به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت هلال احمر؛ جمشید نوری، مسئول خانه هلال تخصصی سگهای امدادیار کشور و داوطلب جمعیت هلالاحمر، از مسیری سخن میگوید که بیش از چند سال پیش آغاز شده؛ مسیری که ریشه در تجربههای حرفهای او در حوزه سگهای موادیاب و فعالیتهای حفاظتی دارد: «سه یا چهار سال پیش بود که بر اساس احساس نیازی که در کشور وجود داشت، خودمان را موظف کردیم وارد این حوزه شویم. این کار برای من شغل نبود، یک مسئولیت بود.»
آشنایی با خانههای هلال، نقطه ورود رسمی نوری و تیمش به ساختار جمعیت هلالاحمر بود. حدود چهار سال پیش، فعالیت خانه هلال تخصصی سگهای امدادیار شکل گرفت؛ خانهای که امروز دبیرخانه خانههای هلال شهرهای مختلف استانها را نیز زیر نظر دارد و بهصورت تخصصی، نقش مکمل تیمهای آنست جمعیت هلالاحمر را ایفا میکند.
بر اساس تقسیم مأموریتها، وظیفه اصلی این خانه هلال، جسدیابی در حوادث و بحرانها تعریف شده است؛ مأموریتی حساس، زمانبر و کاملاً تخصصی. نوری تأکید میکند: «ما بدون آموزش، ارزیابی و استاندارد وارد هیچ عملیاتی نمیشویم. اعضای تیمهای سگهای امدادیار، همگی داوطلب و مردمی هستند؛ افرادی علاقهمند که اغلب خودشان سگ دارند و بسیاری از آنها مربیان شخصی سگاند. این افراد پس از ورود، تحت آموزشهای تخصصی هلالاحمر قرار میگیرند، ارزیابی میشوند و تنها در صورت کسب صلاحیت لازم، مجوز یکساله فعالیت دریافت میکنند. پس از قبولی در آزمونها و نزدیک شدن به استانداردهای هلالاحمر، اجازه حضور در مأموریتهای واقعی داده میشود. هر تیم عملیاتی نیز متشکل از یک مربی سگ و یک کمکمربی است؛ ترکیبی که بتواند در شرایط سخت و غیرقابل پیشبینی بحران، عملکردی دقیق و ایمن داشته باشد.»
نقطه عطف؛ مأموریتی که همهچیز را تغییر داد
نقطه عطف فعالیت رسمی این خانه هلال، به مأموریتی در یکی از سیلابهای کشور بازمیگردد؛ جایی که پس از ۱۹ روز جستوجوی بینتیجه، تقریباً همه امیدها از بین رفته بود. اما تیم سگهای امدادیار توانست در مدت تنها هفت تا هشت ساعت، پیکر فرد مفقودشده را پیدا کند. همین عملیات موفق، مسیر صدور مجوزهای رسمی را هموار کرد و خانه هلال تخصصی سگهای امدادیار، فعالیت خود را بهصورت رسمی آغاز کرد.
سیل گیلان؛ ۱۹ روز انتظار، چند ساعت معجزه
این حادثه تلخ نیمهشب، رخ داد. زن و شوهری در جاده رودسر گرفتار سیلاب شدند؛ خودرویشان را آب برد. پیکر زن، ده کیلومتر جلوتر پیدا شد، اما مرد ناپدید شد. ۱۹ روز جستوجو، بدون نتیجه: «امید خانواده و مردم تقریباً از بین رفته بود. حتی همکاری مردمی نیز کاهش یافته بود؛ چراکه بسیاری باور داشتند دیگر امکانی برای پیدا شدن پیکر وجود ندارد. اما خوابی که مادر خانواده دیده بود، ورق را برگرداند. بر اساس همان خواب، خانواده بار دیگر از تیم سگهای امدادیار درخواست کمک کردند؛ نه با امید قطعی، بلکه برای آنکه به مادر بگویند ما همه تلاشمان را کردیم. درنهایت تیم سهنفره سگهای جسدیاب وارد منطقه شد. منطقه با استفاده از نقشه به چند بخش تقسیم شد و عملیات آغاز شد. تنها چند ساعت بعد، سگها به نقطهای مشخص واکنش نشان دادند. پیکر مرد، پشت یک سد پیدا شد؛ جایی که هیچکس تصورش را نمیکرد. وقتی پیکر پیدا شد، حدود ۲۰ دقیقه فریاد میزدیم، اما کسی صدایمان را نمیشنید. منطقه خالی بود و حتی آنتن موبایل هم نداشتیم.»
با این حال، بعد از ۱۹ روز، مأموریت به پایان رسید؛ مأموریتی که بار دیگر نقش حیاتی سگهای آموزشدیده را در عملیاتهای بحران نشان داد.
از سیل تا جنگ؛ همیشه در آمادهباش
نوری میگوید در جریان جنگ اخیر نیز، اجساد زیادی توسط سگهای تیمهای این خانه هلال شناسایی شد و در تمام مدت، نیروها در آمادهباش کامل بودند.
مردمی، اما اصولی
خانه هلال تخصصی سگهای امدادیار، کاملاً مردمی و داوطلبانه اداره میشود؛ اما با نظم، فیلترینگ و چارچوب مشخص. نوری توضیح میدهد: «در بسیاری از بحرانها، افراد با سگهای شخصی و بدون آموزش وارد صحنه میشوند و مدعی توانایی جسدیابی هستند؛ اقدامیکه نهتنها کمکی نمیکند، بلکه گاهی عملیات تیمهای تخصصی آنست را با مشکل مواجه میکند. خانه هلال ما، سعی کرده این مشکل را برطرف کند. ما همین ظرفیت مردمی را بهصورت اصولی ساماندهی کردهایم. آموزش میدهیم، آزمون میگیریم و فقط افراد واجد صلاحیت وارد صحنه میشوند.»
انتخاب ماندن برای خدمت
در پایان، جمشید نوری از تصمیمیشخصی سخن میگوید: «من شرایط کاری زیادی در خارج از کشور داشتم، اما دوست داشتم در کشور خودم خدمت کنم. فکر کردم در جمعیت هلالاحمر میتوانم کاری انجام دهم که واقعاً به درد مردم بخورد.»/ سیما فراهانی
این گزارش و روایت کامل خانههای هلال تخصصی را در شماره ۵۰۸
پیام هلال بخوانید