logo

جمعه 27 شهریور 1405

اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی flag
  • تاریخ انتشار : 1398/02/09 - 12:47
  • تعداد بازدید : 1
  • تعداد بازدیدکننده : 1
  • زمان مطالعه : 10 دقیقه

گزارشی از شهرهای سیل‌زده استان گلستان یک هفته بعد از حادثه(2)/ جانم فدای ایرانم است

از اولین روز سیل یعنی یک روز مانده به سال تحویل در آق‌قلا بودند و کار هشداردادن به مردم را برعهده داشتند؛ به خیلی از مردم گفتند که خانه‌هایشان را ترک کنند اما بسیاری از آنها به حرف امدادگران گوش ندادند و این گلایه برادران دوقلوی امدادگر است.

سُمیرا زمانی | سیل گلستان از همان لحظه تحویل سال تا امروز کام مردم ایران را تلخ کرد. بسیاری از مردم مجبور به ترک خانه‌هایشان شدند و هنوز هم نتوانسته‌اند به خانه بازگردند؛ در این بین لباس سرخ و سفید جمعیت هلال ‌احمر از چند روز پیش از شروع این سیل تا الان همه جا دیده می‌شود. امدادگران، داوطلبان و جوانان حتی ثانیه‌ای مردم را تنها نگذاشتند. عصبانیت مردم حتی خیلی از وقت‌ها باعث شد تا بر سر امدادگران دادوفریاد کنند اما آنها با صبوری ایستادند و به کارشان ادامه دادند. بسیاری از آنها حتی هنوز فرصت عیددیدنی با پدر و مادرشان را پیدا نکرده‌اند و روزهاست حتی یک شب خواب راحت نداشته‌اند. هفت روز بعد از وقع سیل در گلستان به سراغ چند نفر از این امدادگران و داوطلبان رفتیم تا از درددلشان بگویند و اینکه این روزها برایشان چگونه گذشت.


در سیل گلستان فعالیت‌های نیروهای امدادی جمعیت هلال ‌احمر از نکاتی بود که بیشتر از هر چیزی به چشم می‌آمد. از ۲۶ اسفند ماه سال گذشته تا امروز که ١٠ روز از سال جدید گذشته مناطق مختلف گلستان شاهد حوادث جوی مختلف مانند طوفان، برف و کولاک بارندگی شدید و درنهایت وقوع سیل بودند. در فضای مجازی اما آق‌قلا و گمیشان بیشتر از همه مورد توجه قرار گرفتند. سیل در آق‌قلا باعث شد بسیاری از مردم مجبور به ترک خانه خود شوند در این بین نیروهای جمعیت هلال احمر پس از تخلیه شهرها و روستاها حدود ۸ هزار نفر را اسکان دادند و نیروهای داوطلب و مردمی با حضور در انبارهای امدادی جمعیت هلال احمر در توزیع و بسته‌‎بندی بسته‌های امدادی با مردم همراه شدند.

کار امدادگران ساده نبود جمعیت هلال احمر در سیل گلستان به بیش از ۵۳ هزار نفر خدمات امدادی ارایه داد؛ از زمان شروع بحران ۱۳ هزار نفر اسکان موقت داده شده‌اند که این روزها بخشی از آنها به زندگی عادی بازگشته‌اند؛ به عنوان مثال شهر گنبدکاووس به حالت عادی برگشته و تنها ۴۲ خانواده باقی مانده‌اند که هنوز نتوانستند به خانه‌های خود برگردند. آق‌قلا هم  این روزها شرایط بهتری دارد ۲۰درصد از شهر هنوز دچار آبگرفتگی است اما ساکنان نقاط دیگر شهر همگی مهیای آماده‌سازی منازلشان برای برگشت هستند، گمیشان اما هنوز به شکل جدی درگیر سیل است.

حضور و فعالیت نیروهای جمعیت هلال احمر چیزی است که در حادثه سیل گلستان نمی‌توان آن را نادیده گرفت. نیروهای جمعیت هلال احمر از چند روز پیش از وقوع حادثه در محل حاضر بوده‌اند. در گفت‌وگو با مردم محلی چیزی که بیشتر از هر چیز شنیده می‌شود، هشدار نیروهای جمعیت هلال احمر به آنها برای تخلیه منازلشان است. بسیاری از مردم اما این کار را انجام ندادند و همین امر باعث شده تا در زمان وقوع سیل نیروهای جمعیت هلال احمر شرایط سخت‌تری را تجربه کنند. در هر حال شاید یکی از اصلی‌ترین دلیل‌هایی که سیل گلستان کشته زیادی نداشت، همین حضور به‌موقع و فعالیت امدادگران جمعیت هلال احمر در تخلیه اضطراری شهر بود.

