گزارش زنان
گزارش زنان
طرح توانا، به کارگیری امدادرسانان بانو، بازمهندسی میشود
فرشتگان امدادرسان
لیلا شوقی
حرف از امداد و نجات که میشود، یک دست قدرتمند مردانه، قد و قامتی بلند و پایی قوی به ذهن میآید؛ هیچکس به حضور بانوان در امداد و نجات فکر نمیکند؛ بانوان همیشه جایی در پشت صحنه، در تیمهای سحر حضور دارند تا در پشت صحنه بحران، با بچهها بازی کنند و خدمات مشاوره روانی به افراد آسیبدیده برسانند. همین ده سال قبل اما بانوان میتوانستند در قالب تیمهای توانا هم پای آقایان به شهروندان امدادرسانی کنند؛ اتفاقی که دوباره با مدیریت جدید قرار است از سر گرفته شود، تا تابوهای همیشگی درباره بانوان شکسته و چهره جدیدی از امدادرسانی ارائه شود.
چادر سیاه شب سایه خود را انداخته روی سر شهر، ساعت 11 شب بود و جاده تهران ساوه برخلاف روزهای قبل و در آن زمان، شلوغ. اتومبیل کند و کشدار حرکت کرد و رسید به شهرک پرند؛ به یکباره صحنهها به شکل دیگری تصویر شد. قرمزی خون، رد سیاه به جامانده از لاستیک تریلی، درخشش شیشه شکسته و خودروی جمع شده با صدای آه و جیغ در هم شکست. نگاههای کنجکاو با همراهی پچپچ و آه سرد سرنشینان خودروهای عبوری، به موسیقی غمانگیز صحنه حادثه، اضافه شد. زهرا رحیمی و همراهانش، افرادی که در آن زمان از شب در حال بازگشت از کلاس توانافزایی امداد و نجات خواهران جمعیت هلالاحمر در تفرش بودند اما صحنهپردازی خود را داشتند و موسیقی خود را نواختند. صحنه کشدار و کند به یکباره به دور تند افتاد زمانی که رحیمی یکی از امدادگران جمعیت هلالاحمر از خودرو پیاده شد و به بررسی صحنه حادثه پرداخت. تریلی، پیچ خورده بود و سه خودروی پشت سر آن، به صورت زنجیرهای به هم برخورد کرده بودند. همه سرنشینان خودروها رنگ و رو پریده در شوک بعد از حادثه بودند، بانوی بارداری، عصبی روی زمین نشسته بود، کودکی مشغول جیغ زدن و گریه از سرنشینان خودروی حادثهدیده کنار مادر باردارش نشسته بود. مرد میانسالی روی زمین خوابیده بود. تورم در سر، نشان از ضربه شدید به سر را داشت. مرد اما هوشیار بود و حتی میتوانست راه برود. در گوشه دیگری اما مرد جوان حدود 30 سالهای را روی زمین خوابانده و پاهایش را به خودروی مچاله شدهاش تکیه داده بودند. خون از زیر مرد راه باز کرده بود. سرش، از پشت گوش سمت راست شکاف عمیقی خورده بود و شکاف تا پشت گوش سمت چپ ادامه داشت. مرد اما هشیار بود. رحیمی و سه همراه خانم امدادگرش سریع دست به کار شدند و صحنه را مدیریت کردند. رحیمیکیف کمکهای اولیه را که همیشه همراهش بود برداشت و به سراغ مرد 30 ساله رفت. از او خواست تا پاهایش را آرام به حالت درازکش برگرداند. مرد با کمک رحیمیپاهایش را جمع کرد. خیال دختر امدادگر راحت شد که ستون فقرات آسیب ندیده است. لگن، زانوها، گردن و دستها آسیب جدی ندیده بود. خون اما از شکاف عمیق سر راه خود را باز کرده بود؛ رحیمی سریع دست به کار شد و برای بندآوردن خون، اقداماتش را شروع کرد. پد بزرگ و گاز استریل را سریع فشار داد تا راه خون بند بیاید. روی چشمها و پیشانی را که پر از خون بود، پاک کرد و بعد از چند دقیقه، خونریزی کم و کمتر شد تا این که به کلی بند آمد، بعد با دستکش استریل، راه خون را سد کرد و حتی سر او را باندپیچی کرد تا نیروهای اورژانس برسند. دو سه دقیقه بعد، زمانی که نیروهای اورژانس خود را به صحنه رساندند، با صحنه عجیبی روبهرو شدند؛ نیروهای راهور در حال کشیدن کروکی تصادف بودند و مصدومان تصادف رنجیرهای همه در حالت استیبل (ثابت) قرار داشتند؛ عجیبترین صحنه اما حضور 4 بانو بود که صحنه را مدیریت میکردند. یکی از امدادگران اورژانس از رحیمیپرسید: «شما فرشتهاید؟ از کجا آمدهاید؟» رحیمی خندید و گفت که او و دیگر دوستانش از امدادگران جمعیت هلالاحمر هستند و به عنوان رهگذر از جاده عبور میکردند. امدادگر اورژانس لبخند تشکرآمیزی زد و هر دو فرد آسیبدیده را که شرایط مثبتی داشتند، با آمبولانس به بیمارستان منتقل کردند.
