پنجه در پنجه بادهاي 120 روزه و طوفانشن؛ ایستاده در غبار
بادهای 120 روزه راهشان را به سمت سیستان کج کردهاند و حالا علاوه بر طوفان شن و ریگهای روان که در آسمان شهرهای این استان چرخ میخورند، بادهای گرمی با سرعت بیش از 100 کیلومتر در ساعت هم مهمان ناخوانده مردم سیستان شدهاند.
نشریه پیام هلال در شماره 464 خود نوشت؛ پایگاه امداد جادهای شهید شهبخش نصرتآباد، یکی از پایگاههای درگیر با این بادها و طوفانهای شن است که از اسفند هر سال تا پایان شهریور روزهای سخت و پر التهابی را پشت سر میگذارند. گم شدن در کویر به دلیل کم شدن میدان دید، تصادفات جادهای، گرمازدگی شدید، تخریب خانههای کاهگلی و پایین آمدن سقف خانهها و... از رایجترین حوادث این پایگاه است. خبر گم شدن 2 کودک که از روستایی به روستای بالادست در حرکت بودند و یکی از آنها به دلیل گرما جان خود را از دست داد، رخدادی است که اهالی این منطقه از سیستان گاه و بیگاه شاهد آن هستند.
شنزار هزار چهره
باد از هر صداي ديگري پيشي ميگيرد و اصوات را ميشکند. طوفان شني که از روز قبل آغاز شده، جاده را در خود فرو برده و وسعت ديد را تا چندمتر کاهش داده. از جاده نصرتآباد به بم، تنها خطي به طول کمتر از 20متر قابل تشخيص است که انگار از ميان ابرها سربر آورده و ابتدا و انتهاي آن در غبار گم شده است. باد گرم صداي کاميونها را در هم ميشکند که آرام و با چراغهاي روشن، در جاده تردد ميکنند.
امدادگران پايگاه نصرتآباد سيستان، تازه از مأموريت امداد جادهاي برگشته و صورتشان از شلاق بادهاي گرم، سرخ است. آمادهباش هستند تا اگر شدت طوفان شن بيشتر شد و ديد جاده کم، جاده را مسدود کنند. از اسفندماه که بادهاي شديد، ريگهاي روان را راهي هواي سيستان ميکنند، کارشان همين است. خرداد تا شهريور، گرما هم چاشني اين طوفانها ميشوند و بادهاي گرم 120 روزه معروف از راه ميرسند.
«ميلاد نارويي» از امدادگران پايگاه امداد جادهاي شهيد شهبخش نصرتآباد است که بيش از 6 سال از فعاليتش در هلالاحمر ميگذرد. او ميگويد: «طوفان شن هميشه در اين محدوده وجود دارد و تنها شدت آن در فصلهاي مختلف با هم فرق ميکند. بادهاي گرم 120 روزه که از خرداد آغاز ميشود هم از ديگر اتفاقهايي است که باعث رخ دادن حوادث زيادي ميشود. اينجا منطقهاي کويري است و علاوه بر مردم بومي که از روستايي به روستايي ديگر ميروند، کويرنوردان هم هستند که با کوچکترين اشتباهي از مسير خود منحرف ميشوند و در شنزار گم ميشوند.
شنهاي روان اين منطقه حتي بوميان قديمي را هم به اشتباه مياندازد و گاهي باعث گم شدنشان ميشود. چند هفته پيش بود که 2 کودک براي رفتن از روستايي به روستاي ديگر در راه گم شدند و بعد از ساعتها جستوجو، در حالي پيدا شده بودند که يکي از آنها بر اثر شدت گرما جان خود را از دست داده بود. يا سال گذشته گزارشي از گم شدن عدهاي کويرنورد در محدوده نصرتآباد به ما رسيد. بعد از 3 شبانهروز جستوجو در کوير، آنها را در 190 کيلومتري پايگاه، نزديک سهراهي زابل پيدا کرديم در حالي که به فاصله هر 10 کيلومتر، پيکر يک نفرشان بيجان بر زمين افتاده بود.»
جستوجو و نجات در کويري که هر روز چهره عوض ميکند براي امدادگران هم کار سادهاي نيست. گاهي آنها را هم به دردسر مياندازد. براي همين هم در چنين عملياتهايي بوميان کارکشته قديمي که کوير را به خوبي ميشناسند آنها را همراهي ميکنند. تلف شدن دامها بر اثر گرما هم از اتفاقهاي شايع در سيستان، در زمان وزش بادهاي 120 روزه است.
