امروز سه شنبه
۱۵ ارديبهشت ۱۴۰۵
صفحه اصلی
صفحه اصلی
آرشیو اخبار
اخبار ستادی
استان ها-حوادث
آموزش
چند رسانه ای
آرشیو اخبار
اخبار ستادی
استان ها-حوادث
آموزش
چند رسانه ای
معرفی
ساختار سازمانی جمعیت
اساسنامه
اصول هفتگانه
شورای مدیران
شورای عالی جمعیت هلال احمر
سازمان های تابعه
معرفی
ساختار سازمانی جمعیت
اساسنامه
اصول هفتگانه
شورای مدیران
شورای عالی جمعیت هلال احمر
سازمان های تابعه
سازمان ها
سازمان امداد و نجات
سازمان داوطلبان
سازمان جوانان
سازمان تدارکات پزشکی
سازمان ها
سازمان امداد و نجات
سازمان داوطلبان
سازمان جوانان
سازمان تدارکات پزشکی
معاونت ها
معاونت توسعه منابع انسانی و پشتیبانی
معاونت حقوقی و امور مجلس
معاونت امور بین الملل
معاونت آموزش، پژوهش و فناوری
معاونت بهداشت، درمان و توانبخشی
معاونت ها
معاونت توسعه منابع انسانی و پشتیبانی
معاونت حقوقی و امور مجلس
معاونت امور بین الملل
معاونت آموزش، پژوهش و فناوری
معاونت بهداشت، درمان و توانبخشی
نمایندگی ولی فقیه
نمایندگی ولی فقیه
آموزش مجازی
آموزش مجازی
ورود از طریق پنجره دولت
ورود از طریق پنجره دولت
سامانه شفافیت
سامانه شفافیت
نشریه پیام هلال
پیام هلال 507
نشریه پیام هلال
پیام هلال 507
ارسال اثر - مخاطب من
ارسال اثر - مخاطب من
فراخوان همکاری
فراخوان همکاری
صفحه اصلی
صفحه اصلی
آرشیو اخبار
اخبار ستادی
استان ها-حوادث
آموزش
چند رسانه ای
آرشیو اخبار
معرفی
ساختار سازمانی جمعیت
اساسنامه
اصول هفتگانه
شورای مدیران
شورای عالی جمعیت هلال احمر
سازمان های تابعه
معرفی
سازمان ها
سازمان امداد و نجات
سازمان داوطلبان
سازمان جوانان
سازمان تدارکات پزشکی
سازمان ها
معاونت ها
معاونت توسعه منابع انسانی و پشتیبانی
معاونت حقوقی و امور مجلس
معاونت امور بین الملل
معاونت آموزش، پژوهش و فناوری
معاونت بهداشت، درمان و توانبخشی
معاونت ها
نمایندگی ولی فقیه
نمایندگی ولی فقیه
آموزش مجازی
آموزش مجازی
ورود از طریق پنجره دولت
ورود از طریق پنجره دولت
سامانه شفافیت
سامانه شفافیت
نشریه پیام هلال
پیام هلال 507
نشریه پیام هلال
ارسال اثر - مخاطب من
ارسال اثر - مخاطب من
فراخوان همکاری
فراخوان همکاری
برچسبها
روایت امداد
تعداد:
داستان نجات پسربچهای که نیمهجان زیر آوار مانده بود/ سختترین لحظه یک مأموریت امدادی
در میانه عملیاتهای جنگ، هنگامیکه جنگندهها هنوز بر فراز منطقه میچرخیدند، محسن شرقی، امدادگر داوطلب هلالاحمر، با صحنهای روبهرو شد که هیچوقت فراموش نمیکند. پسر بچهای هشتساله که نیمه بدنش از زیر آوار بیرون مانده بود و مادرش با نگرانی او را صدا میزد. او و تیم امداد تلاش کردند در حالی که خطر حمله دوباره وجود داشت، با آرامکردن مادر و نجات کودک، از یکی از تلخترین صحنههای مأموریت عبور کنند. این نجات، یکی از بهیادماندنیترین صحنههای او در جنگ تحمیلی سوم بود.
1405/02/12
از زیر آوار تا بازگشت نفس/ داستان امدادگری که نجات از مرگ را معنا کرد
در میان دود، آوار و اضطرابی که فضای حادثه را پر کرده بود، علی محرابی، نجاتگر هلالاحمر استان کهگیلویه و بویراحمد، همراه با تیم امدادی خود وارد عملیاتی شد که هر لحظه آن میتوانست به پایان زندگی یک انسان ختم شود. اما چند دقیقه تلاش نفسگیر در دل آوار، سرنوشت دیگری رقم زد؛ لحظهای که نبضی ضعیف دوباره زیر انگشتان یک نجاتگر جان گرفت.
1405/02/08
میان آوار و سکوت مردم/ روایت عضو تیم سحر از روزهایی که در کوچههای جنگزده قدم میزد
در روزهای جنگ، همه کمکها به شکل غذا، دارو و سرپناه تعریف نمیشود. گاهی مهمترین کمک، شنیدن یک درد دل، نشستن کنار یک کودک ساکت یا راه انداختن یک بازی ساده در میان کوچهای زخمی است. عاطفه بیداریان، عضو تیم «سحر» هلالاحمر تهران، از روزهایی میگوید که مأموریتشان نه توزیع اقلام امدادی، بلکه همراهی با مردمیبود که در میان آوار، به امید و همدلی نیاز داشتند.