پیرمردهای دوست‌داشتنی و پرطرفدار امدادگر

مثل همیشه که در مواقع بحرانی داستان‌های زیادی از امدادگران می‌توان نوشت، سیل گلستان هم داستان کم ندارد؛ یکی از این داستان‌ها مربوط به دو پیرمردی است که چندین روز است در مرکز امداد هوایی جمعیت هلال احمر در استان گلستان مشغول خدمت هستند. پیرمردها بین امدادگران حسابی محبوب شده‌اند، داوطلبانه برای کمک آمدند و از هیچ کاری ابایی ندارند؛ سنگین‌ترین بسته‌ها را جابه‌جا و در بارگیری هلی‌کوپترها به امدادگران کمک می‌کنند. بسته‌های غذایی دائم بار زده می‌شوند و با بالگرد به روستاهای سیل‌زده می‌روند، این کار ساده نیست و حجم آن خیلی وقت‌ها از توان آدم‌ها خارج است.

یکی از آنها حضرت قلی سعیدی است «از روستای نراب بخش چشمه‌ساران شهرستان آذرشهر آمده‌ام.» خودش را این‌گونه معرفی می‌کند و با افتخار می‌گوید: داوطلبم.

وقتی می‌پرسم برای چه آمده است، می‌گوید که جانم فدای ایرانم است؛ دیدم هموطنانم سیل‌زده شدند و آمدم که با جان و دل برای هموطنانم کار کنم. در خانه بودم که بلندگو داستان را اعلام کرد پیش خودم گفتم دیگر یک ساعت هم نباید بمانم، تا الان خیلی جاها می‌خواستم بروم که از قافله عقب ماندم.

خودش کارگر است و می‌گوید جانم را برای هموطنانم فدا می‌کنم و تا هر زمان که بتوانم می‌مانم؛ یعنی اصلا تا جایی که به کمک نیاز باشد. خانواده‌ام هم شاکی باشند عیب ندارد؛ من اگر در این دنیا نماندم، نمانده‌ام اما خدا به جوانان ما سلامتی بدهد.

امیر حسینی یکی دیگر از آنها است، ۵۵ سال دارد؛ پای تلویزیون نشسته بوده و خبر سیل را می‌شنود. او می‌گوید تصاویر هموطنانمان را که دیدم، حالم بد شد و خیلی ناراحت شدم، به بچه‌هایم گفتم حتما باید به آنجا بروم، ۸ صبح به سمت ایستگاه آمدم تا حرکت کنم اما تا ۵ غروب ماشین پیدا نکردم تا اینکه بالاخره خدا کمک کرد ماشین پیدا کردم و حرکت کردم به سمت گرگان. او هم از روستای نراب در آذرشهر آمده است؛ روستای خودشان برف زیادی آمده وخرابی‌هایی هم داشته است اما به اندازه آسیبی که سیل‌زده‌ها دیده‌اند، نیست.

می‌گوید که داوطلبم؛ هر جایی که می‌روم داوطلب هستم. ۲۸ ماه در جبهه هم داوطلبانه جنگیدم اینجا هم داوطلب آمده‌ام؛ حالا هم تا توانی که دارم تا نفسی که دارم و کاری از دستم بر بیاید می‌مانم. کسانی که اینجا هستند بچه‌های من هستند، ان‌شاءالله خدا توان بدهد تا با آخرین نفسی که دارم  برای جوانان و وطنم فداکاری کنم.

اگر دادزدن بر سر ما مردم را آرام می‌کند، بگذار داد بزنند

یکی از نیروهای امدادگر داوطلب آق‌آقلا با ما همراه می‌شود و برای نشان‌دادن شکل فاجعه‌ای که در آق‌قلا رخ داده ما را به پل قدیم می‌برد؛ جایی که سیل از آنجا آغاز شده است. پل باقی مانده از زمان صفویه است و حالا محلی‌ها آن را پل قدیم می‌نامند. خدر مرادپور، نیروی داوطلب شهرستان آق‌قلا نجاتگر است و ۱۵ سال است که به عنوان نیروی داوطلب هلال احمر فعالیت می‌کند. شغلش چیز دیگری است؛ در یک شرکت خصوصی کار می‌کند و هر زمان که نیاز باشد، کارش را در جمعیت هلال احمر ادامه می‌دهد. او می‌گوید که از هفته آخر اسفند هشدار وقوع سیل را به آنها داده‌اند؛ دو روز آخر سال نیز آماده‌باش بودند تا اینکه در روز آخر اسفند سیل آغاز شد.

سیل همراه با سال جدید آمده و هنگام سال تحویل همگی در تکاپوی کار و امدادرسانی بودند چند سال پیش نیز آق‌قلا شرایط مشابهی را تجربه کرده بود؛ اما آن زمان سیل به شهر نرسیده بود. مردم عادی فکر می‌کردند مانند دفعه‌های قبل سیلی در کار نخواهد بود و همین کار خدر و همکارانش را سخت کرد. ساعت‌ها برای قانع‌کردن مردم تلاش کردند تا از خانه‌ها بیرون بیایند و به محل اسکان موقت بروند اما در خیلی از نقاط سطح شهر موفق به این کار نشدند؛ مردم به ماندن در خانه‌ها اصرار داشتند و نیروهای هلال احمر همچنان به تلاش خودشان برای تخلیه خانه‌ها ادامه می دادند. خدر می‌گوید که آب حتی به خانه‌هایی که حدس نمی‌زدیم دچار آبگرفتگی شوند، رسیده بود و مردم تازه آن موقع به حرفمان گوش می‌دادند.

