زیادی به بخش ارتز در رفتوآمد دارند. حالا مردی جوان، با عصا، به زحمت خود را به بخش میرساند، توی چهرهاش عزمی جدی نمایان است.
نظر دهید