logo

پنجشنبه 26 شهریور 1405

اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی flag
  • تاریخ انتشار : 1398/12/13 - 12:54
  • تعداد بازدید : 16
  • تعداد بازدیدکننده : 16
  • زمان مطالعه : 16 دقیقه

کرمان میزبان دهمین دوره‌ کشوری سرمربیان آنست: یک هفته با «اِما»، «لادو»، «کتی» و رفقا!

چند روز پیش دوباره قرعه به نام سرمربیان آنست رقم خورد و این‌بار مرکز کشوری آموزش‌های تخصصی هلال‌احمر کرمان به مدت یک هفته میزبان دهمین دوره‌ی سرمربیان آنست بود؛ البته با حضور دو مربی آلمانی، مارک هافمن و خانم سیگی هوفر. در این دوره سرمربی‌های استان‌های اصفهان، کرمان، فارس، گیلان، گلستان، تهران، کرمانشاه، بوشهر، زنجان و خراسان جنوبی حضور داشتند. حضوری که به قول خودشان با سرزندگی و نشاط همراه بود و آخرین متدهای بین‌المللی در این حوزه را از برجسته‌ترین اساتید بین‌المللی فرا گرفتند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت هلال احمر به نقل از نشریه پیام هلال، سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر در راستای امدادرسانی سریع و به موقع و جستجوی مفقودین بعد از زلزله، آوار و ریزش بهمن، تیم‌های جست‌وجو و نجات در کنار دستگاه‌های پیشرفته و به‌روز ازسگ‌های زنده‌یاب بهره می‌گیرد و این دوره از تاریخ ۱۴ تا ۲۴ بهمن ماه هم با هدف افزایش سطح کیفی آموزش‌های سگ‌های زنده‌یاب ایرانی و بهره‌گیری از مربیان صلیب سرخ آلمان برگزار شد. در مرحله‌‌ دوم که ویژه‌‌ مربیان آنست بود هم تیانا هیکل به جمع مدرسان پیوست و تیم‌های استان‌های معین از جمله یزد و سیستان و بلوچستان توسط نمایندگان صلیب سرخ آلمان آموزش دیدند. حالا سرمربیان و مربیان آنست در مورد این دوره و تجربیاتی که طی این سال‌ها از سرگذرانده‌اند می‌گویند.


علاقه‌مند به ادامه‎‌همکاری‌ها هستیم


مارک هافمن، نماینده صلیب سرخ آلمان و مدرس بین المللی دوره آنست است. یکی از مربیان کارکشته‎ آلمانی که این دوره با حضور او رونقی خاصی داشت. او هدف از برگزاری این دوره را تبادل اطلاعات می‌داند و می‌گوید: «هدف این دوره این است تا با سرمربیان ایرانی و نماینده‌های آلمانی دور هم جمع شویم تا در این حوزه تبادل اطلاعات داشته باشیم. می‎خواهیم آموزش‌های جدیدی که در این حوزه وجود دارد را به رئوس کاری‌مان اضافه کنیم و تیم‌های سگ‌های زنده‌یاب را بیش از گذشته آماده نگه‌ داریم. جمعیت ملی دو کشور ایران و آلمان هم در حال مذاکره هستند تا تبادل همکاری‌های بیشتری در این زمینه انجام شود. هر دو جمعیت علاقه‌مند به ادامه‌ همکاری‌ها هستند و امیدواریم در آینده همکاری‌های نزدیک‌تری با یکدیگر داشته باشیم. این دوره هم دوره خوبی بود و تجربیات جالب و ارزنده‌ای رد و بدل شد. به‌خصوص با حضور مسئول جدید اداره‌ آنست همکاری‌ها راحت‌تر و روان‌تر انجام شد و سرمربیان بسیار باانگیزه در این دوره حضور یافتند.»



