دنــــا، بــالاتر از خـــطر؛ به مناسبت دومین سال فاجعه پرواز 3704 هواپیماییآسمان
29 بهمن 1396 بود که پرواز شماره ۳۷۰۴ هواپیمایی آسمان از تهران به مقصد یاسوج بعد از ۵۰ دقیقه پرواز در حوالی سمیرم بعد از اصابت به کوه دنا سقوط کرد. حادثه هولناکی که طی آن همه سرنشینان این پرواز کشته شدند و تا 60 روز بعد از این حادثه، امدادگران هلالاحمر در ارتفاعات بیش از 4 هزار متر مشغول جست و جو برای یافتن بقایای اجساد در زیر سه متر برف بودند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت هلال احمر به نقل از نشریه پیام هلال، این عملیات یکی از طولانیترین عملیاتهای امداد و نجات هوایی در دنیا بود که نزدیک به 127 روز طول کشید. هزینههای زیادی را به نیروها تحمیل کرد، بیش از 300 سورتی پرواز انجام شد و مشارکت کوهنوردان و نجاتگران هلالاحمر موجب شد ظرف مدت بیش از سه ماه، اجساد در دل برفی با ارتفاع حدود چهار تا پنج متر یافت شوند. آن هم در سرمای منفی 20 درجه و در طوفان و برف و کولاک.
فشار روانی زیاد بود
امید اخلاقی، مربی فدارسیون کوهنوردی و نجاتگر جمعیت هلالاحمر از اولین نفراتی بوده که به محل حادثه اعزام میشود. کسی که از سال 75 بهعنوان نجاتگر کوهستان با جمعیت هلالاحمر همکاری میکند و حدود 20 سال تجربه مربیگری و امداد و نجات در کوهستان دارد. او در مورد روز حادثه سقوط هواپیمای آسمان در قله دنا میگوید: «در سازمان امداد بودیم که متوجه شدیم یک هواپیما از مسیر خارج شده، اطلاعات بیشتر گرفتیم و فهمیدیم آخرین ارتباطات این هواپیما در حوالی کوه دنا بوده است. باتوجه به تحلیل موقعیت فرودگاه یاسوج، از همان لحظات اول، قویترین گمانهزنیها در مورد محل سقوط، بالاترین نقطه در ارتفاعات خطالراس بود. ساعت بین 12 تا 2 ظهر بود که دو تیم عملیاتی از سازمان امداد و نجات به منطقه اعزام شدیم؛ از سمت استان اصفهان، از طرف سمیرم. وارد منطقه که شدیم تعداد زیادی از دستگاههای مسئول در منطقه بودند. نیروی انتظامی و امنیت سپاه بیشتر مسیرهای دسترسی انحرافی را کنترل میکردند و بسته بودند. جوریکه تردد حتی برای ما بهعنوان تیم امداد و نجات ممکن نبود و به هماهنگی نیاز داشت. کاری که در آن زمان واقعا سخت بود. ما حتی یک روز نتوانستیم سوار بالگرد خودمان شویم. چون هلیکوپتر محدودیت عبور و مرور داشت و روز اول پروازهای منطقه به نمایندگان و مدیران تصمیمگیرنده محدود شده بود.»
از تصویری که با آن روبهرو بوده میگوید: «بالای ارتفاعات در ابر بود مقداری هم برف در ارتفاعات دیده میشد. دقیقا نقطهای که باید جست و جو میکردیم، در ابر بود. تیمهای زمینی از پایین پیمایشهایشان را شروع کردند. تیم 65 نوهد و تکاوران ارتش از پایین شروع به صعود کردند، دو تیم از فدراسیون کوهنوردی، تعداد زیادی از کوهنوردان منطقه به همراه 5- 6 تیم از هلالاحمر هم کارشان را آغاز کردند. منتها به دلیل برف و کولاک شدید کوهها، نمیتوانستند به بالاترین نقطه صعود کنند. روز اول منتظر بودیم تا هوا بهتر شود. روز دوم که مسیر تا اندازهای باز شد، نیروی هوایی ارتش و سازمان هوا و فضای سپاه هم به ما اضافه شدند. زمانهای کوتاهی پیش میآمد که ابر از ارتفاعات جدا میشد، اما هوا هنوز خراب بود. یک تیم از بچههای ارتش و هلالاحمر با هلیکوپتر به بالاترین ارتفاعی که میشد منتقل شدند و تا محل قله که محل وسیعی بود را پیمایش کنند.»
