logo

چهارشنبه 25 شهریور 1405

اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی flag
  • تاریخ انتشار : 1405/05/03 - 08:41
  • تعداد بازدید : 36
  • تعداد بازدیدکننده : 36
  • زمان مطالعه : 7 دقیقه

در گرمای نجف / روایت امدادگر هلال‌احمر از ۲۵ روز خدمت در اربعین

حسن ترکاشوند، نجاتگر دوم جمعیت هلال‌احمر شهرستان بروجرد، یکی از امدادگرانی است که در اربعین سال ۱۴۰۳ به عنوان نیروی داوطلب راهی عراق شد. او نزدیک به ۲۵ روز در نجف مستقر بود و در درمانگاه صحن حضرت زهرا(س) به زائران خدمت کرد. روزهایی که گرمای طاقت‌فرسا، ازدحام جمعیت و ماموریت‌های پی‌درپی را با خود داشت، اما در کنار همه این سختی‌ها، خاطراتی ساخت که هنوز هم با اشتیاق از آن‌ها یاد می‌کند.

c96783d9-495a-4a41-a6bc-63a6f9af85b2

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی جمعیت هلال‌احمر؛ راه امدادگری برای حسن ترکاشوند از چند سال پیش آغاز شد. زمانی که تصمیم گرفت به جمع داوطلبان هلال‌احمر بپیوندد و مهارت‌هایی را یاد بگیرد که بتواند در شرایط بحرانی به دیگران کمک کند. او در طول این سال‌ها با گذراندن دوره‌های مختلف امدادی توانست به عنوان نجاتگر دوم فعالیت کند و کم‌کم وارد ماموریت‌های جدی‌تر شود: «من نجاتگر دوم جمعیت هلال‌احمر شهرستان بروجرد در استان لرستان هستم. از سال ۱۳۹۸ وارد هلال‌احمر شدم و به عنوان نیروی داوطلب فعالیت می‌کنم. از همان ابتدا علاقه داشتم که کارهای امدادی انجام دهم و دوره‌های مختلفی را گذراندم. در این مدت تجربه‌های مختلفی داشتم، اما حضور در ماموریت اربعین برایم تجربه‌ای متفاوت بود. وقتی اعلام شد که نیرو برای اعزام می‌خواهند، قلبا دوست داشتم در این ماموریت حضور داشته باشم.»

اعزام به مرز مهران

اعزام تیم‌های امدادی به عراق از مرز مهران آغاز می‌شود. جایی که نیروها و تجهیزات باید آماده شوند تا بتوانند ماموریت را آغاز کنند. حسن ترکاشوند و همکارانش نیز ابتدا به این مرز اعزام شدند و چند روزی را در آنجا برای هماهنگی و آماده‌سازی گذراندند: «در اربعین ۱۴۰۳ از طرف جمعیت هلال‌احمر بروجرد اعزام شدم. ابتدا به مرز مهران رفتیم و چند روزی در آنجا مستقر بودیم. تقریبا چهار روز در مرز مهران ماندیم. بخشی از این زمان برای کارهای اداری و ثبت خودروها و تجهیزات بود و بخشی هم برای این بود که بدن ما با شرایط آب‌وهوایی منطقه هماهنگ شود. گرمای منطقه واقعا زیاد بود و لازم بود قبل از ورود به عراق کمی به این شرایط عادت کنیم.»

استقرار در نجف و آغاز مأموریت

بعد از انجام هماهنگی‌ها، کاروان امدادی به سمت نجف حرکت کرد. شهری که در ایام اربعین به یکی از پرجمعیت‌ترین نقاط جهان تبدیل می‌شود. تیم‌ها پس از رسیدن به نجف، در گروه‌های مختلف تقسیم شدند و هر گروه در محل مشخصی مستقر شد. حسن ترکاشوند درباره آن روزها می‌گوید: «بعد از مرز مهران با خودروهای امدادی و خودروهایی که اقلام دارویی حمل می‌کردند به نجف رفتیم. بعد از دو روز استقرار، تیم‌ها را گروه‌بندی کردند. تیم ما در درمانگاه صحن حضرت زهرا در نجف مستقر شد. این درمانگاه نزدیک حرم حضرت علی(ع) بود و زائران زیادی برای دریافت خدمات درمانی به آنجا مراجعه می‌کردند. تقریبا ۲۵ تا 30 روز در آنجا حضور داشتیم و در این مدت خدمات مختلفی به زائران ارائه دادیم.»