72 سگ زنده‌یاب در ایران


نادر گل‌محمدی رئیس جدید اداره‌ آنست است و پنج شش ماهی می‌شود که در این سمت فعالیت می‌کند. گل‌محمدی هم به سیاق دیگر همقطارانش ابتدا به عنوان امدادگر به جمعیت هلال‌احمر پیوست؛ از سال 1380. به‌مدت 8 سال در اداره‌ آنست کار کرد و بعد به استخدام تیم‌های واکنش سریع درآمد. حالا هم که چند ماهی می‌شود عهده‌دار ریاست اداره‌ آنست است. می‌گوید: «دهمین دوره‌ توان‌افزایی سگ‌های زنده‌یاب کشور که در جنوب شرق و در کرمان برگزار شد، دوره‌ بسیار خوبی بود و سرمربیان از نقاط 9 گانه‌ کشور به این دوره اعزام شدند. در این دوره تلاش شد تا تعداد مناطق 9 گانه‌ کشور افزایش یابد؛ در نتیجه تعداد سرمربیان هم بیشتر می‌شود. استان‌های گیلان و گلستان به جمع ما اضافه شدند و قرار براین است تا پس از برگزاری یک آزمون، یکی از این دو استان به این گروه اضافه شود. ضمن اینکه یک مربی دیگر هم به استان تهران اضافه شد و حالا تهران دو مربی دارد.»

او از سال 80 تا 88 عهده‌دار سگ بوده است. آخرین سگ او رینگو بوده؛ از نژاد ژرمن. یاد روزهای گذشته می‌کند و می‌گوید: «سیل فیروزکوه همیشه توی ذهنم است. آن موقع سگ من خیلی جوان بود. رفتیم در حادثه و عمق‌ سیل خیلی زیاد بود. حدود پنج، شش ساعت عملیات جست‌وجو انجام دادیم و این اولین ماموریت من بود. خوشبختانه مصدومی که مفقود شده بود را هم به کمک رینگو پیدا کردیم.»

رئیس آنست آینده‌ روشنی را برای ایران در زمینه‌‌ تجسس سگ‌های زنده‎یاب می‌بیند: «سرمربیان ما واقعا توانمندند و در حد مربیان بین‌المللی هستند. در این دوره بیشتر تبادل اطلاعات صورت گرفت و می‌شود گفت که مربیان ما از مربیان صلیب سرخ آلمان چیزی کم ندارند. گرچه درست است که دانش آنها به‌روز است و چیزهای تازه‌ای به ما آموزش دادند، اما آموزش‌هایی که می‌دادند را مربیان ما درجا می‌آموختند و از آن استفاده می‌کردند. اگر این دوره‎های بین‌المللی حداقل سالی دو بار برگزار شود، خیلی مفیدتر خواهد بود. مربیان تشویق می‌شوند که خودشان را به سرمربیان برسانند و در عین حال دانش سرمربیان هم به‌روز می‌شود».

به گفته‌ گل‌محمدی الان 72 قلاده سگ زنده‎یاب در ایران وجود دارد؛ می‎گوید: «ده قلاده از این سگ‎ها نژاد لابرادو هستند، 60 قلاده هم نژاد ژرمن است. نژاد خوب و قالب در کشور ما ژرمن است و ما تلاش می‌کنیم تا همه‌ سگ‌ها را به نژاد ژرمن تغییر دهیم؛ آن هم به دلیل هوش و حس بویایی زیاد این نژاد است. همینطور به دلیل ارتباط خوب و سریعی که این سگ‌ها با مربی‌شان برقرار می‌کنند. از این تعداد سگ الان 70 درصد آنها برای حضور در عملیات‌ آماده‌اند.»



«لادو» عاشق غریبه‌هاست!


«این دوره پیرو دوره‌های قبلی که با همکاری صلیب سرخ آلمان برگزار می‌شود، برگزار شد. با حضور آقای هافمن و خانم سیگی که دوره‌ای بین‌المللی محسوب می‌شد. مباحثی که در این دوره مطرح شد در مورد جست‌وجو و نجات در آوار، فضای بسته، فضای باز، بحث فرمانپذیری و برقراری ارتباط با سگ و همچنین مباحث تخصصی دیگری بود. با توجه به اینکه در این دوره‌ها در کنار مربیان آلمانی قرار می‌گیریم قطعا تاثیر زیادی در دانش ما دارد که می‌توانیم آن را فرا گرفته و البته این دانش را برای خودمان بومی‎سازی کنیم.» این‌ها را عباس لطفی می‌گوید؛ مربی استان اصفهان و سرمربی منطقه‎ مرکزی کشور. منطقه‌ای که شامل استان‌های اصفهان، چهارمحال‌ و بختیاری، خوزستان و استان مرکزی می‌شود. لطفی از سال 76 به‌عنوان امدادگر به هلال‌احمر پیوسته و از سال 85 هم در قسمت آنست مشغول فعالیت است.

