logo

چهارشنبه 08 مهر 1405

اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی flag
  • تاریخ انتشار : 1401/08/05 - 13:38
  • تعداد بازدید : 2
  • تعداد بازدیدکننده : 2
  • زمان مطالعه : 5 دقیقه

دیدار دکتر کولیوند با امدادگری که پسر ۱۰ ساله را از مرگ بازگرداند

رئیس جمعیت هلال احمر در دیدار و گفت و گو با امدادگری که پسر ۱۰ ساله دزفولی را از مرگ بازگرداند، از وی قدردانی کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت هلال احمر؛ هاشم‌ قاسم‌پور، امدادگر ۳۴ ساله خوزستانی است که بیش از هشت سال سابقه همکاری و عضویت در جمعیت هلال احمر را در کارنامه‌اش دارد. او چند ماه پیش فرزند ۱۰ ساله خانواده‌ای را در اقدامی ایثارگرانه از مرگ حتمی نجات داده و به آغوش خانواده‌اش بازگرداند؛ قاسم‌پور تنها یکی از هزاران امدادگر جمعیت هلال احمر است که بارها تا پای جان برای نجات جانی دیگر رفته‌اند.


هاشم‌پور که با رئیس جمعیت هلال‌احمر و رئیس سازمان امدادونجات دیدار و گفت‌وگو کرده و مورد تقدیر قرار گرفته، روایتی از آن روز را بازگو می‌کند، روزی که ممکن بود به قیمت از دست رفتن جانش برای نجات جانی دیگر تمام شود.


قاسم‌پور درباره نجات جان عبدالرضا، پسر بچه ۱۰ ساله‌ای که با تلاش او از مرگ حتمی نجات پیدا کرده، می‌گوید: «فروردین ماه امسال برای تفریح به همراه دوستانم به منطقه علی کله شهرستان دزفول رفته بودم، در گوشه‌ای از این محل، ازدحام جمعیتی به چشمم خورد که افراد زیادی شیون و فریاد می‌زدند و کمک می‌خواستند، در بین جمعیت خانمی را دیدم که بسیار هراسان و با گریه روی ماشین‌ها می‌کوبید و در خواست کمک می‌کرد، من آن روز شیفت کاری‌ام نبود، اما وجدانم اجازه نداد که بی‌تفاوت باشم، به همین دلیل به سمت کانال آب رفتم و یک لحظه بچه را دیدم که روی آب آمد.»


او ادامه می‌دهد:‌ «سرعت آب به قدری بود که دیگر این کودک به چشم نیامد و محو شد، بلافاصله داخل آب پریده و سعی کردم او را پیدا کنم ولی گرداب اجازه نمی‌داد و خودم نیز حال خوبی نداشتم و مقدار زیادی آب وارد ریه‌ام شده بود، به سختی خود را به بالا رساندم که مادر پسربچه غرق شده با چهره‌ای خیس از اشک نگاهم کرد و التماس می‌کرد که فرزندش را پیدا کنم، فقط یک نفس گرفتم و دوباره به داخل آب پریدم اما فایده نداشت و اصلا چیزی مشخص نبود. دوباره بالا آمدم و کمی فکر کردم و به ذهنم رسید او را در پایین کانال و قسمت خروجی کانال آب جست‌وجو کنم، این بار با کمک اقوام پسربچه که همه اطراف آب ایستاده بودند زنجیره‌ای در قسمت خروجی کانال ایجاد کرده و منتظر شدیم، حدود دو دقیقه بعد این کودک به پای یکی از اقوامش برخورد کرد و آن را به سرعت از آب خارج کردیم.»


