نهضت سبز کانون جوانان فردوس/ اعضای این کانون برای فعالیت بشردوستانه از جیب خود هزینه میکنند
لباس سرخ و سفید هلالاحمر تن کرده و به یکی از روستاهای اطراف شهرستان فردوس در خراسان جنوبی رفتهاند. در هر خانه را میکوبند و نهال نورسته هدیه میدهند تا اهالی در حیاط خانه خود بکارند. چند اصله نهال هم اطراف روستا کاشتهاند تا از هجوم ریزگردهایی که به واسطه بیابانهای اطراف نفس اهالی را به شماره انداخته است جلوگیری کنند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت هلال احمر به نقل از شماره473 پیام هلال؛ اسم این فعالیتشان را هم «نهضت سبز» گذاشتهاند. اعضا کانون جوانان هلالاحمر شهرستان فردوس استان خراسانجنوبی هستند که برنامه این هفتهشان را به کاشت نهال و بیابانزدایی در روستاهای اطراف اختصاص دادهاند.
کانون جوانان فردوس که از آن با نام «کانون آزاد» هم یاد میکنند 19 سالی میشود که در خیابان امام خمینی شهرستان فردوس قرار دارد. جوان هستند و پرشور. کار توزیع و کاشت نهال به پایان رسیده وهنوز چند ساعتی وقت هست. به خانهها سر میزنند و به افراد بیسواد و کمسواد روستا خواندن و نوشتن یاد میدهند.
فصل برداشت انار و پسته و زعفران صدای خنده و گفتوگوهایشان را از میان مزارع و باغها میشنوید. کار به کمک و فعالیت در روستاها ختم نمیشود. چادرشان را روبهروی مسجدجامع شهر برپا میکنند و تستهای اولیه قندخون و فشارخون از نمازگزارن میگیرند. با دستهای خالی هم به یاد خوشحالی اهالی شهر و روستاهای اطرافشان هستند.
گاهی یک توپ برمیدارند و راهی مدارس میشوند و در اوقات فراغت دانشآموزان گل کوچیکی با آنها بازی میکنند و در قالب بازی و سرگرمی کمکهای اولیه و جلوگیری از آسیبهای اجتماعی را به آنها آموزش میدهند. اعضای این کانون برای تأمین برخی از هزینههای فعالیتهایشان، ساعاتی در روز اضافه کار میکنند.
اینجا همه خیر هستند
22 سال دارد. جوان است وخوشذوق. چند سالی میشود که به جمع هلالیها پیوسته است و حالا 3 سال است که دبیر کانون جوانان فردوس است. «علی رفیع» جوان خوش انگیزه و خیر کانون جوانان آزاد که این روزها برای تأمین مخارج طرحها و ایدههای بچهها ساعتی اضافهتر در اداره میماند، میگوید: «از دوره دانشآموزی عضو جمعیت هلالاحمر شدم و علاقهام به کارهای بشر دوستانه روزبهروز بیشتر میشد. دلم میخواست تا جای ممکن به همنوعانم کمک کنم. تا اینکه بهعنوان دبیر کانون جوانان انتخاب شدم و فعالیتهایم را بیشتر و هدفمندتر کردم. طرحها و ایدههای بچهها ناب است.
من و چند نفر از دوستانم ساعتی اضافهتر در اداره میمانیم و دریافتی خود را به طرحها و ایدههای خارج ازابلاغیه سازمان اختصاص میدهیم. تأثیر این کارها بهصورت گروهی بسیار بیشتر از فعالیتهای انفرادی است و ما با مبلغی که به دست میآوریم فعالیتهایمان را گسترش میدهیم. گاهی هزینهها فراتر از بودجه در نظر گرفته شده است. با این حال دست از کار و فعالیت نمیکشیم.» برای دستیابی به هدفشان از هیچ فعالیت و کمکی دریغ نمیکنند. اعضا کانون جوانان فردوس همه خیر هستند و نیکوکار.
«یاسر ضیغمی» رابط خبری کانون جوانان فردوس یکی دیگر از جوانان فعالی است که بخشی از درآمد خود را به فعالیتهای کانون اختصاص داده است. او میگوید: «5 سالی میشود که عضو کانون جوانان شدهام. اعضای کانون در این سالها اعضا ایدهها و برنامههای خوبی داشتند که برخی به خاطر کمبود بودجه عملی نمیشد. برای همین خودمان دست به کار شدیم. مبلغی جمعآوری کردیم تا طرحها روی زمین نمانند.»