آنطور که اخلاقی میگوید خانوادههای داغدار فشار زیادی وارد میکردند: «فشارهای روانی زیادی روی بچههای امداد و نجات بود. خانوادههای نگران فشار میآوردند که بچهها به بالای ارتفاعات صعود کنند. روز دوم به دلیل تراکم مردم و مسئولان در جبهه شمالی که سمت سمیرم اصفهان بود، تصمیم گرفتیم یک تیم به جبهه جنوبی در استان کهگیلویه و بویراحمد برود؛ در شهر سیسخت. در همین حین خبر رسید که تیم 65 به برخی اجساد دست پیدا کردهاند و مطمئن شدهاند همه سرنشینان فوت کردهاند. هوا همچنان خراب بود و تیم ارتش هم دوباره برگشت پایین. روز سوم حادثه دو تیم در سیسخت مستقر بودند و باقی تیمها از سمت سمیرم برای دسترسی به ارتفاعات دنا تلاش میکردند. پهبادها تصاویر هوایی تهیه میکردند و مشخص بود هواپیما کاملا از هم پاشیده است. ولی چون پهباد از ارتفاع بالایی تصویربرداری میکرد، موقعیت جغرافیایی دقیق محل حادثه مشخص نبود.»
او از ادامه تلاشها میگوید: «بعد از اینکه محل حادثه مشخص شد، به علت وضعیت نامناسب جوی امکان صعود وجود نداشت، بالای قله دمای هوا تا منفی 20 درجه میرسید و 70، 80 کیلومتر سرعت باد بود و هلیکوپتر نمیتوانست نیرویی را آن بالا پیاده کند. به هرحال عملیاتها به هلالاحمر و ارتش واگذار شد. قرار شد تیمهای زمینی به محل سقوط اقدام کنند. 5-6 تیم کوهنوردی از نجاتگران کوهنورد انتخاب شد. اولین تیم بعد از 14 ساعت پیمایشِ یکسره، به ارتفاعات چهار هزار و 500 متری رسید. میگفتند بالا کولاک شدید بوده و دید کمتر از یک متر و دمای هوا کمتر از 30 درجه است. خطر جانی تیم را تهدید میکرد، برای همین بعد از یک شب برگشتند پایین. همزمان تیمی از بچههای اسکیباز سمیرم به محل حادثه صعود کردند. آنها در روز سوم به هواپیما رسیدند و مقداری از اجساد را آوردند پایین. خانوادهها میگفتند هنوز بعضیها زنده هستند، اما همین اجساد آنها را مطمئن کرد که همه با هم کشتهشدهاند.»

40 شب بالای قله خوابیدم
بعضی از کوهنوردان از سمت شهر سیسخت راهی محل حادثه میشوند. یکی از آنها مهدی نظری است. متولد 1361 از سال 76 امدادگر هلالاحمر بوده و مربی تیم واکنش سریع در تهران. نظری حدود حدود 17، 18 سال است که حرفهای کوهنوردی میکند و کل قلههای ایران را فتح کرده است. او یاد حادثه دنا میکند و میگوید: «یک روز بعد از حادثه راه افتادیم به سمت شهر سیسخت. خانوادههای سرنشینان هواپیما هم آمده بودند و خیلی شلوغ بود. بعضیهایشان رفته بودند شیشههای فرمانداری را شکسته بودند و میگفتند آنها آن بالا زنده هستند و کاری بکنید. حتی بعضیها میگفتند به ما پیام داده و گفتهاند ما زنده هستیم و آن بالا سردمان است. وضعیت خیلی بد و ناامن بود. برف بالای سه چهار متر باریده بود اینها هم اصرار داشتند ما برویم بالا. بالاخره تصمیم گرفتیم یک تیم 6 نفره برویم بالا. در مسیر که بالا میرفتیم بیشتر از دو سه تا بهمن شکستیم، چون مسیر کلا بهمنخیز بود. کوهنورد عادی نمیتوانست بالا برود.»
