logo

شنبه 28 شهریور 1405

اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی flag
  • تاریخ انتشار : 1397/08/08 - 13:22
  • تعداد بازدید : 1
  • تعداد بازدیدکننده : 1
  • زمان مطالعه : 3 دقیقه

اربعین سرشار از ناگفته هاست

از زائران اول اربعین نوشتیم که چگونه سالیان متمادی در حسرت دیدار کربلا و نجف دلشان از شوق بال و پر در می آورد ...

می خواهیم این بار از کسانی بنویسیم که علیرغم خدمات مهمشان کمتر به آنها پرداخت شده است از رانندگان آمبولانس های جمعیت هلال احمر ..

بخاطر این موضوع گفتگوی سرپایی و کوتاهی با یکی از این عزیزان ترتیب داده ایم که در ذیل می آید ؛ راننده عزیزی که در جلوی درمانگاه نباء آماده باش بوده و گفت و گوی ما بعلت انتقال بیمار ناتمام ماند .


خودتان را برای خوانندگان ما معرفی کنید.


من عمران سعیدی 46 ساله راننده یکی از آمبولانس های جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران در درمانگاه نبا در نجف الاشرف هستم و 30 ساله سابقه کار در جمعیت هلال احمر را دارم و اکنون در سازمان امداد ونجات مشغول هستم .


آقای سعیدی بفرمایید چند بار توفیق تشرف به عتبات عالیات در قالب تیم امدادی و درمانی را داشتید ؟


من 2 بار خداوند عنایت فرموده بعنوان راننده آمبولانس در خدمت زائران اربعین باشم یکی درسال 1395 که در خدمت زائران در تیم درمانی شهر مقدس کربلا و امسال هم در شهر مقدس نجف اشرف


وقتی شما اطلاع پیدا کردید به عنوان راننده آمبولانس در عراق در خدمت زوار اربعین خواهید بود چه حسی به شما دست داد؟


وقتی همکاران از سازمان امداد و نجات با من تماس گرفتند که می خواهند من بعنوان راننده آمبولانس در خدمت زوار اربعین خواهم بود ابتدا باور نداشتم و حتی با خود می گفتم آیا واقعا این توفیق نصیب من خواهد شد آیا من این افتخار را پیدا خواهم کرد که در خدمت زوار اربعین در عتبات عالیات باشم حتی تا قطعی شدن موضوع را با خانواده در میان ننهاده بودم تا اینکه سفر ما قطعی شد و ما به عراق آمدیم در راه از شوق زیارت کربلا و نجف و سامرا و کاظمین که عمری پدران و مادران و اقوام ما در حسرت زیارت آنها و چه بسا به دیار باقی شتافتند و حسرت زیارت در دلشان ماند حالا من نصیبم شده ،نمی دانستم با چه زبانی از خدا تشکر کنم.


آقای سعیدی ازشیرینی های رانندگی آمبولانس بودن در اربعین برایمان بگویید ؟


عشق حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) مانند کیمیایی است که هر مشقت و سختی پیش رو را هم به شیرینی تبدیل می کند . ما از روزی که به راه افتادیم از تهران بطرف عراق در مرز مهران ورودمان به خاک عراق دو سه روز بطول انجامید حتی در آخرین روزی که می خواستیم وارد خاک شویم چندین ساعت متمادی در داخل آمبولانس بصف ایستادیم به همراه سایر امبولانسها ولی همانطوریکه عرض کردم شاید در غیر از اربعین تحمل این مشقات کمی برای امثال من سخت باشد ولی بعشق زیارت کربلا ذره ای هم این سختی های راه بچشم نمی آمد بلکه بر عطش زیارت ما افزوده می شد .


از کار یومیه و روزانه خود در درمانگاه بگویید.

من به عنوان راننده آمبولانس در درمانگاه نبا جمعیت هلال احمر در نجف اشرف کار می کنم کار ما در اینجا به این صورت است که وقتی بیماری به درمانگاه مراجعه می کند و پزشکان تشخیص می دهند که جهت ادامه درمان به بیمارستان منتقل شود اقدام به انتقال آنها به بیمارستانها ی حکیم و صدر شهر مقدس نجف اشرف می کنیم و یکی دیگر از کارهای ما انتقال بیماران از عراق به مرز ایران و تحویل آنها به آمبولانس های مستقر در مهران جهت انتقال به بیما ستانهای داخل کشور است و تقریبا برای انتقال بیماران به مرز مهران بالغ بر 10 ساعت در مسیر رفت و برگشت رانندگی می کنیم.


برخورد بیماران و همراهان آنها با شما چگونه است ؟

در طول مسیری که بیماران را به بیمارستانهای عراق یا مرز مهران انتقال می دهیم بیماران و همراهانشان خیلی به جمعیت هلال احمر ابراز محبت می کنند و از صمیم قلب برای هلال احمر ی ها آرزوی صحت و سلامتی می کنند

یادم می آید وقتی یک مادر اردبیلی را انتقال می دادیم با زبان شیرین ترکی گفت :وقتی شما را در عراق می بینیم احساس امنیت و آرامش می کنیم و فکر می کنیم کوهی استوار در کنار ما ایستاده است و دهها مورد دیگر که واقعا ابراز محبت مردم عزیز خستگی راه از تنمان زدوده و ما را در راه خدمت به زوار حسینی مصمم تر می کند.

  • گروه خبری : اخبار ستادی
  • کد خبر : 48466
کلمات کلیدی
مدیر سیستم
خبرنگار

مدیر سیستم

تصاویر

تنظیمات قالب