روایت دکتر کولیوند از بدرقه رهبر شهید در کربلا؛ وقتی واژههایی از جنس عاشورا، قامت یک مجاهد را توصیف میکنند
گاهی تاریخ، بدرقه مردان بزرگ را نه با سکوت، که با واژگان آسمانی روایت میکند. در فرهنگ اسلام، بدرقه مؤمنان و مجاهدان، تنها وداع با یک انسان نیست؛ بلکه تجلیل از راهی است که به رضای الهی ختم میشود.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی جمعیت هلال احمر؛ گاهی تاریخ، بدرقه مردان بزرگ را نه با سکوت، که با واژگان آسمانی روایت میکند. در فرهنگ اسلام، بدرقه مؤمنان و مجاهدان، تنها وداع با یک انسان نیست؛ بلکه تجلیل از راهی است که به رضای الهی ختم میشود. از همین رو، دعاهای نماز میت و تعبیرهای بزرگان دین، تنها الفاظی برای سوگواری نیستند؛ هر جمله، تفسیری از یک عمر ایمان، مسئولیت و ایثار است.
زمانی که تولیت محترم حرم امام حسین(ع) شروع به نماز بر پیکر مطهر رهبر شهید نمود و تعابیر عجیب و جالب را در خصوص رهبر شهید به کار برد، آنگاه که ایشان بیان فرمودند: «اللهم إنه بذل مهجته فی سبیل إعلاء دینک والدفاع عن المظلومین من عبادک»، سخن از رهبری عزیزی است که همه سرمایه وجود خود را در راه خدا، عزت اسلام و حمایت از مظلومان تقدیم کرده است.
«مهجه» در ادبیات عرب، تنها به معنای جان نیست؛ بلکه خون دل، عصاره حیات و عزیزترین سرمایه انسان است. این تعبیر، ریشه در فرهنگ عاشورا دارد؛ همان فرهنگی که در آن، جان دادن برای حق، شکست نیست، بلکه اوج پیروزی است.و آنگاه که زمزمه نمودند: «مقبلاً غیر مدبر»، تصویری باشکوه از استقامت ترسیم میشود؛ انسانی که در میدان مسئولیت، پشت به تکلیف نکرد، از دشواری نهراسید و تا واپسین لحظه، رو به آرمان خود ایستاد. این تعبیر، یادآور آموزههای قرآن کریم است که مؤمنان را به پایداری، صبر و استقامت در راه حق فرا میخواند.دعای «اللهم اکتبه عندک فی أعلى علیین» نیز افق نگاه اسلام را نشان میدهد؛ اینکه ارزش مجاهدت و اخلاص، با معیارهای دنیوی سنجیده نمیشود، بلکه جایگاه آن در «علیین» است؛ مرتبهای که قرآن آن را جایگاه بندگان مقرب الهی معرفی میکند.در ادبیات شیعی، این تعابیر پیوندی عمیق با مکتب امام حسین (ع) دارند. عاشورا به ما آموخت که ارزش انسان، به میزان بهرهمندی او از دنیا نیست؛ بلکه به اندازه وفاداری او به حقیقت است. از این منظر، هر کس که عمر خود را در خدمت دین، عزت امت اسلامی، دفاع از مظلوم و پاسداری از کرامت انسان صرف کند، در امتداد همان مکتب معنا پیدا میکند.این مفاهیم، برای خدمتگزاران مردم نیز الهامبخش است. امدادگری که بیهیچ چشمداشتی در دل آتش، سیل، زلزله یا هر حادثهای برای نجات جان انسانها میشتابد، جلوهای از همان روحیه ایثار را به نمایش میگذارد؛ روحیهای که منفعت شخصی را در برابر نجات جان دیگران ناچیز میشمارد. فرهنگ خدمت، هنگامیکه با اخلاص و مسئولیتپذیری همراه شود، به فرهنگ جهاد در راه خدا نزدیک میشود؛ زیرا اسلام، نجات یک انسان را ارزشی بزرگ میشمارد.در این نگاه، بدرقه بزرگان، تنها اشک و اندوه نیست؛ تجدید عهد با راه آنان است. بدرقه، یعنی پیمان دوباره با صداقت، عدالت، مقاومت، خدمت و دفاع از مظلوم. اشک، اگر با معرفت همراه شود، به بصیرت میانجامد و مرثیه، اگر با پیام همراه باشد، به حرکت تبدیل میشود.تاریخ اسلام نشان داده است که جسمها از میان میروند، اما اندیشه، ایمان و راه مردان الهی در دل ملتها باقی میماند. آنچه ماندگار است، نامها نیست؛ ارزشهایی است که انسانها برای آن زیستند و اگر لازم شد، همه هستی خود را در راه آن نثار کردند. چنین بدرقهای، بدرقه پایان نیست؛ آغاز مسئولیتی است که بر دوش نسلهای بعد قرار میگیرد تا مشعل ایمان، عزت، خدمت و مقاومت را فروزان نگاه دارند.
امروز، تکلیف ما در جمعیت هلال احمر آن است که این مفاهیم بلند را نه فقط در کلمات، بلکه در میدان عمل زنده نگه داریم؛ هر مأموریت امدادی، هر دستگیری از یک آسیبدیده، هر لبخندی که به رنجدیدهای بازمیگردانیم و هر گامی که برای نجات جان انسانها برمیداریم، تجلی همان فرهنگ «بذلِ مهجه»، دفاع از مظلوم و خدمت خالصانه به بندگان خداست. راه مردان الهی با اشک بدرقه نمیشود؛ با استمرار خدمت، ایثار، مسئولیتپذیری و وفاداری به آرمانهای الهی ادامه مییابد. این، عهد امروز خانواده بزرگ هلال احمر است؛ اینکه در هر حادثه و در هر نقطه از ایران اسلامی، پرچم انسانیت، رحمت، امید و خدمت بیمنت را برافراشته نگه دارد و ثابت کند که مکتب ایثار همچنان زنده، جاری و الهامبخش است.
نظر دهید