تصویری که بالای کوه میبینند، برخلاف چیزی بوده که فکرش را میکردند؛ «فکر میکردیم با لاشه یک هواپیما مواجه میشویم، اما چیزی نبود، فقط در یکی دو نقطه دم هواپیما بیرون بیرون و باقی همه زیر برف مانده بود. نقطههایی که پیدا کردیم را علامتگذاری کردیم و شروع به کندن کردیم. چند جا را که کندیم جسد تکه پاره شده بعضی از قربانیها را پیدا کردیم. من قبلا چنین صحنههایی دیده بودم اما بعضی از بچهها خیلی اذیت شدند. به هرحال پیکر تکه تکه چند نفر را آوردیم پایین تا مطمئن شوند که حتی جنازه کاملی هم در کار نیست. ساعت دوازده شب رسیدیم پایین. فردای آن دیگر بالا نرفتیم، دو روزی مدام برف میآمد و پایین ماندیم. با آقای کبادی که فرمانده عملیات بود صحبت کردیم و قرار شد تیم به تیم برویم بالا. بعد از آن دو بار دیگر هم رفتیم بالا و دو سه روز در دمای زیر 35 یا 40 درجه ماندیم. این پروسه 10، 15 روزی طول کشید که هی رفتیم بالا و آمدیم پایین. در کل فکر میکنم حدود 40 روز من بالای قله بودم.»

فقط همدلی بود و ایثار
جواد نوروزی یکی دیگر از امدادگران کوهنورد حاضر در حادثه دنا است. 49 ساله است و 25 سالی میشود که با هلالاحمر همکاری میکند. اهل خراسان رضوی است و البته فاتح اورست. کوهنوردی حرفهای را از سال 78 شروع کرده و در دهه 80 صعودهای مختلفی داشته است. در سال 90 در صعود به اورست بهعنوان تصویربردار حضور داشته و در سال 96 به قله اورست صعود کرده است. او در مورد حادثه دنا میگوید: «حادثه دنا اتفاق تلخی بود و در مواقع اینچنینی به تخصص کوهنوردی نیاز مبرم داریم. چند سال پیش که امداد و نجات کوهستان در استان خراسان راهاندازی شد هم با نیت کمک به حوادث ناگهانی و نامترقبه بوده بود. در حادثه دنا هم وضعیت خیلی خاصی بود، برف شدیدی میبارید و دمای هوا بسیار پایین بود. دما هر روز ناپایدار بود. آقای کبادی مسئولیت کار را به عهده داشتند و خیلی از کوهنوردان را دعوت کردند. تیم خوبی تشکیل شد. با توجه به برف زیاد منطقه به تخصص بهمنشناسی، تخصص کوهنوری در شرایط خیلی خاص نیاز بود. کوهنوردان تلاش زیادی کردند و در صف اول این عملیات بودند. چندین مرحله صعود انجام گرفت و شناسایی و محل دقیق اکتشاف حادثه زمان زیادی برد.»
نوروزی از مشکلاتی که در منطقه بوده میگوید: «خیلی وقتها بالگرد نبود و وقتی بچهها بالا میرفتند تکههای اجساد را خودشان کول میگرفتند و پایین میآمدند.»
نوروزی حدود 10 روز در منطقه بوده و از آنچه برایش جالب بود میگوید:«همیاری و ایثارگری مردم خیلی عجیب بود. همه خیلی کمک میکردند و این برایم خیلی جالب بود. ضمن اینکه همه نیروهای امداد از جان مایه میگذاشتند. ستاد را پای کوه و زیر برف قرار داده بودند و هر وقت که میآمدیم پایین ایستاده بودند منتظر بچهها. البته ایثارگری خلبان گودرزی هم در منطقه مثالزدنی بود. چندبار که ما را بردند بالا هلیکوپترشان در معرض سقوط قرار گرفت و ایشان با این حال دستبردار نبود. هرچه آنجا میدیدم فقط ایثار بود، مردم محلی آشپزی میکردند و برای نیروهای هلالاحمر میآوردند و آنهایی که هتل آپارتمان داشتند آنها را در اختیار تیمها قرار داده بودند.»