اسکان در راه ماندهها
خانههاي روستايي که اغلب با چوب و الوار و خشت و گل ساخته ميشوند حريفان هميشه شکست خورده طوفان و بادهاي گرم نصرتآباد هستند. سقفها و ديوارهاي آوار شده پاي امدادگران پايگاه را به عمليات نجات از آوار و... ميکشاند. مناطق طوفانخيز سيستان، اجازه نصب چادرهاي امدادي در شرايط بحراني را به هلالاحمر نميدهد و نبود اقامتگاه در اين شهرها، امدادگران را با مشکلات زيادي روبهرو کرده است.
«مسلم رخشاني» که بيش از 9 سال از فعاليتش در هلالاحمر ميگذرد و امدادگر پايگاه نصرتآباد است، ميگويد: «شدت باد در اين منطقه آنقدر زياد است که نميتوانيم چادرهاي اسکان موقت نصب کنيم. از طرفي هم معمولاً همزمان با سفرهاي نوروزي، طوفانهاي شن شديدي در اين محدوده ميوزد و ما مجبور به مسدود کردن جاده به مدت چند روز ميشويم. اسکان افراد در راه مانده يکي از چالشهاي ماست. مردم محلي نصرتآباد، در چنين مواقعي به ما کمک زيادي ميکنند و داوطلبانه، مسافران و در راه ماندهها را در خانههاي خود اسکان ميدهند و از آنها پذيرايي ميکنند. روحيه مشارکتپذيري مردم در کارهاي داوطلبانه در اين منطقه خيلي زياد است. براي مثال وقتي هوا طوفاني است و وسعت ديد کم ميشود، مردم خودشان براي بستن جاده دست به کار ميشوند چون ميدانند در صورت تردد در جاده، حتماً تصادفهاي شديدي رخ خواهد داد. در جاده نصرتآباد به بم و تهران، تصادفهاي شديدي رخ ميدهد. براي مثال همين ديروز اتوبوسي در اين جاده واژگون شد و 17 نفر مصدوم شدند و يک نفر جان خود را از دست داد. مردم به دليل تسلطي که به وضعيت جاده و آب و هوا پيدا کردهاند تجربههاي خود را در اختيار مسافران و رانندگان خودروهاي سنگين قرار ميدهند.» رخشاني خود يکي از افرادي است که با مسدود شدن جاده، مسافران و در راه ماندهها را در خانه خود اسکان ميدهد و تا عادي شدن اوضاع جاده، ميزبان آنها است.
او ميگويد: «مردم اين منطقه با مشکلات زيادي دست و پنجه نرم ميکنند؛ از گرما و نبود امکانات گرفته تا خشکسالي و ريگهاي روان و غبار موجود در هوا. گرمازدگي يکي از رايجترين مشکلات مردم اين منطقه است و ما براي کاهش حوادث ناشي از اين مشکلات، اگر فرصتي در اختيار داشته باشيم براي مردم آموزشهاي عمومي برگزار ميکنيم. مردم به دليل نبودن زيرساختهاي بهداشتي و درماني و امدادرساني، بيشتر از جاهاي ديگر با هلالاحمر در ارتباط هستند و وظايف ذاتي و اهداف جمعيت را ميشناسند. مردم هم تعامل خوبي با ما دارند.»
از امداد جادهاي ميگويد که گاهي چند ساعتي او و ديگر امدادگران را زير آفتاب 50 درجه و در معرض بادهاي گرم نگه ميدارد: «امدادرساني در اين آب و هوا کار بسيار دشواري است. بهخصوص اينکه بايد لباس مخصوص امداد و کلاه هم بر سر داشته باشيم و اين موضوع، تحمل گرما را براي ما سختتر هم ميکند. رهاسازي مصدومان تصادفات جادهاي در اين شرايط آب و هوايي يکي از سختترين کارها است. بعد از هر عمليات، مدتي طول ميکشد تا از گرمايي که بر جانمان نشسته از تنمان خارج شود. اين شرايط حتي ما امدادگران را هم دچار گرمازدگي ميکند.»