شادی با دستهای خالی
میز «جشن کتابخوانی» چیده شده است. هرکسی بنا بر سلیقه و توان خود کیک و دسری همراه آورده تا ضیافت کوچکی به راه بیفتد. اعضا کانون جوانان فردوس برای پذیرایی از مهمانان جشن کتاب و کتابخوانی آماده میشوند. یکی از اعضا موسیقی محلی برای مهمانان مینوازد و چند تن دیگر همراهیاش میکنند. «ساجده صالحنیا» یکی از اعضا فعال کانون جوانان فردوس که یکسال و نیم است به جمع هلالاحمریها پیوسته است میگوید: «ما در کانون از تمام ظرفیتهای افراد استفاده میکنیم. کلاسهای شیرینیپزی در کانون برگزار کردیم و حالا کیکهای جشن کتابخوانی را خود اعضا آماده میکنند. آموزش هر هنری که تقاضای بیشتر داشته باشد در کانون ارائه میکنیم. کلاسهایی مثل عکاسی، خطاطی و....»
از هنر همدیگر بهرهمیبرند تا در هزینههایشان صرفهجویی کنند. «برای رفتن به روستاها و اردوهای جهادی، گاه دچار مشکلاتی میشویم که عمدهترین آن نبود وسیله نقلیه است. گاهی حتی چند نفر از اعضا خودروهایشان را در اختیار کانون قرارمیدهند.» اینها را صالحنیا میگوید. روستا به روستا میگردند و به خانوادهها آموزشهای لازم برای مقابله با بلایای طبیعی، آسیبهای اجتماعی، امداد و کمکهای اولیه را ارائه میدهند.
صالحنیا میگوید: «وقتی برای بازدید به روستاهای اطراف میرویم از اینکه سقف خانهایی خشت و گلی ریخته است وکاری از دست ما ساخته نیست افسوس میخوریم». دستمزدشان لبخند رضایتیست که پیرزن روستایی به هنگام بدرقه نصیبشان میکند و شور و شوق بچههایی که سراغ از مراجعه بعدی آنها میگیرند. جوانان کانون فردوس معتقدند با دستهای خالی هم میتوان شاد بود.
عموهای مهربان
صبح پابهپای خورشید از خانههایشان راهی روستاهای اطراف میشوند. نان و پنیری میخورند و گروه گروه به خانه اهالی سر میزنند. نهالهای کوچک و سبز را به خانوادههای بیبضاعت هدیه میدهند. کاشت یک نهال در داخل خانه هم خالی از لطف نیست. هنوز ساعتی از روز باقی مانده که یکی از اعضای گروه معلم نهضت سوادآموزیست افراد بیسواد و کمسواد را دور هم جمع میکند و الفبا یادشان میدهد. لباسهای سرخ و سفیدشان با سرخی رنگ انار درآمیخته است. صدای همهمه و خندهشان را در باغ پیرمرد کشاورزی میشنوند که برای چیدن محصول توان مالی و بدنی ندارد و تکیه بر عصای خود با نگاه مهربانش آنها را نظاره میکند و دعای خیرش را بدرقه راهشان میکند.
«فاطمه پرتویی» دبیر کانون فردوس میگوید: «امسال بارندگی زیاد بود و برخی از روستاهای ما دچار سیلاب شده بودند برای کمک راهی شدیم بعد از یک روزکاری پسر بچهای گریان از ما کمک خواست تا جوجههایش را که در سیلاب ماندهاند نجات دهیم. بعد از نجات جوجهها پسرک از خوشحالی در پوست خود نمیگنجید. تمام خستگی آن روزمان در رفت. بچههای کانون جوانان بسیار علاقهمند به مشارکت در کارهای داوطلبانه هستند.
مشارکت اعضا در تمام طرحها چشمگیر است و بچهها از جان و دل برای هلالاحمر مایه میگذارند.» آنها کودکانکار را هم از یاد نبردهاند و برایشان برنامههایی دارند: «شبی بعد از اتمام فعالیتهای هلالاحمر به سمت خانه در حرکت بودیم که کودکانکار را مشغول جمعآوری کارتنها و پلاستیک دیدیم. به آنها کمی غذا و مقداری پول دادیم. یکی از بچهها از ناصر ضیغمی پرسید این لباسی که بر تن دارید یعنی لباس عموهای مهربان؟ لباس سازمان جوانان بر تن داشت.»