اسم سگ او لادو است و نژادش لابرادور است؛ دوسال و دو ماهه و البته اهدایی. می‌گوید: «در هفت، هشت ماهگی او را تحویل گرفتیم و خدا را شکر سگ خیلی خوبی است. از زمانی که توله را انتخاب و کار آموزش را با او شروع می‌کنیم، حدود یک تا دو سال زمان می‌برد تا آماده‌ عملیات شود و الان دیگر لادو تقریبا برای عملیات آماده است. در این دوره هم خدا را شکر عملکرد خوبی داشت و مربیان آلمانی هم خیلی از او راضی بودند.»

لطفی از ارتباطات خوب اجتماعی لادو می‌گوید: «خیلی خوب با افراد غریبه ارتباط برقرار می‌کند. نژاد لادو کمی با نژاد سگ‌های غالب هلال‌احمر متفاوت است. قبلا بیشتر از نژاد ژرمن شپرد استفاده می‌شد و الان از چند سگ جدید از نژاد لابرادور هم استفاده می‌شود. این یک طرح آزمایشی است و آنطور که من دیده‌ام خیلی خوب حداقل روی لادو جواب داده است.»

به شاهکارهای لادو در این دوره هم اشاره می‌کند: «در این دوره مباحث مختلفی را کار کردیم. مثلا بحث فرمان‌پذیری را کار کردیم و بعد آزمون‌هایی گرفته شد. معمولا دوره‌ها اینطور است که اول یک سطح‌بندی انجام می‌دهند و در حقیقت کار سگ را از نزدیک می‎‌بینند و رتبه‌ آن سگ را مشخص می‌کنند که در چه مرحله‌ای قرار دارد. بعد رفع اشکال و در واقع ارتقا دادن سگ شروع می‌شود. در مرحله‌ اول که فرمان‎پذیری را کار کردیم، لادو عملکرد خیلی خوبی داشت و در بحث جست‌وجو هم تمرینات میدانی داشتیم. به این شکل که کار جست‌وجو در آب را شبیه‌سازی می‌کنیم؛ یا فضایی که تخریب شده را انتخاب می‌کنیم و در آن مصدومان فرضی را در نقاط مختلف آن پنهان می‌کنیم. بعد از سگ می‌خواهیم تا در این نقاط جست‌وجو کند و مصدومان را پیدا کند. این کار نوعی شبیه‌سازی به یک عملیات واقعی است. در این کارها خدا را شکر لادو کارش را خیلی خوب انجام داد.»

لطفی در‌باره ارتباطش با لادو می‌گوید: «وقتی یک مربی از زمان توله‌گی سگی را انتخاب می‌کند و هر روز با او در ارتباط است، به مرور زمان رابطه‌ عاطفی خاصی میان آنها ایجاد می‌شود. این اتفاقی طبیعی است و حتی مربی هم به سگ وابسته می‌شود و البته چندین برابر آن سگ به مربی‌اش وابسته خواهد شد. همیشه توصیه می‌کنیم یک سگ با مربی خودش کار کند و اینطور نیست که یک سگ امروز با یک مربی باشد و ماه بعد با مربی دیگر. هر سگی حالات، رفتار و خلق و خو و احساسات مخصوص به خودش را دارد. ارتباط عاطفی زیادی با مربی برقرار می‌کند و برای همین نیاز است که مربی ثابتی داشته باشد. قطعا این ارتباط میان من و سگم هم برقرار شده است. چون ما مدت زمان زیادی با هم کار کرده‌ایم. ما هر روز با سگمان ارتباط داریم و این احساس ناخودآگاه ایجاد می‌شود.»

او در مورد ساعاتی که مربیان با سگ‌هایشان کار و تمرین می‌کنند می‌گوید: «معمولا ساعات کاری ما در حالات عادی و زمانی که درگیر کارهای عملیاتی نیستیم، به صورت اداری است. از صبح که می‌رویم درگیر نظافت و شست‌وشوی سگ‌ها می‌شویم. به او غذا می‌دهیم و بعد تمریناتمان شروع می‌شود. تمرینات هم انواع مختلفی دارد؛ تمرین‌های فرمان‌پذیری، جست‌وجو، اجتماعی‌سازی سگ از جمله‌ این تمرین‌هاست. گاهی سگ‌ها را از محلشان خارج می‌کنیم و در محیط‌های مختلف مثل کوهستان، جنگل، و یا محل ریزش آوار با آنها تمرین می‌کنیم. این‌ها همه براساس برنامه‌ای که برای ما مشخص شده است، انجام می‌شود. بنابراین از ابتدای صبح تا آخر زمان اداری با سگ‌هایمان مشغولیم. زمانی هم که در عملیات‌ها به‌سر می‌بریم، عملا شبانه‌روز با سگمان در ارتباطیم.»