1405/02/07
وقتی امدادگر، میان آوار و بمباران ماند / ماجرای نجاتگری که با پاهای شکسته باز هم به میدان جنگ برگشت
هژیر زندی، نجاتگر هلالاحمر سنندج و عضو تیم آنست، در روز یازدهم اسفند با صحنهای روبهرو شد که مسیر زندگی و امدادگریاش را برای همیشه تغییر داد؛ روزی که پنج بار انفجار نزدیکش فرود آمد، از داخل ساختمان فروریخته، حین امدادرسانی، به خیابان پرت شد، پاهایش شکست، اما بلافاصله در روزهای بعد، با پای گچگرفته به اداره برگشت تا کنار مردم بایستد.
1405/02/06
میان انفجارهای شب سالتحویل/ ماجرای امدادگری که در جنگ، هم نجات میداد و هم روایت میکرد
حامد شکوری، امدادگر و فعال روابط عمومی هلالاحمر رامسر، مسیر خود را از کلاسهای کوچک کمکهای اولیه در مدرسه آغاز کرد و سالها بعد در دل بحران، در جنگی که خانهها را ویران و شبها را بیصدا نکرده بود، هم آوار را جابهجا میکرد و هم قاب روایتهای تلخ را میگرفت. روایت او، قصه شبی است که سال تحویل با صدای انفجار آمد و صبحِ بعد، فقط خانههای فرو ریخته باقی مانده بود.
1405/02/05
زمانی که عشق انتخاب میشود/ ماجرای روزی که ایلام زیر صدای انفجار ایستاد
ظهر پانزدهم اسفند، زمانی که شهر هنوز در آرامش نیمهروز بود، انفجارهای پیاپی سکوت ایلام را شکست و مردم را در شوکی عمیق فرو برد. همان دقایق نخست بود که نیروهای هلالاحمر، بلافاصله در حیاط شعبه جمع شدند؛ بیآنکه بدانند تا پایان آن روز با چه صحنههایی روبهرو خواهند شد. امیر ملکییکتا، یکی از امدادگران حاضر در عملیات، روایتی متفاوت از آن ساعات سخت و نفسگیر دارد.
1405/02/02
تسکین آلام در دل ویرانههای جنگ/روایتی از پدری که با نگاهش اجازه توقف نداد
عصر سرد و بارانی یکی از روزهای بمباران ایران، عملیات دشوار جستوجو و انتقال پیکرهای شهدا در یکی از مناطق آسیبدیده از جنگ آغاز شد؛ عملیاتی که سرمای هوا، باران، و تلخیِ حادثه آن را چند برابر سنگینتر کرده بود. اما در میانه آوار، نگاه یک پدر سالخورده سرنوشت مأموریت را تغییر داد؛ نگاهی که با تمام اندوهش، نیروها را واداشت تا تا آخرین لحظه کنار او بمانند.
1405/02/01
وقتی امدادگری یک میراث خانوادگی بود /روایت یک امدادگر از خط مقدم امداد
رضا احمدوند، امدادگر هلالاحمر، در روزهایی که تهران زیر آتش حملات نفس میکشید، همراه با همسر و دو فرزندش، هرکدام در بخشی از امدادرسانی نقش داشتند. احمدوند صحنههایی را از نزدیک دید که سالها آموزش و تجربه هم او را برایشان آماده نکرده بود. از نجات کودک پنجساله تا روبهرو شدن با خانوادههایی که تنها چند تکه از عزیزانشان باقی مانده بود.
1405/01/30
روایت یک امدادگر از تلخترین لحظات جنگ/ نجات نوجوانی که خانوادهاش زیر آوار ماندند
طاها جوانمرد، امدادگر داوطلب هلالاحمر تهران، 40 روز زیر باران انفجارها حضور داشت؛ روزهایی که نه فقط آوار و دود، بلکه صحنههای تلخی مثل یافتن پدر و مادر و خواهر یک نوجوان، پیکر نوزادان و فریادهای خاموش خانههای مسکونی بر ذهنش ماندگار شد. او از میان صدای آژیرها، آوارهای فرو ریخته و لحظههایی که جان انسانها بین مرگ و زندگی آویزان مانده بود، روایتی دارد که هرگز فراموش نخواهد شد.
1405/01/26
روزی که پیدا کردن پیکر شهید، معنای خدمت را دوباره برایم زنده کرد
مرتضی مرزی، نجاتگر یکم جمعیت هلالاحمر از دیار سملقان خراسان شمالی، بیش از یک دهه است که در میدانهای سخت امداد حضور دارد؛ از سیل و زلزله تا جنگ ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی سوم. اما در میان همه تجربههایش، لحظه پیدا شدن پیکر یکی از شهدا در جنگ تحمیلی سوم، تصویری است که هنوز با تمام جزئیات در ذهن او مانده؛ تصویری تلخ، که معنای مسئولیت و ایمان، است.
1405/01/25
1
2
3
4
5
6