رفاقت 25 ساله زوج هلال احمری تهران
همراه هم هستند و نامشان به نام هم گره خورده است. «زوج هلالاحمری» در هر استان و هر شهری که باشند، نام و آوازه فعالیتهایشان با هم جمع زده میشود و در تجربههای هم شریکند. فرقی نمیکند این آشنایی در هلالاحمر و با شروع فعالیتهای داوطلبانه رقم خورده باشد یا درهای دنیای کار داوطلبانه بعد از ازدواج به روی همسر باز شده باشد؛ زوجهای هلال احمری حالا دنیای مشترکی دارند و یکدیگر را همراهی میکند.
پیام هلال در شماره 465 نوشت: همراه هم هستند و نامشان به نام هم گره خورده است. «زوج هلالاحمری» در هر استان و هر شهری که باشند، نام و آوازه فعالیتهایشان با هم جمع زده میشود و در تجربههای هم شریکند. فرقی نمیکند این آشنایی در هلالاحمر و با شروع فعالیتهای داوطلبانه رقم خورده باشد یا درهای دنیای کار داوطلبانه بعد از ازدواج به روی همسر باز شده باشد؛ زوجهای هلال احمری حالا دنیای مشترکی دارند و یکدیگر را همراهی میکند. تحمل شیفتهای وقت و بیوقت پایگاههای امداد و نجات، سفر به روستاهای محروم کشور برای توزیع اقلام و کمکهای مردمی، شرکت در مانورها و اردوهای آموزشی و ... برای زوجهای امدادگر و داوطلب راحتتر شده است. هفته ازدواج، بهانهای است برای نشستن پای حرفهای تعدادی از این زوجها.
«دوستان هلال احمری همیشه میگویند دکتر صالحی از سلامت تا مرگ، از مددجوها حمایت میکند.» این را میگوید و به سالهای فعالیت داوطلبانهاش اشاره میکند. حساب زمانش از دستش بیرون رفته که به سالها قبل از ثبت رسمی نامش به عنوان عضو داوطلب برمیگردد. دکتر «عفت صالحی» کار داوطلبانه در هلال احمر و خارج از فعالیتهای جمعیت را شانه به شانه همسرش آغاز کرده است و حالا خانواده 5 نفرهاش را در این راه شریک میکند. او میگوید: «فعالیت داوطلبانه با زندگی من و همسرم عجین شده است. یکی از مهمترین انگیزههای هر دو ما در این راه، همراهی و همدلی بود که با هم داشتیم و سختی و خوی آن را با هم تقسیم کردیم.» بیش از 25 سال از شروع فعالیتهای جدی داوطلبانهشان میگذرد و از آزاد کردن زندانیان دربند گرفته تا تهیه جهیزیه برای نوعروسان و تهیه لوازم تحریر برای دانشآموزان نیازمند و تامین هزینههای درمان بیماران، همه را در کارنامه کاری خود دارند. صالحی میگوید :«نمیتوانم بگویم این کارنامه کاری من به تنهایی است؛ اول از همه همسرم در این راه با من همراه بود و حالا فرزندانمان در کنار ما هستند. ما حتی بسته بندی اقلامی مثل لوازم تحریر را در خانه و به کمک همدیگر انجام میدهیم. هر وقت صحبت از فعالیت داوطلبانه میشود، نمیتوانم انجام این فعالیتها را به تنهایی به خودم نسبت بدهم. ما حتی برای جمعآوری کمکهای نقدی و غیر نقدی، و کمک گرفتن از تخصص و مهارتهای دیگران، به سراغ اعضای خانواده و حلقه دوستان و نزدیکان خودمان میرویم و آنها را در این کار شریک میکنیم. اگر جز این بود، چگونه میشد 3 هزار کودک یتیم و 2 هزار سالمند را زیر بال و پر گرفت و امور مربوط به آنها را مدیریت کرد؟» این روزها که همسرش «هوشنگ صالحی» سر شلوغی دارد، همچنان او را در جریان مسئولیتهای داوطلبانهای که بر عهده گرفتهاند میگذارد و چند و چون رخدادهای پیش رو را با هم مرور میکنند. صالحی میگوید :«تجربهای که ما در این سالها اندوختهایم این است که همیشه همه مشکلات را پول حل نمیکند. گاهی به سراغ سالمندی میرویم و میبینیم که نیاز به گوش شنوا دارد. پای خاطرهای که بارها تعریف کرده مینشینیم و به حرفهایش گوش میکنیم. همین کار ساده به این فرد آرامش میدهد و او را از بحرانهای روحی دور میکند. نحوه مواجه شدن با هر کدام از این مددجوها با دیگری متفاوت است و تجربه مشترک من و همسرم در این راه، کمک حال ما در این راه بوده است.» شریک شدن در تجربههای دست اول یکدیگر، بزرگترین دستاورد این زوج هلال احمری است که پنجمین دهه از سن خود را میگذرانند.