ارثیه هلال احمر از رئالیسم مردممدار
اگر گذرتان به میدان توپخانه افتاد در موزه صنعتی به گفت و گو با آدمهایی بپردازید که دههها پیش در همین حوالی میزیستهاند و اکنون سالهاست که در این موزه منجمد شدهاند.
رضا واعظیزاده/ به پاییز سال 1295 شمسی در خیابانهای کرمان میرویم. او نوزادی 6 ماهه بود و پدرش با ابتلا به طاعون درگذشت. کودک یتیم به 8 سالگی رسید ولی مادرش به علت فقر و ناتوانی در بزرگ کردن فرزند دچار مشکل بود و او را به یتیمخانه برد. کرمان پرورشگاهی خودگردان و خیریه داشت که علی اکبر صنعتی زاده آن را دایر کرده بود و کودکان یتیم را همراه با فرزندان خود در آن بزرگ میکرد. برای رفتن به مدرسهی ابتدایی شناسنامه لازم بود. او و تعدادی دیگری از ایتام فاقد شناسنامه بودند. بنابراین مامور ثبت احوال شناسنامه کودکان را با فامیل صنعتی زاده صادر کرد. برای همین است که اکنون دو مرد بزرگ در تاریخ معاصر ما اکبر صنعتی زاده نام دارند. یکی هنرمند و دیگری موسس یتیم خانه کرمان. صنعتی هنرمند، صنعتی بزرگ را حاجی میخواند. حاجی اصرار داشت همه فرزندان پرورشگاهش علاوه بر درس خواندن یک مهارت یا یک هنر را بیاموزند. صنعتی که در ایام ابتدایی و متوسطه، استعداد هنری خود را به حاجی اثبات کرده بود، توانست با حمایت مالی و معنوی او به مدرسهی صنایع مستظرفه در تهران بیاید و در آنجا شاگرد ابوالحسن خان صدیقی شود. ناگفته نماند که موسس این مدرسه، کمالالملک نقاش شهیر ایرانی است و صنعتی تا پایان عمر به او ابراز علاقه میکرد. هم شرایط رشد و بلوغ صنعتی و هم تقاضای مکرر حاجی از او باعث شد که صنعتیٍ جوان تا قبل از درگذشتش در سال 1385 فعالیتهای مختلفی از جمله آموزش رایگان هنر به کودکان و ایتام را فراموش نکند و در آخر هم مهمترین آثار نقاشی و مجسمهاش را به هلال احمر اهدا کند تا برای مردم بمانند.
اینجا موزه صنعتی در تهران است
مجسمهی این مرد را ببینید. ابتدا که استاد صنعتی آن را خلق کرد، نامش مرد بیکار بود. بعد کمکم صاحب زن و فرزند شد و اسمش را گذاشت مرد عائلهمند. این تنها یکی از شاهکارهای علیاکبر صنعتی است. مجسمههایی در اندازههای نسبتا واقعی و با چهرههای کاملا واقعی از مردم زمانه، کار این استاد برجسته را در جهان کمنظیر کردهاست. رئالیسم مردمگرای او شاید اولین پیوند مفهومی آثارش با جمعیت هلال احمر و فعالیتهای بشردوستانه این جمعیت است.
اغلب مجسمههای او همینگونهاند. مردم عادی. از کاسب، دانشآموز، معلم، پاسبان، عابران و دیگر آدمهای کوچه و خیابان. مثلا تعداد زیادی پرترهی زندانیان در یک قاب تراشیده شده اند یا جمعی از کودکان محروم و فقیر را پیرامون پرتره مسیح مصلوب میبینید.
اولین ساختمان هلال احمر ایران کجاست؟
در سند همکاری بین شیر و خورشید سرخ ایران و مرحوم استاد صنعتی به تاریخ 21 آذر 1326 شمسی آمده: «نمایشگاه آثار صنعتی که در قسمت تحتانی عمارت دفتر مرکزی جمعیت(حاشیه میدان سپه) با تابلوها و مجسمههای ساخت آقای صنعتی نقاش دائر است، کما فیالسابق ادامه خواهد داشت.»
همانطور که در این عبارت میبینید، عمارت موزه فعلی در میدان توپخانه تهران «دفتر مرکزی جمعیت» بوده است. این موضوع هم در قبل و هم بعد شهریور 1320صادق است. یعنی جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران در سالهای حکومت پهلوی اول و حداقل تا سالهای نخست پهلوی دوم در این ساختمان زیبا در میدان سپه، توپخانه یا امام خمینی(ره) امروزی قرار داشتهاست و این ساختمانِ دوطبقه قاجاری، اولین دفتر جمعیت شیرو خورشید در ایران در نخستین سالهای سده 1300 شمسی بودهاست. بنابراین در بازدید از این موزه از یک معماری قاجاری با یک مرمت خوب در یک «مکانرویداد» مهم لذت ببرید. این عمارت، مکان سازماندهی و اقدام برای بسیاری از فعالیتهای داوطلبانه و عامالمنفعه در تاریخ معاصر ایران بودهاست.
در بخش دیگری از این سند که به امضای «حسن ادهم» ملقب به «حکیمالدوله» و «علیاکبر صنعتی» رسیدهاست؛ نوع تقسیم عواید حاصل از فروش به این شکل ثبت شدهاست: «از حاصل فروش بلیطهای فوق الذکر، کلیه هزینههای اداره نمایشگاه مزبور از حقوق و خرید اشیاء لازم و اجرت برق و مخارج پذیرائیها و غیره که با موافقت قبلی جمعیت بعمل آمده باشد؛ کسر و از بقیه که درآمد خالص را تشکیل میدهد؛ یک ثلث به آقای صنعتی نقاش و دوثلث به جمعیت شیر و خورشید سرخ عاید و به حساب مخصوص شماره 44828 در بانک ملی ریخته میشود.»
همانطور که در عبارت بالا میبینید، صنعتی را اینگونه خطاب دادهاست: «آقای صنعتی نقاش». اگرچه آثار مجسمه او زبانزد خاص و عام است اما تابلوهای نقاشی مختلفی نیز دارد که تعدادی از آنها با تکنیک آبرنگ در طبقه دوم این موزه در حال نمایش است.
اولین هنرمند داوطلب هلال احمر
صنعتی را اولین «هنرمند داوطلب» تاریخ هلال احمر میدانند. او با آنکه تا سالهای آخر زندگیاش با 8 سر عائله، تمکن مالی چندانی نداشت و از مال دنیا تنها یک خانه در خیابان شکوفه، محله پیروزی خریده بود و آن خانه هم آنقدر بزرگ نبود که هم برای خانوادهاش و هم تعداد زیاد مجسمههایش جا داشته باشد ولی آثار کمنظیر مجسمه و تابلوهای نقاشیاش را نفروخت. او آثار مهماش را به هلال احمر اهدا کرد تا آنها برای مردم ایران، تا ابد مانا و عواید امانتداری آن برای رفع آلام آدمها در اختیار جمعیت هلال احمر باشد.
اگر گذرتان به میدان توپخانه افتاد در موزه صنعتی به گفت و گو با آدمهایی بپردازید که دههها پیش در همین حوالی میزیستهاند و اکنون سالهاست که در این موزه منجمد شدهاند.