مدرسه عشق اینجاست/ کانونهای دانشجویی سیستان و بلوچستان و کمک به دانشآموزان نیازمند
دلشان برای کودکان محروم روستا میتپد. برای دانشآموزان نیازمندی که تمام خواستهشان شاید یک دفتر صدبرگ و مداد و قلمی برای نوشتن است. برای آن دانشآموز پشت کنکوری که رنج زندگی در غربت را دور از روستای پدریاش تحمل میکند تا یک روز با لباس سفید طبابت دوباره از روستای اجدادی سراغ بگیرد. اعضای کانونهای دانشجویی استان سیستان و بلوچستان هم شانه به شانه دیگر داوطلبان و جوانان هلال، در کنار محرومان این استان هستند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت هلال احمر به نقل از پیام هلال، آنها علاوه بر خدمترسانی در حوزههای فرهنگی و محرومیتزدا، برای آینده دانشآموزان محروم استان هم دغدغه دارند. در ادامه با جمعی از دبیران فعال کانونهای دانشجویی این استان گفتگو کردیم.
توزیع 700 بسته لوازم تحریر
فعالیت داوطلبانهاش را با کمک به روستاییان محروم، ازکانون روستایی مهرستان شروع کرد و اکنون که دانشجوی کارشناسی زبان و ادبیات انگلیسی است، باز هم برای اقشار محروم دغدغه دارد.
«جواد چاروزهی» و دیگر اعضای کانون دانشجویی دانشگاه ولایت ایرانشهر، مدتهاست برای کمک به دانشآموزان نیازمند این شهر دست به دست هم دادهاند. آنها امسال هم در قالب طرح «مهر تا مهر» در کنار دانشآموزان نیازمند حاشیه شهر بودهاند.
خودش دراینباره میگوید:«ایرانشهر روستاهای محروم بسیاری دارد. در این روستاها اما دانشآموزانی در مدارس محروم درس میخوانند که حتی به ابتداییترین امکانات تحصیلی نیاز دارند. من و دیگر دانشجویان دانشگاه به عنوان یک داوطلب در برابر آینده این دانشآموزان احساس مسئولیت میکنیم. برای همین با کمک اساتید، کارمندان و دانشجویان دانشگاه، دست به کار شدیم. چادری در محوطه دانشگاه برپا کردیم و از همه خواستیم برای آینده دانشآموزان محروم شهر با ما همراه شوند.»
چاروزهی از تهیه بستههای لوازم تحریر و توزیع در مناطق محروم شهر میگوید:« طولی نکشید که همه دانشجویان همقسم شدند. با کمک هم 700 بسته لوازم تحریر تهیه کردیم که مشارکت اعضای سازمان جوانان میان دانشآموزان محروم توزیع شد.»
پزشک آینده شهرستان سرباز
چاروزهی برای دانشآموزان محرومی که از کیلومترها دورتر از روستای آبا و اجدادیشان مهمان مجتمع دانشآموزی ایرانشهر شدهاند، مثل برادری مهربان و دلسوز است.
چاروزهی و دانشجویان دانشگاه ولایت، اکنون پویشی ابتکاری برای کمک به دانشآموزان پشت کنکوری شهرشان به راه انداختهاند. وقتی حرف دانشآموزان محروم میشود، از دغدغههایش برای موفقیت آنها در کنکور سراسری میگوید:« مسئولیت شناسایی دانشآموزان محروم را خودم به عهده گرفتم. به مدارس ایرانشهر سر زدم تا دانشآموزان پشت کنکوری که به دلیل مشکلات مالی توان شرکت در آزمونهای آمادگی کنکور را ندارند شناسایی کنم. دانشآموزانی که استعداد و توان علمی بالایی دارند اما از پس هزینه شرکت در این آزمونها بر نمیآیند. از طرفی در مجتمع دانشآموزی هلالاحمر ایرانشهر هم سراغی از دانشآموزان مستعد اما محروم گرفتم. در این مجتمع دانشآموزانی بیسرپرست، نیازمند و... به صورت شبانهروزی زندگی میکنند. نوجوانهایی که با وجود محرومیت استعداد بالایی دارند.»
چاروزهی مکثی میکند و ادامه میدهد:«با وجود اینکه شرکت در آزمونهای آمادگی کنکور حدود 400 هزارتومان به ازای هر دانشآموز هزینه دارد، اکنون با کمک اساتید دانشگاه و دانشجویان، 20 دانشآموز را در این آزمونها ثبت نام کردهایم و امید زیادی به موفقیت آنها داریم.» حرفها که به اینجا میرسد، چاروزهی از آرزوهایش برای یکی از دانشآموزان میگوید:« اهل شهر محروم سرباز است. پدر و مادرش را از دست داده و با مادربزرگش زندگی میکند. وقتی به کارنامه تحصیلیاش نگاه کردم، بهترین نمرات را در رشته تجربی گرفته بود. دلش میخواست در آزمونهای آمادگی شرکت کند تا با یک رتبه خوب در آینده پزشکی شود. حالا در چند مرحله از آزمونها هم موفق شده و همه ما امید داریم در آینده یک پزشک خوب به شهرستان سرباز معرفی شود.»
جشنوارهای برای دانشآموزان محروم
«یاسین افروخته» هم ایدههای زیادی برای کمک به دانشآموزان نیازمند مجتمع دانشآموزی دارد. این روزها که همراه با دیگر اعضای کانون دانشجویی، با برپایی چادر به جمعآوری کمکهای مردمی و امدادرسانی به سیلزدگان سیستان مشغول است، سراغش میرویم.
افروخته که به صورت داوطلبانه مسئولیت مجتمع دانشآموزی هلالاحمر سراوان را به عهده گرفتهاست تا برای کمک به دانشآموزان محروم در کنار آنها باشد، میگوید:« 3 سال است که برای سرپرستی مجتمعدانشآموزی «امدادگر اندیشه» داوطلب شدهام. میخواهم بیشتر در کنار دانشآموزان باشم تا از مشکلات و دغدغههایشان باخبر شوم. بیشتر دانشآموزان مجتمع، از نقاط صفر مرزی برای تحصیل به سراوان آمدهاند. دانشآموزانی که با وجود کمبود امکانات، آرزوهای بزرگی دارند. با اعضای کانون دانشجویی دانشگاه، تصمیم گرفتیم کاری برای معیشت و مشکلات مالی این دانشآموزان انجام دهیم. از دانشجویانی که با هنرها و صنایع دستی آشنایی داشته و نیز دانشجویان و کارمندانی که دستی در هنر آشپزی دارند برای برگزاری جشنواره خیریه فرخوان دادیم. تا به امروز دانشجویان بسیاری در جشنوارههای غذا و صنایع دستی دانشگاه شرکت کردهاند تا از عواید جشنواره برای کمک به دانشآموزان محروم هزینه شود.»
افروخته مکثی میکند و ادامه میدهد:« ما هم فهرستی از مهمترین نیاز دانشآموزان تهیه کردهایم. مبالغی که از این جشنوارهها و نمایشگاههای خیریه به دست میآیند را برای خرید لوازم تحریر و پوشاک فصل زمستان هزینه میکنیم. اکنون با کمک دانشجویان دانشگاه، امسال هم توانستیم با شروع فصل سرما برای دانشآموزان محروم لباس گرم تهی کنیم.»
ماجرای کیف صورتی کوچک
اعضای کانون دانشجویی دانشگاه را برای کمک به کودکان کار و کودکان بیسرپرستی که میخواهند با تحصیل آینده خود را بسازند، همراه کرده است.
«سمانه ایرندگانی» و دیگر اعضای کانون دانشجویی پردیس رسالت، برای کمک به کودکان کار حاشیه شهر زاهدان دغدغه دارند. ایرندگانی از حضور اعضای کانون در منطقه شیرآباد زاهدان و کمک به کودکان کار میگوید:«شیرآباد زاهدان، مشکلات بسیاری دارد. علاوه بر مشکلات شدید اقتصادی، آسیبهای اجتماعی و فرهنگی هم کودکان این منطقه را تهدید میکند. من و دیگر اعضای کانون اما تصمیم گرفتیم در کنار آنها باشیم. کودکانی که با وجود علاقه زیاد به تحصیل، مجبورند رنج کار کردن در کودکی را هم تحمل کنند. یک روز با کمک هم مبلغی جمعآوری کردیم و با خرید پوشاک، کیف و کفش به شیرآباد رفتیم. به ساختمان فرسودهای که یکی از موسسات خیریه برای تحصیل کودکان کار فراهم کرده بود.»
ایرندگانی مکثی میکند و ادامه میدهد:« ابتدا بستههای لوازم تحریر که سازمان جوان تهیه کرده بود میان کودکان توزیع کردیم. شادی بچهها قابل وصف نبود. لباس مناسبی هم نداشتند. اما پوشاکی که با هزینه خودمان تهیه کرده بودیم شادی آنها را دوچندان کرد.» حرفها که به اینجا میرسد، ایرندگانی قصه یکی از کودکان کار را برایمان تعریف میکند:« دخترک، پدر و مادرش را از دست داده بود و با مادربزرگش زندگی میکرد. نه لباس مناسبی داشت و نه کیفی که کتابهایش در آن قرار بدهد. کیف مدرسهاش یک گونی کوچک برنج بود که مادربزرگش برایش دوخته بود. همه بچهها با حرفهای او متاثر شدند. از میان لوازمی که آوره بودیم، یک کیف صورتی کوچ پیدا کردیم. دخترک کیف مدرسه را که از ما گرفت قول داد، بیشتر از قبل درس بخواند.»