مراجعه‌های فراوان در درمانگاه

درمانگاه‌های مستقر در نجف در روزهای اربعین با حجم بسیار زیادی از مراجعه‌کنندگان روبه‌رو هستند. بسیاری از زائران در اثر گرما، خستگی یا بیماری‌های زمینه‌ای نیاز به خدمات پزشکی پیدا می‌کنند: «مراجعه‌کنندگان خیلی زیاد بودند. خیلی‌ها به خاطر گرمای شدید دچار گرمازدگی می‌شدند و به درمانگاه مراجعه می‌کردند. افراد مسن هم زیاد بودند. بعضی از آن‌ها داروهای خاصی مصرف می‌کردند اما داروهایشان را همراه نداشتند یا در مرز اجازه ورود بعضی داروها داده نشده بود. در چنین شرایطی ما تلاش می‌کردیم با امکاناتی که داشتیم نیاز درمانی آن‌ها را برطرف کنیم.»

دشواری‌های خدمت در عراق

خدمت‌رسانی در اربعین با وجود تمام زیبایی‌هایش، چالش‌های زیادی هم دارد. گرمای هوا، ازدحام جمعیت و محدودیت‌های تردد گاهی کار امدادگران را دشوار می‌کند. حسن ترکاشوند در این باره می‌گوید: «واقعیت این است که کار در آن شرایط آسان نیست. ما نمی‌توانیم بگوییم اذیت نشدیم. چون واقعا سختی‌های خودش را دارد. اما با همه این شرایط، تلاش می‌کردیم بیماران را به بیمارستان منتقل کنیم.»

کودک ۹ ساله‌ای که سوخته بود

در میان صدها مراجعه‌کننده، بعضی چهره‌ها برای همیشه در ذهن امدادگران باقی می‌مانند. یکی از این چهره‌ها برای حسن ترکاشوند، پسربچه‌ای ۹ ساله بود که در یکی از موکب‌ها دچار سوختگی شده بود: «یادم است که پسربچه‌ای حدودا ۹ ساله بود که در یکی از موکب‌ها کار می‌کرد. از اصفهان آمده و به همراه پدرش در موکب خدمت می کرد. هنگام درست کردن چای، آب جوش روی شکمش ریخته بود و دچار سوختگی شده بود. چند بار پانسمانش را عوض کردیم و سعی کردیم وضعیتش بهتر شود.»

اما چیزی که برای این امدادگر عجیب بود، روحیه همان کودک بود: «با وجود سوختگی، باز هم کنار پدرش کار می‌کرد. چای درست می‌کرد و به زائران خدمت می‌داد. ما به او می‌گفتیم کمی استراحت کن، اما قبول نمی‌کرد. دیدن این صحنه برای من خیلی تاثیرگذار بود. با آن سن کم، چنین روحیه‌ای داشت. از طرفی چون هرروز برای عوض کردن پانسمانش به ما مراجعه می کرد، با هم صمیمی شده بودیم. می گفت امدادگران هلال احمر مثل فرشته می مانند.»

دلگرمی زائران با دیدن امدادگران

در مسیر نجف تا کربلا، حضور امدادگران هلال‌احمر برای زائران نوعی اطمینان خاطر ایجاد می‌کند. بسیاری از زائران تنها با دیدن لباس هلال‌احمر احساس آرامش می‌کنند. حسن ترکاشوند می‌گوید: «خیلی از زائران وقتی لباس یا خودروهای هلال‌احمر را می‌دیدند، جلو می‌آمدند و با ما صحبت می‌کردند. گاهی فقط برای دلگرمی می‌آمدند و می‌گفتند وقتی شما را می‌بینیم خیالمان راحت می‌شود. حتی بعضی وقت‌ها همشهری‌های خودمان را هم در آن مسیر می‌دیدیم و این باعث می‌شد فضای صمیمی‌تری ایجاد شود. این مسایل برای من لدت بخش بود و جذابیت زیادی داشت. اینکه در آنسوی مرزها، هرکس تو را ببیند، احساس امنیت کند، تجربه شیرینی است.»

