دلنوشته رییس هلالاحمر در توصیف شخصیت ارزشمند شهدای والامقام سرلشکر شهیدرشید و سردار شهید شادمانی
دو ستون در مسیر سخت خدمت
برادران عزیزم سرلشکر شهید رشید و سردار شهید شادمانی، برای من فقط دو فرمانده نبودند.دو ستون بودند در مسیر سخت خدمت. دو تکیهگاه، دو مشاور، و دو برادر عزیز که در روزهای بحران، با تمام وجود در کنار من و جمعیت هلال احمر ایستادند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت هلال احمر؛ دکتر پیرحسین کولیوند، رییس جمعیت هلال احمر دلنوشته ای تقدیم به روح پاک شهدای مدافع وطن،سرلشکر شهید رشید و سردار شهید شادمانی کردهاند که در ادامه میخوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ ۖ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا
دلنوشتهای برای دو ستاره خاموش؛ برای دو سردار از جنس روشنایی…
گاهی تقدیر، دو فرشته را با هم میگیرد… و آسمان، دو ستاره را همزمان به آغوش میکشد… و ما میمانیم با حسرت «ای کاش»، و یاد عزیزانی که بودنشان قوت بود و رفتنشان، داغ.برادران عزیزم سرلشکر شهید رشید و سردار شهید شادمانی، برای من، فقط دو فرمانده نبودند.دو ستون بودند در مسیر سخت خدمت. دو تکیهگاه، دو مشاور، و دو برادر عزیز که در روزهای بحران، با تمام وجود در کنار من و جمعیت هلال احمر ایستادند. روزهایی بود که حوادث، یکی پس از دیگری بر ما نازل میشد.از زلزله و سیل گرفته تا مأموریتهای بینالمللی و بحرانهای منطقهای. در همه این مراحل، این دو سردار عزیز، با قلبی مؤمن و ارادهای استوار، بیوقفه کنارم بودند.
در جلسات مستمر، وقتی سنگینی تصمیمگیریها دلم را میفشرد، کلام آرام و بصیرتمندشان، گرهها را باز میکرد. هر بار که با هم مینشستیم، نه فقط درباره تاکتیکهای امداد، بلکه از حکمت، از مردم، از خدا، از حسین علیهالسلام سخن میگفتند. هنوز دستخط مبارک سردار شادمانی را نگه داشتهام؛ با همان حروف مؤمنانهاش که از عمق دلش برخاسته بود و بر دلم نشست. در آن کلمات ساده، چنان صداقتی موج میزد که گویی یادگاری از یک عارف بود، نه فقط یک فرمانده. و آن روز که در حضور جمعی از نیروهای ایثارگرشان،
لوح تقدیری را به من تقدیم کرد، احساس کردم که این تجلیل، نه از شخص من، که از راهی بود که با هم رفته بودیم.راهی که پر از دغدغه مردم بود، پر از ایمان، پر از خلوص. آنها نقش بیبدیلی در برنامههای آموزشی ما داشتند. با دقت و باور، پشت طرحهایی ایستادند که برای ارتقای سطح آمادگی نیروهای امدادی طراحی شده بود. خودشان پیگیر بودند، خودشان تحلیل میکردند، خودشان پشتیبانی میکردند…
مثل معلم، مثل پدر، مثل برادر. و چقدر آن روزهای پیادهروی اربعین برایم یادآور بزرگیشان است.وقتی در میان میلیونها عاشق، با چهرهای آرام و گامهایی استوار، در کنار امدادگران ما قدم میزدند،
انگار که نه فرمانده بودند، که خادم الحسین (ع) بودند. من آن روزها را فراموش نمیکنم.
صداقت نگاهشان، وسعت دلشان، سادگی نشستهایشان، و عمق اثر حضورشان در هلال احمر. امروز، جای خالیشان در جلسات، در میدانها، در دلهایمان، چون خلأیی است که هیچچیز پرش نمیکند. اما ایمان دارم که شهدا، غایب نمیشوند… جاری میشوند. در خون ما، در باور ما، در ادامه راه ما. بهعنوان خادم کوچکی از خانواده بزرگ هلال احمر، بهعنوان کسی که سالها، برکت حضور این دو انسانِ والا را تجربه کرده،
امروز تنها میتوانم با چشمی اشکبار و قلبی پر از افتخار، بنویسم: سلام بر رشید میدانهای مجاهدت
سلام بر شادمانیِ همیشه متبسمِ میدان خدمت سلام بر دو سردار شهید که شرافت را زیستند و با شهادت، ماندگار شدند .و من، با تمام توان، مسیر نورانیشان را ادامه خواهم داد.با دلی شکسته اما عهدی ناگسستنی. در ایام سوگواری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع)، یاد و نام شهدای کربلا و آموزههای ایثار و فداکاری آنان الهامبخش مسیر خدمت و انساندوستی ماست. شهادت این بزرگواران، رمز بیداری و عزت امت اسلامی است. در این ایام، ما نیز با تأسی به نهضت عاشورا، خدمت به محرومان و فداکاری در راه انسانیت را وظیفه خود میدانیم.
دکتر پیرحسین کولیوند
رئیس جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران