در بخش توانبخشی بیمارستان نورافشار چه خبر است:
کودکان کمتوان در پناه مهر و ماه
اینجا زندگی به شکل دیگری در جریان است. در بخش توانبخشی بیمارستان نورافشار که محلی برای کمک به کودکان و نوجوانان دارای نیازهای ویژه است، همه کارمندان مانند اعضای یک خانواده، هوای مراجعین را دارند تا آنها زندگی باکیفیت تری را تجربه کنند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت هلال احمر؛ نشان هلال ماه قرمزرنگ، بر سردر بزرگ بیمارستان خودنمایی میکند. اینجا بیمارستان نورافشار، بیمارستانی است که زیرنظر جمعیت هلال احمر کشور فعالیت میکند. درون محوطه بزرگ این بیمارستان یک بخش ویژه وجود دارد، بخش توانبخشی که مخصوص کودکان زیر 18 سال است و به آنها خدمات توانبخشی ارائه میدهد.
بخش خاص
بخش توانبخشی ساختمان تک طبقهای است. برای رسیدن به این ساختمان باید به انتهای بیمارستان جایی که به دامنه کوه منتهی میشود، رفت. در که باز میشود، تصاویر کودکانی خندان به استقبال میآیند. دالان کوچک را با ریسههایی نورانی تزئین کردهاندو به این ریسهها عکس کودکان را آویختهاند. لبخند شیرین و دلنشین همهشان، اولین ویژگیای است که به چشم میآید. بعد اما تفاوتها خودشان را نشان میدهد. اینجا بخشی خاص و برای ارائه خدمات به کودکانی خاص است که نیاز ویژه به دریافت برخی از خدمات درمانی و توانبخشی دارند.
سالن بزرگ است و دورتادور آن پر از اتاق است. در یک اتاق باز می شود، سیدهژیر صالحی کاردرمانگر مشغول کار کردن با محمد است. محمد قد و قامتی شبیه به هم سالانش دارد، شبیه به آنها بازی می کند، اما کلمات را نامفهوم ادا میکند و با دستان خم شدهاش با ریتیمی موزون، رقص پا می رود. او مبتلا به اوتیسم نوع یک است. اینها را صالحی که هفتهای دو بار با او کار میکند میگوید. این که با روشهای کاردرمانی، محمد میتواند به تمرکز بیشتری برسد و با اطرافیانش ارتباط موثرتری بگیرد. هرچند که کاردرمانگر معتقد است او هیچ گاه خوب نمیشود، اما با روشهایی که به کار گرفته می شود، زندگی برایش راحتتر خواهد شد.
در اتاق دیگری اشکان حقیقی دست سروش 4 ساله را گرفته و راه میبرد. سروش قد و قامتی کوچکتر از همسالان دیگرش دارد، قد و قامتش به بچههای یک ساله میماند. چشمهایش نوری را نمیبیند، یکی از گوشهایش شنوایی ندارد و گوش دیگر هم کم شنواست. لامسهاش به خوبی کار نمیکند و یکی از پاها هم فلج است. تنها راه ارتباطی او با فضای اطرافش لمس از راه دهان است، او دهانش را به اطراف میکشد تا بفهمد آن جسم چیست. همه این عوارض بعد از یکی دو بار تشنج در ماههای ابتدایی تولد، به وجود آمدند. حالا 8 ماهی میشود که حقیقی با سروش کار می کند. این کاردرمانگر توضیح میدهد: «پیشرفت او خیلی خوب است. 8 ماه پیش نمیتوانست راه برود، حالا اما چند قدم با بریس پا (ساختاری آهنی شکل که به عضلات ضعیف کمک میکنند تا در دوران توانبخشی وزن بدن را نگه دارند) میتواند قدم از قدم بردارد.»
نوبت بچگانه
در سوی دیگری از سالن بزرگ، اتاق کوچکی قرار دارد. اینجا اتاق رفتاردرمانی است، جایی که دو برادر با هم پشت میز نشستهاند و آرام و ساکت بازی می کنند. مربی کاردرمانگر ذهنی، مریم حسنزاده نجاری، می گوید که تا دو جلسه قبل این، دو برادر نه با هم حرف می زدند و نه حتی با هم بازی می کردند؛ دعوا و توهین تنها کاری بود که برادرها انجام میدادند حالا اما همه چیز در مدت زمان کوتاهی تغییر کرده است. خانم مربی تعریف می کند که این دو کودک از نظر جسمی و یا ذهنی، مشکلی ندارند اما از نظر تربیتی و رفتاری نیاز به کمک دارند؛ مشکلی که شاید بسیاری از کودکان با آن روبهرو باشند. به همین دلیل است که او پیشنهاد میدهد تمام کودکان قبل از ورود به مدرسه از نظر رفتاری آزمایش شوند. برخی از کودکان نیاز دارند با روشهای سادهای رفتارشان اصلاح شود. او تاکید دارد که بسیای از والدین نمی دانند چه طور با کودکان رفتار و آنها را تربیت کنند بنابراین خود باعث بروز رفتارهایی در کودک می شوند که در آینده آنها را دچار مشکل میکند.
مهارت گفتاری
با چشمهای سبزش، به کاغذ زل زده است. بعد از کمی مکث آرام و کشدار مداد رنگی را برمیدارد. مربی به حرفش میگیرد: «الناز بود اسمت درسته؟» الناز نگاه می کند و بعد سرتکان می دهد و نامفهوم نام خانوادگی را هم بیان میکند. الناز زیبا، مبتلا به بیماری سیپی است. با کمک مادرش راه میرود و اجسام را به سختی در دست میگیرد. حالا اما در اتاق گفتاردرمانی با سمیرا سعادت ادای درست کلمات را تمرین می کند. مربیاش میگوید که در حدود سه سال گذشته که کرونا شایع و روابط بین خانوادهها هم کم شد، مراجعه کودکان با مشکلات گفتاری افزایش پیدا کرد. او توضیح می دهد که بسیاری از آنها مهارتهای گفتار را از خانواده و یا دوستان یاد نگرفتند، به اضافه این که بازی با گوشیهای هوشمند باعث شد تا مهارت گفتاری کودکان کاهش پیدا کند. حرفهای مربی گفتاردرمانی که تمام میشود، الناز دست از قلم برمیدارد، او در مدت زمان 5 دقیقه تنها توانسته یک خط بکشد.
خدمات خانوادگی
مادر سروش 4 ساله درون اتاق مشاوره نشسته است و با هانیه جعفری مشاور کودک صحبت میکند. جعفری میگوید که به جز مشاوره روانشناسی به کودکان، مشاوره حضوری به همه اعضای خانواده، والدین و حتی خواهران و برادران داده میشود. او توضیح میدهد که در برخی از موارد، رفتار والدین با فرزندی که نیازهای ویژه دارد، باعث میشود که دیگر فرزندان، دچار کمبودهایی شوند، اینجاست که مشاوره روانشناسی به کمک میآید و با والدین و یا این که نه، خواهران و برادران صحبت میکند و تکنیکهایی برای بهتر زندگی کردن با عضوی که نیازهای ویژه دارد، ارائه میدهد. در برخی از مواقع هم این والدین هستند که نیاز به کمک دارند و به خاطر داشتن فرزندی که با معلولیت دست و پنجه نرم میکند، زندگیشان مختل شده است. همین دلیل است که او و همکارانش، به آنها کمک میکنند تا با کیفیتتر زندگی کنند.
«اینجا همه یک عضو خانوادهاند و بسیاری از تزئینات اینجا را مادران انجام دادهاند؛ گاهی هم بچهها در اینجا تولدشان را جشن میگیرند.» اینها را مهناز صادقیراد میگوید؛ مسئول بخش توانبخشی بیمارستان نورافشار که روزانه برای حدود 150 پرونده فعال در بخشش دارد. او توضیح میدهد که بسیاری از مراجعینش از استانهای دورافتاده به او مراجعه میکنند و حتی برخی از مراجعین هم اتباع کشورهای دیگر از جمله افغانستاناند. او و بخشش اما مراجعهکننده از انگلستان هم دارند. زمانی که دختری ایرانی نمیتوانست به دلیل حادثهای صحبت کند و یا راه برود و همه پزشکان آن کشور از او قطع امید کرده بودند، بعد اما با ورود این دختر نوجوان به کشور و مراجعه به مرکز توانبخشی آنها همه چیز تغییر کرد. در مدت زمان 6 ماه، دختر هم میتوانست راه برود و هم صحبت کند، به شکلی که بعد از برگشت به انگلستان همه پزشکان آنجا از پیشرفت او تعجب کرده بودند. صادقیراد توضیح میدهد که بسیاری از مراجعین هیچگاه خوب نمیشوند و مانند سایر افراد دیگر، به اصطلاح سالم نمیشوند اما کیفیت زندگی آنها تغییر میکند.
او توضیح میدهد که همراهی خانوادهها تا حد بسیاری به پیشرفت و بالا بردن کیفیت زندگی تاثیرگذار است، چراکه تنها یک ساعت از روز را فرد با نیازهای ویژه در این مرکز به سرمیبرد، 23 ساعت دیگر اما به همکاری خانواده بستگی دارد. همکاری که البته نه تنها والدین بلکه خواهران و برادران دیگر هم در آن نقش دارند. به همین دلیل است که برنامه این مرکز توانبخشی است که از خواهران و برادران به عنوان یک همیار و همکار استفاده شود تا هم وظیفه سنگین مراقبت از یک فرد معلول تنها به گردن والدین نباشد و هم خواهران و برادران حس مشارکت و دوستی را در خود تقویت کنند.