این امدادگر با بیان اینکه «ازدحام زیاد خانواده و مردمی که آن اطراف بودند، امدادرسانی را ناممکن و تقریبا مختل کرده بود»، می‌گوید: «همه فریاد می‌زدند که بچه زنده نیست ولی هیچ چیز باعث نشد که عقب بکشم و بالاخره علیرغم ممانعت زیاد اطرافیان بچه  را روی زمین خوابانده و عملیات احیا را شروع کردم. همه فریاد می‌زدند که دنده‌های بچه شکست، او زنده نیست و دست بردار و حتی یک نفر با زانو پشت من کوبید و سعی کردند من را از بچه جدا کنند، می‌گفتند بچه مرده و با این کارها جسد او را زجر می‌دهی، اما من به کار خودم ادامه دادم. حدود ۱۴ دقیقه احیا را ادامه دادم تا اینکه هنگام آخرین تنفس دهان به دهان احساس کردم لب های پسربچه لرزید و لحظه‌ای چشمانش تکان خورد. با چک کردن علائم حیاتی او متوجه شدم که احیا موفقیت آمیز بوده و به سرعت او را در حالت ریکاوری به عوامل اوژانس تحویل دادم.»


قاسم‌پور با بیان اینکه «با نجات این کودک اطرافیان و خانواده‌اش از من قدردانی کردند»، می‌افزاید: «شوق نجات جان یک انسان از مرگ حتمی با خواست خداوند و تلاش بی‌وقفه من به عنوان وظیفه انسانی یک امدادگر به قدری زیبا بود که حس واقعی آن لحظه‌ام را نمی توانم توصیف کنم، همه صلوات می فرستادند و از خوشحالی مرا در آغوش گرفته بودند و من همچنان مات و مبهوت این ماموریت خطیر الهی بودم و خدا را شاکر از سربلند بیرون آمدن و شاد کردن دل مادری بودم که دارای سه فرزند بوده و این پسر بچه تنها فرزند سالمش بود.»


این امدادگر ادامه می‌دهد:‌ «عبدالرضا پسرک ۱۰ ساله نجات یافته در کانال آب خطرناک منطقه علی کله شهرستان دزفول بود که با نجاتش برگ زرین دیگری به دفتر خاطرات تمام سال‌های خدمتم در جمعیت هلال احمر افزوده شد. بار دیگر به هلال احمری بودنم افتخار کردم و بر خود بالیدم. عشق به جمعیت هلال احمر و تعهد کاری و احساس مسئولیت نسبت به تمام آموزش امدادی که مدیون اساتید خوبم در جمعیت هلال احمر و همه عزیزانی که زندگیشان را وقف خدمت رسانی در زیر پرچم سرخ و سفید هلال احمر کرده اند، هستم و اگر ۱۰۰ بار دیگر به عقب برگردم باز هم با افتخار در همین لباس مقدس به مردم سرزمینم خدمت رسانی خواهم کرد و از تمام توانم در این راه بهره خواهم برد.


او به روایتی دیگر نیز اشاره کرده و می‌گوید:‌ «علاوه بر نجات جان عبدالرضا که تا این لحظه هم با او و خانواده اش در تماس هستم، چند سال پیش بچه خودم  را نیز با همین آموزش های هلال احمر از خفگی حتمی نجات دادم و پس از آن با قوت قلب بیشتر و بیش از پیش با همت مضاعف در این راه  قدم برداشتم چرا که خودم به عنوان یک پدر عمیقا آن روز با تمام وجودم از لحظات دردناک از دست دادن یک عزیز را لمس کرده و حیات بخشیدن و زندگی دوباره دادن به انسانها با یاری خداوند را وظیفه اصلی ام دانستم.  از اینکه خانواده ام نیز در همین حیطه و امدادرسانی در جمعیت هلال احمر فعالیت کنند بسیار علاقه‌مندم و تمام توانم را در راه به‌کار می‌گیرم و اکنون پس از هشت سال خدمت بی منت ابتدا از خانواده ام که در با تمام سختی های کارم کنار آمده و همواره مشوق و پشتیبان اصلی من بوده اند و مسئولان، مربیان و امدادگرام خدوم جمعیت هلال احمر که شبانه روز مشغول خدمت رسانی به مردم هستند کمال قدردانی دارم و برای تک تکشان آرزس سلامتی و موفقیت روز افزون دارم.»


گفت‌وگو از سیده پریا میرطالبی

  • گروه خبری : اسلایدر
  • کد خبر : 117775
کلمات کلیدی
مدیر سیستم
خبرنگار

مدیر سیستم

تصاویر

تنظیمات قالب