«کتی» را از آلمان آوردیم


مجید بخشی، مسئول آموزش سگ‌های زنده‌یاب کل کشور است و از سال 80 وارد جمعیت هلال‌احمر شده است. او در مورد دوره‌ توان‌افزایی که در استان کرمان برگزار شد، می‌گوید: «این دوره ویژه‌ سرمربیان بود و فکر می‌کنم برای تک تک دوستان بسیار آموزنده بود. مربیان حاضر در دوره اطلاعات را به بهترین شکلی که می‌شد، انتقال دادند و روحیه‌ بچه‌ها در این دوره خیلی خوب بود و آرامش خاصی داشتند».

او از تجربیاتش با سه سگی که در این سال‌ها داشته می‌گوید: «از زمانی که شروع به‌کار کردم، سه سگ عوض کردم. سگ اولم جو بود که چند سال با او بودم، سگ دومم اشکی بود. خیلی سگ خوب و باانرژی‌ای بود و ماموریت‌های زیادی با او رفتم. این سگ عالی بود، من با این سگ از مرحله‌ مربی‌گری به سرمربی‌گری ارتقا پیدا کردم و بعد هم شدم مسئول آموزش. کارم هم خیلی بهتر شد و پیشرفت زیادی کردم. این سگ‌ها تا سن خاصی می‌توانند کار کنند، اشکی هم سنش زیاد شد و حدود هشت، نه ساله شده بود. برای همین گاهی در ماموریت‌ها کم می‌آورد، و دست و پایش درد می‌گرفت و نمی‌‎توانست به راحتی کار کند. برای همین او هم بازنشست شد.»

او در مورد سگ سومش می‌گوید: «سگ سومم کتی است که خودم وقتی برای آموزش به کشور آلمان رفته بودیم، از آنجا آوردمش. این سگ ماده است و بیشتر برای تکثیر و توله‌کشی او را به ایران آوردیم. برای همین از کتی خیلی در عملیات‌ها استفاده نمی‌کنیم.»

او یاد گذشته‌های نسبتا دورتر را می‌کند و می‌گوید: «آن سال‌ها تازه شروع کارمان بود و فعال‌تر بودیم، خیلی بیشتر از الان این طرف و آن طرف می‌دویدیم. یادم هست بعد از زلزله‌ بم رفتم آنجا و کسانی را دیدم که می‌گفتند سگ‌ها آنها را نجات داده‌اند. بعد که با آنها روبه‌رو می‌شدیم خیلی برایمان جالب بود. چند سال بعد همین شد کارمان. از سال 80 هر اتفاقی که می‌افتاد ما با سگمان در آن حاضر می‌شدیم، به‌خصوص که آنست هم تازه راه‌اندازی شده بود. آن موقع هنوز در استان‌های مختلف واحد آنست وجود نداشت و برای همین بیشتر ما را به عملیات‌ها اعزام می‌کردند. هر اتفاقی در شهرستان‌های مختلف رخ می‌داد، ما هم حضور داشتیم. از زلزله و سیل گرفته تا گم شدن بعضی از محلی‌ها در حادثه‌های مختلف. تعداد این عملیات‌ها خیلی زیاد است.»

بخشی به برنامه‌های روزانه‌شان اشاره می‌کند: «در طول هفته برنامه‌ریزی خاصی داریم، مثلا یک روز برای نظافت عمومی و چکاب سگ‌ها در نظر گرفته شده است؛ از شست‌وشو گرفته تا برس کشیدن، کوتاه کردن ناخن‌ها، کارهای درمانی‌و‌... یک روز دیگر بحث فرمانبرداری با سگ را تمرین می‌کنیم؛ یا به صورت فردی و یا به صورت گروهی. روزهای دیگر هفته هم کارهایی مثل جست‌وجو در آوار، پیاده‌روی، اجتماعی شدن سگ‌ها و موضوعات دیگری را انجام می‌دهیم».

