روایت سرخپوشان در دل آبهای خروشان / وقتی آب مسیرش را پس میگیرد
سیلاب یکی از حوادث طبیعی پرتکرار و پرخسارت در ایران است. مخاطرهای که مهار و پاسخ به آن، نیازمند تصمیمگیری دقیق مدیریتی، آمادگی زیرساختی و مهارت بالای عملیاتی در صحنه حادثه است. جمعیت هلالاحمر طی دههها حضور در خط مقدم بحرانها، دانش و تجربههای میدانی ارزشمندی ثبت کرده است. از سیلابهای گسترده گلستان، لرستان و خوزستان گرفته تا آبگرفتگیهای غافلگیرکننده شمال و پایتخت، همه را مدیریت کرده است. تجربههایی گرانبها که نه در پشت میزها، بلکه با ورود به دل امواج خروشان، آزمونوخطاهای سخت میدانی و حتی به بهای به خطر افتادن جان امدادگران و نجاتگران به دست آمده است.
در این گزارش، سه چهره باسابقه جمعیت، در سه سطح راهبردی و عملیاتی، موضوع سیلاب را از نگاه مدیریتی و کلان، رویکرد آموزشی و فنی و در نهایت روایت فرماندهی میدانی در دل جریانهای تند آب بررسی کردهاند. رئیس پیشین سازمان امداد و نجات، مربی نجات در سیلاب و فرمانده عملیات، هرکدام خاطرات و تجربههای گرانبهایی در این زمینه داشتهاند. این روایت صرفا مرور خاطرات نیست. بلکه تجربی، مدیریتی و آموزشی است. با خواندن این روایتها، هم با چالشهای پیشگیری و مدیریت سدها و رودخانهها آشنا میشوید، هم اصول فنی و خودامدادی در مواجهه با سیل را آموزش میبینید و هم نتیجه دههها تجربه هلالاحمر در نجات جان انسانها را مرور میکنید.
ماموریتی نتیجهبخش در سیلاب سال 98
مهدی ولیپور، مردی که سالها در مدیریت و صحنههای سخت حوادث سابقه دارد، از سالهای خدمتش در هلالاحمر میگوید. ولیپور هنوز صحبتهایش به خاطرات سیلهای گذشته گره خورده است. او از فرآیندی میگوید که پیش از رسیدن سیلاب در هلالاحمر کلید میخورد تا از جان و مال مردم محافظت شود: «در جمعیت هلالاحمر ما نجاتگران و امدادگران را در قالب تیمهای عملیاتی سازماندهی میکنیم. به محض اینکه هشدارهای هواشناسی و مدیریت بحران صادر میشود، هلالاحمر هم نیروها و تجهیزاتش را به حالت آمادهباش درمیآورد و هم برای پیشگیری به کمک دستگاههای مسئول میرود. هرچند وظیفه اصلی پیشگیری با ما نیست، اما با فرمانداریها، بخشداریها و دهیاریهای روستایی تماس مستقیم میگیریم. بچههای ما با خودروهای امدادی وارد روستاها میشوند، با بلندگو و از طریق مساجد اعلام عمومی میکنیم که مردم از حاشیه رودخانهها فاصله بگیرند. اگر احتمال محاصره روستا بالا باشد، بر اساس تجربه امدادگران و هشدارها، برای تخلیه سریع آن منطقه اقدام میکنیم. در سیل سال ۹۸ که ۲۸ استان کشور درگیر شدند، با وجود آسیب سنگین به زیرساختها و منازل، با همکاری مردم و تخلیه به موقع روستاها، تلفات جانی در مقایسه با وسعت حادثه بسیار کم بود. هرجا مردم و مسئولان هشدارها را جدی گرفتند، جان انسانهای کمتری به خطر افتاد.»
