logo

چهارشنبه 07 مرداد 1405

اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی flag
  • تاریخ انتشار : 1405/04/15 - 23:35
  • تعداد بازدید : 1
  • تعداد بازدیدکننده : 1
  • زمان مطالعه : 4 دقیقه
روایت دکتر کولیوند از بدرقه‌ای که به عهدی دوباره برای خدمت انجامید:

آن روز که یک ملت، عشق خود را به تصویر کشید

رئیس جمعیت هلال‌احمر در یادداشتی با روایت حضور خود در مراسم بدرقه رهبر شهید، از شکوه حضور مردم، اعتماد عمیق جامعه به هلال‌احمر و مسئولیت سنگین خدمتگزاران سخن می‌گوید؛ روایتی که در آن، هر دیدار و هر جمله مردم، تجدید عهدی برای ادامه مسیر خدمت بی‌منت به مردم است

2026070622230067278451362
 

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی جمعیت هلال‌احمر؛ دکتر پیرحسین کولیوند،رئیس جمعیت هلال‌احمر در توصیف حال و هوای روز تشییع رهبر شهید انقلاب در تهران نوشت:

«برخی روزها را نمی‌توان با تقویم شناخت؛ باید با دل روایتشان کرد. امروز از همان روزها بود؛ روزی که هر قدم در مسیر بدرقه، بوی دلدادگی می‌داد و هر نگاه، حکایت از عهدی ناگسستنی داشت.

توفیق یافتم در کنار جمعی از همکارانم در جمعیت هلال‌احمر، همراه مردم باشم؛ نه برای آنکه در میان آنان دیده شویم، بلکه برای آنکه همچون همیشه، در کنار مردمی‌باشیم که صاحبان اصلی این سرزمین‌اند.

از نخستین گام‌های مسیر، آنچه بیش از هر چیز مرا متأثر کرد، نه خستگی راه بود و نه سنگینی اندوه؛ بلکه محبت بی‌دریغ مردم بود. هر چند قدم، دستی بر شانه‌ام می‌نشست، پیرمردی دستم را می‌فشرد، مادری با چشمانی اشک‌آلود دعای خیر می‌کرد و جوانی با صدایی لرزان می‌گفت: «خدا قوت؛ خدا هلال‌احمر را حفظ کند.»

اما دل عزادارم، آن‌قدر در اندوه این بدرقه غرق بود که کمتر می‌توانستم پاسخ محبت‌هایشان را آن‌گونه که شایسته بود بدهم. تنها با نگاه و فشردن دست‌هایشان می‌گفتم که این محبت‌ها را با تمام وجود احساس می‌کنم.

در میان جمعیت، پیرمردی که عصایی در دست داشت، مقابلم ایستاد. دستم را گرفت و گفت: «پسرم… ما شما را در روزهای سخت دیده‌ایم؛ در سیل، در زلزله، در حادثه و در آوار. امروز هم آمده‌اید کنار مردم. این یعنی هلال‌احمر، فقط یک سازمان نیست؛ دل مردم است.»

نتوانستم چیزی بگویم. تنها دستش را بوسیدم و از او خواستم برای همه امدادگران دعا کند.

چند قدم جلوتر، مادری که تصویر فرزند شهیدش را در آغوش داشت، نگاهم کرد و گفت: «به همکارانت بگو هر وقت لباس سرخ هلال‌احمر را می‌بینیم، احساس امنیت می‌کنیم. شما وقتی همه می‌روند، تازه می‌آیید. این را هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنیم.»

جوانی از میان جمعیت خود را به من رساند و گفت: «من در یکی از حوادث، خانواده‌ام را مدیون امدادگران هلال‌احمر هستم. امروز آمده‌ام هم برای بدرقه و هم برای تشکر. سلام مرا به همه امدادگران برسانید.»

در آن لحظه، بیش از هر زمان دیگری احساس کردم که بزرگ‌ترین سرمایه هلال‌احمر، ساختمان‌ها و تجهیزاتش نیست؛ اعتماد مردم است؛ اعتمادی که با ایثار هزاران امدادگر گمنام، شبانه‌روز ساخته شده است.

هرچه مسیر ادامه پیدا می‌کرد، عظمت این حضور بیشتر آشکار می‌شد. گویی یک ملت، همه اختلاف‌ها، سلیقه‌ها و فاصله‌ها را کنار گذاشته بود و تنها با یک زبان سخن می‌گفت؛ زبان وفاداری.

این بدرقه، شبیه هیچ بدرقه دیگری نبود. رودخانه‌ها وقتی به دریا می‌رسند، هویت خود را از دست نمی‌دهند؛ کامل‌تر می‌شوند. امروز نیز میلیون‌ها دل، مانند رودهایی از جای‌جای ایران به هم پیوسته بودند و دریایی از حضور، اشک، دعا و اقتدار را ساخته بودند؛ دریایی که هیچ دوربینی نمی‌توانست عظمت واقعی آن را ثبت کند.

در میان این شکوه، بارها به سخنان رهبر شهید درباره خدمت به مردم می‌اندیشیدم. امروز بیش از همیشه فهمیدم که خدمت، فقط یک وظیفه اداری نیست؛ عهدی است میان خادم و مردم. هر لبخند امدادگر، هر دستی که در حادثه گرفته می‌شود، هر اشکی که پاک می‌شود و هر جانی که نجات پیدا می‌کند، ادامه همان راهی است که همواره بر آن تأکید می‌شد؛ راه مردم.

وقتی مردم از هلال‌احمر سخن می‌گفتند، از یک نهاد حرف نمی‌زدند؛ از امید سخن می‌گفتند؛ از لحظه‌ای که در میان آوار، لباس سرخ امدادگران را دیده‌اند؛ از شبی که آمبولانس هلال‌احمر عزیزشان را به بیمارستان رسانده است و از روزی که در سیل، زلزله، آتش‌سوزی یا هر حادثه تلخ دیگری، نخستین دستان یاریگر، دستان امدادگران بوده است.

امروز، هر جمله مردم، برای من یک عهد دوباره بود؛ عهدی که باید بیش از گذشته در کنار مردم بمانیم؛ بی‌ادعا، بی‌منت و خالصانه.

این بدرقه، تنها بدرقه یک شخصیت نبود؛ تجلی پیوند عمیق مردم با آرمان‌هایی بود که به آن باور داشتند؛ روزی که اشک و حماسه در کنار هم معنا پیدا کرد و مردم بار دیگر نشان دادند بزرگ‌ترین سرمایه این سرزمین، ایمان، همدلی و فرهنگ خدمت است.

و من، در پایان آن مسیر طولانی، بیش از هر زمان دیگری به این حقیقت ایمان آوردم که اگر هلال‌احمر در دل مردم جای دارد، نه به خاطر نام و نشانش، بلکه به خاطر هزاران امدادگر گمنامی است که بی‌هیچ چشمداشتی، درد مردم را درد خود دانسته‌اند. این بزرگ‌ترین سرمایه ماست و باید آن را با خدمت صادقانه حفظ کنیم؛ چرا که بهترین بدرقه بزرگان، ادامه دادن راه خدمت به مردم است.»

  • گروه خبری : اخبار ستادی
  • کد خبر : 196178
کلمات کلیدی
راضیه زرگری
خبرنگار

راضیه زرگری

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید

تنظیمات قالب