بانوان وارد میشوند
این یکی از خاطرات زهرا رحیمی امدادگر جمعیت هلالاحمر است. او مربی و امدادگر درجه ایثار و سال 70 به دنیا آمده است. مانند او، بانوانی توانمند در جمعیت هلالاحمر بیشمار است. او و دیگر امدادگران بانو، هر زمان و در هر منطقهای که حاضر شوند، زمانی که نیاز به امدادرسانی بوده است، سریع دست به کار میشوند. درست مانند زمانی که رحیمیبه عنوان مربی امدادگر کوهنورد، شاگردانش را برای برگزاری یک جلسه توانافزایی امداد و نجات کوهپیمایی به منطقه کوهستانی سنگان برد. در مسیر بازگشت از جلسه اما حادثهای به وقوع پیوست. مرد 35 سالهای زمانی که میخواست گیاهی را بچیند، از مسیر باریک سر خورد و بعد روی تخته سنگ بزرگ افتاد، بعد اما از تخته سنگ هم به پایین سقوط کرد. رحیمی و ده شاگرد دخترش سریع وارد عمل شدند. رحیمیکیف امداد و نجاتش را برای
امدادرسانی بیرون آورد. یکی از شاگردان، شکستگیها را بررسی کرد. یکی دیگر، مفصلهای شکسته را ثابت کرد تا آسیب به حداقل برسد؛ شاگر دیگری خونریزی را کنترل کرد. بانوی کوهنورد دیگر، سریع وارد عمل شد و مرد کوهنورد را که بیهوش بود، به هوش آورد. شاگردان او را گرم نگه داشتند تا نیروهای اورژانس از راه برسند. نیروهای اورژانس که از راه رسیدند، فرد آسیبدیده را آماده انتقال به مرکز درمانی یافتند و برای اقدامات تکمیلی او را به بیمارستان منتقل کردند.
رحیمی از این دست خاطرات زیاد دارد. او به یاد دارد، زمانی که در پایگاه امداد و نجات منطقه 22 در نزدیکی پارک جنگلی چیتگر شیفت بود، چند موتورسوار، یک دوچرخهسوار را که در پیست دچار آسیب شده بود، به پایگاه او منتقل کردند. مرد 17 ساله دوچرخهسوار با پارگی عمیق در ران پا، آغشته در خون، با چند شکستگی در انگشتان دست و پا، بیهوش به پایگاه منتقل شد. رحیمی سریع دست به کار شد؛ خونریزی شدید را با بانداژ و پانسمان بند آورد، بعد رگ فرد آسیبدیده را گرفت؛ سطح هشیاری دوچرخهسوار، در پایینترین حد ممکن بود. کنترل فشار خون و بالا بردن سطح هشیاری با اقدامات اولیه انجام شد تا زمانی که نیروهای اورژانس رسیدند و او را به مرکز درمانی منتقل کردند.