نبرد با موجهای سرکش در دزفول
حسین حسنپور، مربی باسابقه نجات در سیلاب است. او وقتی از تجربیات نجات میدانیاش میگوید، به حادثهای دلهرهآور در جنوب کشور اشاره میکند: «از سال ۱۳۷۹ به عنوان داوطلب وارد جمعیت شدم و بیش از ۱۲ سال است مدرس و مربی نجات در سیلاب هستم. در حوادث بسیاری حضور داشتهام، مثل سیل خوزستان که با قایق خانوادههایی را که دیر اقدام کرده بودند از محاصره آب بیرون کشیدیم و در نقاط مرتفع اسکان دادیم. اما یکی از سختترین ماموریتهای من به سیل سال ۱۳۹۵ در دزفول برمیگردد. سه نفر برای تفریح رفته بودند و بیتوجه به هشدارها وسط رودخانه روی صخرهای گیر افتاده بودند. آب با سرعت بالا میآمد و هر لحظه ممکن بود صخره کاملا زیر آب برود و جریان تند این افراد را با خود ببرد.»
حسنپور از تصمیمگیری سریع و رعایت گامبهگام اصول ایمنی در ثانیههای سرنوشتساز آن روز میگوید: «ما قایق جیمینی را آماده و باد کردیم. همراه دو نفر از همکارانم جلیقههای نجات، کلاه کاسکت و طنابها را برداشتیم و چند جلیقه اضافه هم برای آن افراد بردیم. نجاتگر تا وقتی مجبور نشود، نباید بیگدار به آب بزند. اول از ابزارهایی مثل چوبدست، کیسه پرتاب و طناب استفاده میکنیم و در آخرین مرحله، خودمان با قایق یا شنا وارد میشویم. با شناخت کامل از جریان آب، بالشتکها و گردابها، قایق را از بالادست کنترل کردیم، به صخره نزدیک شدیم، سریع جلیقهها و کلاهها را بر تن آنها پوشاندیم و با روشهای فنی هر سه نفر را سالم سوار قایق کردیم و به ساحل امن رساندیم. اگر مردم فقط به ابرها و بالا آمدن آرام آب دقت کنند و سریع از بستر رودخانه فاصله بگیرند، هرگز چنین خطراتی جانشان را تهدید نمیکند. مسالهای که متاسفانه خیلی وقتها از سوی مردم جدی گرفته نمیشود و گاهی تفریحی شاد، برای آنها تبدیل به فاجعهای هولناک میشود. مردم باید بدانند که هنگام بارشهای سخت، از بستر رودخانهها تا میتوانند فاصله بگیرند و تا حد امکان خود را به ارتفاع برسانند. در بسیاری از این حوادث خود مردم هستند که میتوانند از بروز فاجعه جلوگیری کنند.»
200 متر شنا برای نجات
سعید غاریبی، مسئول پایگاههای امداد و نجات استان گیلان، مردی با کولهباری از ۲۳ سال تجربه میدانی در شرایط سخت اقلیمی شمال کشور است. این امدادگر باسابقه جمعیت هلالاحمر، جزئیات یکی از ماموریتهای نفسگیر دوران خدمتش در فومن را شرح میدهد: «سال ۸۸ یا ۸۹ بود که سیلاب شدیدی در فومن رخ داد. رودخانه پر شده بود و آب با فشار بسیار بالا وارد شهر و محلهها شد. حوالی ساعت دو بعدازظهر به ما خبر دادند در نزدیک پمپبنزین فومن چند خانه در محاصره شدید آب هستند. همراه تیمی پنج نفره خودمان را به محل رساندیم. دیوارهای خانهای در انتهای کوچه شکاف برداشته بود و آب با سرعت زیاد از داخل آن میگذشت. داخل خانه پنج نفر از جمله یک خانم باردار گرفتار شده بودند و اگر دیر میرسیدیم سازه کاملا تخریب میشد. من به عنوان فرمانده تیم، ابتدا خودم وارد جریان آب شدم و مسافتی حدود ۲۰۰ متر شنا کردم تا به خانه رسیدم و کارگاه فنی نجات را روی درختان و سازههای محکم برپا کردم.»
او از لحظه رهاسازی و حس شیرین نجات جان پنج انسان در آستانه مرگ سخن میگوید؛ روایتی از فداکاری و مهارت فنی که در خاطره هلالاحمر گیلان ثبت شده است.
متن کامل این گزارش را در شماره 512 پیام هلال بخوانید
نظر دهید