مربیان و سرمربیان ایرانی اجازه ندارند ‌ سگ‌های جمعیت را به خانه‌هایشان ببرند؛ می‌گوید: «البته در کشور آلمان این ماجرا به‌کل فرق می‌کند. آنجا مربیان سگ همه داوطلب هستند و سگ‌ها هم برای خودشان است. برای همین در تمام طول 24ساعت حتی در منزل هم سگشان همراهشان است. حتی سگ‌ها برای خودشان اتاقی دارند و طبیعتا کارایی‌شان هم از سگ‌های ما بهتر است. چون مربی همه‌جوره و در تمام ساعات شبانه‌روز کارهای سگش را زیرنظر دارد. اما ما بعدظهرها سگ‌ها را می‌گذاریم در لانه، تا فردا صبح که دوباره به سراغشان می‌رویم.»



«اِما» فضول است و دوست دارد به‌ همه جا سرک بکشد!


بهنام ذوالفقاری سرمربی سگ‌های زنده‎‌یاب منطقه‌ شمال غرب است. از سال 87 به‌عنوان امدادگر به جمعیت هلال‌احمر پیوسته و در سال 96 در واحد آنست به استخدام جمعیت درآمده است. او در مورد دوره‌ای که در کرمان برگزار شد می‌گوید: « 9منطقه داریم که سرمربی‌ها هر سال در یکی از استان‌ها جمع می‌شوند. امسال هم این دوره در کرمان برگزار شد. آقای هافمن و خانم سیگی از آلمان آمدند و 9 سرمربی منطقه‌ای هم حضور داشتند و دوره‌‌ سگ‌های زنده‌یاب را در کرمان گذراندیم.»

او از تجربیات آلمانی‌ها می‌گوید: «اولین کشوری که وارد این عرصه شده و کار با سگ را انجام داده، کشور آلمان است. آلمانی‌ها تحقیقات زیادی در مورد سگ‌های زنده‌یاب انجام داده‌اند. آنها خیلی از ما پیشروتر هستند و اطلاعات زیادی دارند. تفاهم‌نامه‌ای میان صلیب سرخ آلمان و هلال‌احمر ایران امضا شده تا معلومات و اطلاعات خودشان را به سرمربی‌های منطقه‌ای ایرانی هم انتقال ‌دهند. در ادامه سرمربی‌ها هم مطالبی که به صورت عملی و تئوری یاد می‌گیرند را به مربیان زیرمجموعه‌ خودشان آموزش می‌دهند. این یکی از بهترین‌ دوره‌های آموزشی بود که تاکنون برگزار شده است. دوره‌ای که زمان و انرژی زیادی صرف آن شد. در این چند روز نهایت استفاده را از مربیان آلمانی بردیم.»

او یک سگ دارد به‌نام اما که شش ماهه است و نژادش لابرادور است. در مورد اما می‌گوید: «اما دارد آموزش‌های مقدماتی در مورد زنده‌یابی را می‌بیند و هنوز وارد عملیات نشده است. معمولا این‌ سگ‌ها را در دو ماهگی تحویل می‌گیریم و شروع به آموزش آنها می‌کنیم. خیلی‌ وقت‌ها این سگ‌ها را از کنل‌هایی که تولید سگ انجام می‌دهند انتخاب کرده و وارد کار می‌کنیم، از میان توله‌هایی باهوش‌ترند.»

البته ذوالفقاری پیش از اما سگی داشت به‌نام سزار. می‌گوید: «سزار سگ ژرمن‌شپرد بود که از دو ماهگی به من تحویل داده شد. اما به دلیل بیماری ژنتیکی که داشت، در شش سالگی فوت کرد. در یک سالگی اولین ماموریتش را رفت؛ در روستای مهرآباد زنجان. آنجا یک پسربچه‌ 9 ساله به قتل رسیده بود. ساعت 11 شب به ما اطلاع دادند که این بچه مفقود شده، رفتیم به منطقه و ساعت پنج صبح، سزار، جنازه‌ این بچه را در یکی از خانه‌های مخروبه‌ اطراف روستا پیدا کرد. این اولین ماموریت موفق سزار بود. با سزار در حدود 22 ماموریت شرکت کردیم؛ از جمله سیل آذرشهر در استان تبریز و زلزله‌ کرمانشاه.»