توانای فراموش شده
حالا باید به عقب برگشت؛ به حدود ده سال قبل و اوایل دهه 90، به زمانی که در مدیریت وقت جمعیت هلال احمر، تیمهای توانا کار خود را شروع کردند. تیمهای توانا متشکل از بانوان امدادگری بودند که به دلیل نیاز اقلیمی، مذهبی و فرهنگی ایران پهناور، احساس نیاز به کارگیری آنها احساس شده بود. اینها را مرتضی مرادیپور، معاون امداد سازمان امداد و نجات جمعیت هلالاحمر میگوید. او تاکید میکند بعد از وقوع حادثه در کشور، هم بانوان و هم آقایان ممکن است دچار حادثه شوند و درواقع همه اقشار جامعه دچار حادثه میشوند؛ در جایی که تیمهای واکنش سریع آقایان برای امدادرسانی وارد عمل میشوند؛ وجود بانوان امدادرسان توانا احساس میشد. همین شد که نطفه طرح توانا بسته شد و بانوان هم برای حضور سریع در صحنه امدادرسانی تحت آموزش قرار گرفتند. در عمل، زمانی که قرار بود طرح به مرحله اجرا دربیاید، مشکلات خود را نشان داد و عرصه رشد طفل تازه متولد شده، تنگ شد.
امدادرسانی استراحت ندارد و شبانهروز است، اتفاقا مشکل هم از همین نقطه شروع شد، از زمانی که محل استقرار تیمهای اضطراری تنها برای آقایان تعریف شده بود؛ بانوانی که در تیمهای توانا بودند محلی برای استقرار و آمادگی برای حضور در صحنه امدادرسانی نداشتند. به جز این اما تعریف شیفت کاری در پایگاههای ساحلی، آنست، کوهستانی و جادهای در امدارسانی 24 ساعته و گذراندن شیفت شب برای بانوان هم تعریف نشده بود. با گذشت زمان، حضور تیمهای توانای بانوان کمرنگتر شد تا این که به کلی به خاطرهها پیوست.
بانوان توانا دوباره از نو
حالا اما شرایط تغییر کرده است؛ مدیریت جدید جمعیت هلال احمر اهتمام ویژهای به حضور بانوان در صحنه امدادرسانی دارد؛ او از اهمیت و توانایی بانوان آگاه است و همین باعث شده تا بعد از گذشت 11 سال، جانی دوباره به فرزند نیمه جان و رها شده طرح توانا دهد. مرادیپور توضیح میدهد که حالا استانداردهای حضور بانوان در صحنه امدادرسانی تعریف شده است. استانداردهای تعریف شده میگوید که باید در هر استان، حداقل یک تیم توانا و با حضور بانوان تعریف شود. معاون امداد سازمان امداد و نجات توضیح میدهد که طبق استانداردهای تعریف شده حداقل باید 550 تیم توانا در کشور وجود داشته باشد. این اما هدف است و در فاز نخست قرار است 33 بانویی که پیش از این عضو تیم توانا بودند، دوباره دور هم جمع شوند و تا پایان سال بانوان تحت آموزش قرار گیرند. آن طور که او توضیح میدهد، شهروندان ایرانی برای نوروز 1402 اعضایی از تیم توانا را در کشور خواهند دید چراکه تا نوروز، بانوانی در استانهای تهران، گیلان، اصفهان و کرمان تحت آموزش قرار میگیرند تا آنها آموزش را به بانوان دیگر دهند. هدفگذاری این است که تا هفته هلال احمر سال 1402 دو هزار تا 2500 بانوی عضو تیم توانا معرفی شوند.
اینها اقدامات موثر و خوبی است، سوال اما این است که چه کاری برای رفع مشکلاتی که پیش از این سدراه طرح تیم توانا بود، انجام شده؟ مرادیپور جواب میدهد که شرایط برای حضور بانوان تسهیل شده است. طبق استاندادرهای تعریف شده، آقایان در هر شیفت امدادرسانی، باید 7 شیفت 24 ساعته بگذرانند، حال این که بنا بر همین استاندارد تعریفشده، بانوان در شیفت امدادرسانی خود، میتوانند 7 شیفت 8 ساعته داشته باشند. به اضافه این، سازمان امداد و نجات و سازمان جوانان، برای حل معضل اسکان بانوان دست همکاری دادهاند و همه اینها میگوید که بعد از این با تماس با 112 (شماره اضطراری جمعیعت هلال احمر) باید منتظر حضور بانوان در صحنه امدادرسانی بود.