logo

جمعه 27 شهریور 1405

اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی flag
  • تاریخ انتشار : 1398/07/23 - 08:51
  • تعداد بازدید : 1
  • تعداد بازدیدکننده : 1
  • زمان مطالعه : 3 دقیقه

با کادر درمانی هلال‌احمر در امامزاده سید محمد(ع): اینجا خستگى معنایى ندارد

پس از گذر از سیطره هاى مختلف به امامزاده سید محمد (ع) واقع در شهر بلد رسیدیم، بلافاصله به سوى درمانگاه جمعیت هلال احمر رفته و جویاى خدماتى که به زوار مى دادند، شدیم. حجم بى‌شمار زائران حسینی و ازدحام در درمانگاه کوچک آن با عارضه هاى مختلف چیزیست که بیشتر از هر چیزى به چشم مى خورد. صف شلوغ پذیرش، مطب پزشک، داروخانه و بخش تزریقات نشان از حجم بالاى مراجعینى داشت که اکثرا پس از دریافت خدمات، محل را با لبخند رضایتمندى ترک مى کردند.

سیده پریا میرطالبی، خبرنگار اعزامی به عراق: پس از بازدید از بخش هاى مختلف درمانگاه به آخرین بخش یعنى تزریقات و پانسمان درمانگاه رسیدم که به نظر شلوغ‌تر از دیگر بخش‌ها مى آمد ولى صف طولانى خیلى زود کم و مردم به سرعت از آنجا خارج مى شدند. کنجکاو شدم بدانم چند نفر آنجا مشغول هستند که با این سرعت کار مى کنند! در کمال ناباورى در بخش خواهران پرستارى دیدم که به نظر سن و سال کمى هم داشت ولى بسیار سرعت عمل خوبى داشته و یک تنه در شیفت کارى خودش به تمامى مراجعین به نحو احسن رسیدگى مى کرد.

 

کوثر صالحى ٢٥ ساله و کوچکترین  پرستار اعزامى از شهر داراب است، بار دوم است براى خدمت اعزام شده، سال اول در سامرا و اکنون در درمانگاه امامزاده سید محمد(ع) مشغول به خدمت رسانى به زائران است.  کوثر با چهره اى بشاش از خدماتش مى گوید: روزانه هزاران مراجعه داریم که اکثرا هم تزریقات و پانسمان و سرم تراپى دارن و گاهى حتى فرصت نشستن نداریم.

 

با ناراحتى مى گوید: امروز کوچکترین زائرى که داشتیم یک کودک ٨ ماهه بود که با سهل انگارى مادر دچار سوختگى در ناحیه پا شده بود، محل سوختگى را شست و شو داده و پانسمان کردیم.  امکانات رفاهى اصلاً مهم نیست، هدف اصلى خدمت به زائرین آقاست، سال دوم است که براى خدمت مى آیم و در این راه تمام خستگى ها را به جان می‌خرم، شرایط را مى دانستم چون سال قبل هم سامرا بودم و درمانگاه ما در یک چادر بود.

 

خسته نمى شوى از این همه کار؟ 

از شیفت هاى بیمارستان خیلى زودتر خسته مى شوم ولى اینجا اصلاً خستگى معنایى ندارد، حتى وقتى ٢ نفر هستیم به صورت رقابتى کار مى کنیم و همه دوست دارند، کار بیشترى انجام دهند و از یکدیگر سبقت مى گیرند، همانطور که در قرآن هم آمده «فاستبقوا الخیرات» یعنى در کار خیر از یکدیگر پیشى بگیرید.

 

در قبال کارهاى خوبت چه مى خواهى؟ 

 

دعاى خوب زائران که آرزوى عاقبت به خیرى دارند و با لبخند از ما جدا می‌شوند، بزرگترین پاداش ماست. خدمت براى امام حسین(ع) چیز دیگری است، مهم نیست چه سمتى دارى و در چه جایگاهى به مردم خدمت مى کنی، مهم خدمت است،  وقتى به کربلا می آیى دیگر شاه و گدا نداریم و همه با یک هدف و براى خدمت آمدند، همه یکى هستیم، حتى در زمان خالى خود به نظافت مى پردازیم و خوبى این سفر همین است که همه خالصانه و هرکس براى دلش کار می‌کند.

 

چه چیزى این مدت توانست نظرت را جلب  کند؟

پسرى دیدم که با سن کم بسیار اعتقادى بود، در بین راه لاستیک ماشینشان خارج شده و چپ کرده بودند، براى پانسمان دستش آمده  بود و نگران این بود که نتواند وضو بگیرد. مى گفت نمى دانم چه کار خوبى کرده بودم که این چنین پاداشش را گرفتم، از آن حادثه جان سالم به در بردن فقط یک معجزه بود. از این دست معجزات زیاد در زندگى می‌بینیم و به راحتى از کنارش می‌گذریم، غافل از اینکه آن لحظه در آغوش گرم خدا هستیم، او از خدا مى خواست با وجود حجم بالاى کار ابتدا به زیارت حرم امامزاده سید محمد(ع) که در کنارش خدمت مى کرد، برود و سپس با لهجه شیرین شیرازى اش تکرار  می‌کرد فقط یه دل سیر زیارت حرم امام حسین(ع) می‌خواهم.



  • گروه خبری : اخبار ستادی
  • کد خبر : 107105
کلمات کلیدی
مدیر سیستم
خبرنگار

مدیر سیستم

تصاویر

تنظیمات قالب