یاد گرفتن مسیرها با پیاده‌روی

یکی از مشکلاتی که گاهی برای تیم‌های امدادی پیش می‌آمد، اختلال در سیستم‌های ارتباطی بود. در چنین شرایطی شناخت مسیرها اهمیت زیادی پیدا می‌کرد. حسن ترکاشوند می‌گوید: «یک دوره‌ای سیم‌کارت‌های عراقی ما کار نمی‌کرد و نقشه‌ها هم در دسترس نبود. برای همین تصمیم گرفتیم مسیرها را خودمان یاد بگیریم. شب‌ها که هوا خنک‌تر می‌شد، همراه یکی از دوستانم که راننده آمبولانس بود پیاده مسیرها را طی می‌کردیم. مثلا از محل استراحت ما تا بیمارستان امام علی (ع) حدود ۴۵ دقیقه پیاده‌روی بود. این مسیر را چند بار رفتیم تا کاملا یاد بگیریم.»

آمبولانسی که در گرما پنچر شد

یکی از خاطرات متفاوت حسن ترکاشوند مربوط به ماموریتی است که در آن درست هنگام انتقال یک بیمار، آمبولانس آن‌ها دچار مشکل شد. او ماجرا را این‌گونه تعریف می‌کند: «یک بیمار داشتیم که دچار مشکل شدید دیسک کمر شده بود. قرار بود او را برای درمان به بیمارستان منتقل کنیم. وقتی بیمار سوار آمبولانس شد و می‌خواستیم حرکت کنیم، متوجه شدیم لاستیک ماشین پنچر شده است. در آن شرایط، گرمای شدید کار را سخت‌تر کرده بود. حدود ساعت چهار بعدازظهر و هوا خیلی گرم بود. مجبور شدیم همان‌جا لاستیک را عوض کنیم. با هماهنگی مرکز کنترل عملیات، یک آمبولانس دیگر از بچه‌های استان کرمان آمد و بیمار را منتقل کرد.»

مغازه‌داری که استاد دانشگاه بود

بعد از آن اتفاق، آن‌ها مجبور شدند برای تهیه لاستیک جدید در شهر نجف به دنبال تعمیرگاه بگردند. اما پیدا کردن لاستیک مناسب کار آسانی نبود: «ما دو نفر بودیم و دنبال مغازه‌ای می‌گشتیم که لاستیک مناسب داشته باشد. اما مشکل این بود که زبان عربی ما خیلی قوی نبود. چند مغازه رفتیم تا بالاخره به مغازه‌ای رسیدیم که صاحبش فارسی بلد بود. این مغازه‌دار داستان جالبی داشت. نامش محمد بود. می‌گفت استاد دانشگاه است و در کنار تدریس این مغازه را هم دارد. جالب‌تر اینکه چند زبان مختلف بلد بود. می‌گفت این زبان‌ها را یاد گرفته تا بتواند به زائران کشورهای مختلف کمک کند.»

بازگشت دوباره به مسیر خدمت

با وجود تمام سختی‌ها، حسن ترکاشوند معتقد است تجربه خدمت در اربعین چیزی نیست که بتوان به راحتی از آن گذشت. برای او این ماموریت تنها یک وظیفه کاری نیست، بلکه فرصتی برای کمک به انسان‌هایی است که از راه‌های دور به زیارت آمده‌اند: «شاید ۲۰ یا ۳۰ روز دوری از خانه و کار در گرمای شدید سخت باشد، اما وقتی می‌بینی کاری که انجام می‌دهی به مردم کمک می‌کند، همه سختی‌ها فراموش می‌شود. اگر امسال هم شرایط فراهم شود، حتما دوباره می‌روم. چون خدمت در اربعین تجربه‌ای است که واقعا ارزش همه این سختی‌ها را دارد.» 

  • گروه خبری : اخبار ستادی
  • کد خبر : 227756
کلمات کلیدی
سیما فراهانی
خبرنگار

سیما فراهانی

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید

تنظیمات قالب