بین مربی و سگ رابطه‌ عاطفی خاصی ایجاد می‌شود؛ موضوعی که تقریبا تمام مربیان به آن اشاره می‌کنند و ذوالفقاری هم روی آن دست می‌گذارد: «بعد از فوت سزار خیلی ناراحت شدم. اگر روابط عاطفی درستی میان مربی و سگ برقرار شود، سگ بهترین کارایی ممکن را در عملیات‌ها دارد. اولین‌بار بود که یک موجود زنده را به‌عنوان یک ابزار کاری انتخاب کردم، به او آموزش دادم و با او کار کردم. تجربه‌ عجیب و جالبی بود اما به هرحال به دلیل یک بیماری مادرزادی سزار فوت کرد و کاری نمی‌توانستم برایش بکنم.»

حالا «اما» هر روز همراه اوست: «هر روز در ساعات اداری با اما تمرین می‌کنم؛ فرمان‌پذیری، جست‌وجو، عبور از میدان موانع و ... . تا سن دوسالگی این کار زمان می‌برد. سگ باید به بلوغ جسمی و بلوغ ذهنی برسد تا برای عمیلیات‌ها آماده شود.» آنطور که او می‌گوید اما شیطان است و بازیگوش؛ «اما خیلی فضول است! دوست دارد به همه‌جا سرک بکشد. این نژاد تفاوت‌هایی با سگ ژرمن دارد. سگ ژرمن بیشتر گارد دارد و مغرور است و دوست دارد که بیشتر در کنار صاحبش باشد. برخلاف لابرادور که بازیگوش است دوست دارد همه‌جا سرک بکشد.»



«چیکو» در زنده‌یابی حرف ندارد


کیانوش رستمی، سرپرست آنست استان البرز و مسئول درمانگاه آنست است. از سال 83 وارد جمعیت هلال‌احمر شده و او هم برگزاری این دوره‌ها را بسیار تاثیرگذار می‌داند؛ «هم بازآموزی است و هم متدهای جدید، آموزش داده می‌شود و رفع اشکال می‌شود.»

سگ او پنج ساله است؛ به‌نام «چیکو»، اهدایی است و نژادش ژرمن است. می‌گوید: «حدودا چهار سال است که چیکو با من است. بسیار باهوش است و بسیار بازیگوش و البته خوش‌اندام. به اسباب‌بازی خیلی علاقه‌ دارد و هر کسی این سگ را می‌بیند از او خوشش می‌آید. کار او در جست‌وجو و زنده‌یابی حرف ندارد. در چند عملیات هم حضور داشته است. یکبار در جاده‌ چالوس داشتند پلی می‌ساختند و حدود 200 تن بتن روی کارگرها ریخته بود. به ما اطلاع دادند که یکی از کارگرها مفقود شده، چیکو را فرستادم در منطقه و توانست از زیر این همه بتن و ضدیخی که تا حدی روی بویایی‌اش تاثیر می‌گذارد، جنازه‌ کارگر مفقود شده را پیدا کند.»

می‌گوید با چیکو در تمام دوره‌هایی که در این چند سال برگزار شده، حضور داشته است؛ البته به جز دوره‌های مربوط به سرمربی‌ها. البته رستمی قبل از چیکو سگ دیگری هم داشت؛ «هیرو». حدود یک و نیم دو سال با او بوده که متاسفانه به علت یک بیماری ژنتیکی، چشم‌هایش نابینا شده و از رده خارج می‎شود. می‌گوید: «هیرو در عملیات سیل جاده‌ چالوس حضور داشت. یک خانم در سیل مفقود شده بود و هیرو توانست یک هفته پس از سیل، او را از زیر آوار و الوار خارج کند.»

او یادی هم از حوادث مربوط به درمانگاه می‌کند: «سال 84 یا 85 بود، توله‌ای داشتیم که بیماری داشت و مدت‌ها تحت درمان بود. هر روز باید به او سرم وصل می‌کردیم، یکبار که برای تمرین رفته بودند حادثه‌ای برای او پیش می‌آید و پایش می‌رود زیر کامیون و قطع می‌شود. این سگ با همان وضعیت از توی خیابان آمد جلوی درمانگاه و شروع کرد به زوزه کشیدن. می‌دانست حالا که این وضعیت برای او پیش آمده کجا باید بیاید. هیچ وقت این اتفاق را فراموش نمی‌کنم.»


  • گروه خبری : اخبار ستادی
  • کد خبر : 54118
کلمات کلیدی
مدیر سیستم
خبرنگار

مدیر سیستم

تصاویر

تنظیمات قالب