امسال، یلدایی متفاوت در پیش است
اما امسال، یلدایی متفاوت در پیش است، افراد زیادی همسفره نیروهای جمعیت هلال احمر در این یلدای طولانی به انتظار طلوع می نشینند، از اصناف و نیروهای جهادی گرفته تا تک تک افرادی که بهداشت عمومی را رعایت کردند و به جامعه احترام گذاشتند اما هنوز هم هستند افرادی بیتفاوت به مقتضیات زمان و مکان.
دکتر سیدحمید جمال الدینی - عضو شورای عالی جمعیت هلال احمر: «در آخرین شب پائیز قرن که تنها دقیقهای آن را منزلتی نهانی بخشیده است، در سایه کرونا آماده می شویم تا احساس نهفته شب را در دقایقش لمس کنیم اما چیزی به دل نگیریم. امشب را چه یلدا بنامیم چه چله، آخرین شب پاییز و دیرپاترین شب سال است. شبی است به بلندای یک فرهنگ و درونمایهای پاک و سپید به رنگ زمستان.
امشب پلک پائیز سنگین میشود و آخرین دقایق آذرماه به صبح زمستان کوک میخورد، چراغ خانه ها هنوز بیدارند و خانه نشینان، خاطرات دیروز را پلک می زنند، آن طرف هندوانه ای بود سرخ چهره، کاسه ای آجیل و دانه اناری گلپر زده و سویی دیگر، پدر یا مادر بزرگی که خاطراتش را از چله بزرگ و کوچک پای کرسی و در خانه ای به وسعت مهربانی بارها مرور میکرد. همه گرد هم و پای دردِ دل هم بودند تا از روزهای خوب خدا سخن بگویند و به بهانه یلدا این طولانی ترین شب سال، فارغ از پیچ و خم های زندگی همدیگر را به شنیدن خاطرات خوب میهمان کنند.
اما امسال، یلدایی متفاوت در پیش است، افراد زیادی همسفره نیروهای جمعیت هلال احمر در این یلدای طولانی به انتظار طلوع می نشینند، از اصناف و نیروهای جهادی گرفته تا تک تک افرادی که بهداشت عمومی را رعایت کردند و به جامعه احترام گذاشتند اما هنوز هم هستند افرادی بیتفاوت به مقتضیات زمان و مکان. امشب خانوادههای داوطلبان، امدادگران، نجاتگران و درمانگران یلدایی متفاوت را تجربه میکنند. یادمان باشد میان سطرهای شادی امشبمان سطری جدید باز کنیم و بنویسیم: امشب در دل خیلی ها مهربانی بیدارتر از هر شب دیگریست و یلدای این دلها یک دقیقه بیشتر با فکر مردم صبح میشود.
جاهای خالی زیادی در سفره یلدای امسال هست اما باور کنیم در ازدحام نگاههای مهربان و پر تب و تاب، همچنان روزهای روشن و پر امیدی هست. با هم یک دل شویم و مهربانی را از میان سینه هامان بیرون بریزیم و خانه های بیشتری را گرم و روشن کنیم. سخاوت را با گرمای نوازش برافروزیم. سفره ها را از مائدههای آسمانی با دعای خیر پر کنیم و در جیب های همدیگر نقل و نبات محبت بریزیم. سخت نگیریم به دنیا، به خودمان، به آدمها تا یک دل سیر زندگی کنیم. یادمان باشد عمر لحظهای باز نمیایستد و این روزهای گذرا غنیمتی است فرّار. سر بلند کنیم به سمت ستاره ها و برای آسمان برکت خیز زندگی اشارتی بفرستیم و رنگ و رونق سلامتی را در ادامت شب با لبخند طلب کنیم.
امشب، میوه سربسته حرف هامان را روبه روی هم بگذاریم و از پروردگار بخواهیم که تک تک شب های عمرمان را در لباس خوش بختی به صبح برسانیم وهر چه تاریکی، سرما و خستگی است، تا سحر از وجودمان رخت بربندد. از او فرصتی بخواهیم که تا هستیم، صلح در ما باشد. تابش رأفتی بی وقفه در قلبمان و تبرک نصیب دستهامان باشد. شب هنوز ادامه دارد. بیدار بمانیم و با رسیدن نور تمام تاریکیهای وجودمان را از پنجره درونمان بیرون بیاندازیم و فقط مهرورزی را صدا کنیم.
در پایان، یلدا را شیرین میکنیم با اندرز شاعر حماسه سرای، فردوسی رحمة الله علیه»
چو روز تو آمد جهاندار باش
خردمند باش و بی آزار باش
خداوند پیروز یار تو باد
دل زیردستان شکار تو باد
بنه کینه و دور باش از هوا
مبادا هوا بر تو فرمانروا
همه بردباری کن و راستی
جدا کن ز دل کژی و کاستی
بپرهیز تا بد نگردت نام
که بدنام گیتی نبیند به کام
به دل نیز اندیشه بد مدار
بداندیش را بد بود روزگار
چنین بود تا بود گردان سپهر
گهی پر ز درد و گهی پر ز مهر