گلایه امدادگرانی که محلی نیستند، بیشتر است؛ اما خدر به همشهریانش حق می‌دهد که به‌سختی از خانه‌هایشان بیرون بروند. همه فکر می‌کردند که آب به داخل شهر نمی‌رسد اما سیل امسال با سیل چند سال پیش خیلی تفاوت داشت و درنهایت چند ساعت پیش از سال تحویل آغاز شد و این در حالی ‌بود که خیلی از مردم خانه‌ها را تخلیه نکرده بودند. خیلی از کسانی که خانه‌هایشان در مسیر رودخانه بود با حجم آب غافلگیر شده بودند و حتی خانه‌هایی که خود نیروهای امدادی هم فکر نمی‌کردند سیل به آنجا برسد، دچار آبگرفتگی شدید شده بود.حالا نزدیک به دو هفته است که نیروهای داوطلب در حال خدمت‌رسانی هستند. خدر حتی هنوز فرصت نکرده به عیددیدنی برود؛ بعضی شب‌ها در حد چند ساعت زمان پیدا کرده تا بخوابد و غیر از این از عید ۹۸ چیزی جز سیل برایش نمانده است، حتی خانه خودش را هم سیل برده است. از عصبانیت مردم حرف می‌زند و اینکه حتی خیلی وقت‌ها کار به فحش و ناسزا و کتک‌زدن امدادگران رسیده اما می‌گوید شرایط مردم خیلی بد بوده و حق دارند که عصبانی باشند؛ درست است که ما مقصر نبودیم اما اگر با دادوفریاد بر سر ما آرام می‌شوند، اشکال ندارد. سیل ترسناک بود و شاید به همین دلیل مردم بدون هیچ آموزش و پیش‌زمینه‌ای وارد عملیات امدادرسانی شدند؛ به همین دلیل کار برای امدادگران هم سخت شده بود. خدر با دلسوزی حرف از ترس دوباره مردم برای تجربه سیل می‌زند و از این نگران است که هنوز اوضاع شهر به ثبات نرسیده است.

خدا را شکر مثل سیل نکا تلفات جانی نداشتیم

اکبر عباسی نجاتگر شهرستان سوادکوه است که خودش در ایران‌خودرو کار می‌کند؛ در هنرستان جمعیت هلال احمر یک دوره آموزشی برای امدادگری گذرانده و از همان زمان عاشقِ هلال شده است. در ایام عید همیشه به عنوان داوطلب با جمعیت هلال احمر همراه و از سال ۷۳ همیشه در طرح نوروزی شرکت داشته است.  ۲۸ اسفند ماه سال گذشته در سوادکوه به آنها اعلام آمادگی کردند که ریزش کوه و آبگرفتگی در حاشیه کوه را دارند و به همین دلیل ۲۸ و ۲۹ اسفند در سوادکوه مانده است. اول عید برای حضور در جویبار فراخوانده شده تا دوم عید در جویبار بود و پس از آن برای کمک به سیل‌زده‌ها به آق‌قلا آمد. پس از رسیدن به آق‌قلا اولین کاری که انجام دادند تخلیه آب از منازل بوده و ارزیابی مناطق تا درصد خرابی سیل را تخمین بزنند. او می‌گوید در همان روز نخست حضور برای اهالی آق‌قلا چندین چادر برپا کردیم. سال‌هاست در جمعیت هلال احمر است، تجربه حضور در سیل نکا را داشته و آن را خیلی سهمگین می‌داند و تمام حرفش این است که خدا را شکر سیل گلستان تلفات جانی نداشته است.


 بچه‌های هلال احمر از عید خودشان و کنار خانواده‌بودن زده‌اند و تمام سختی ها را به جان خریده‌اند

بردیا و ارشیا صدیقی برادران دوقلو امدادگر هستند، چندین روز است که در اردوگاه اسکان موقت سیل‌زده‌ها در گرگان فعالیت می‌کنند و همه مردم ساکن در چادرها خوب آنها را می‌شناسند.  شانزده‌ ساله‌اند و سه سال است امدادگر هستند. تا چند ماه پیش بیشتر مشغول آموزش بودند و مدتی است وارد کارهای عملیاتی شده‌اند. از شب چهارشنبه‌سوری آماده‌باش بوده‌اند؛ خودشان گرگانی هستند و از روز قبل از عید به آق‌قلا رفته‌اند و تا ۹ فروردین تنها یک روز توانسته‌اند به خانه بروند و پدر و مادرشان را ببینند.

از اولین روز سیل یعنی یک روز مانده به سال تحویل در آق‌قلا بودند و کار هشداردادن به مردم را برعهده داشتند؛ به خیلی از مردم گفتند که خانه‌هایشان را ترک کنند اما بسیاری از آنها به حرف امدادگران گوش ندادند و این گلایه برادران دوقلوی امدادگر است. می‌گویند: «کسانی که اینجا در اردوگاه اسکان پیدا کرده‌اند یک روز قبل از سیل خانه‌شان را ترک کرده بودند و اینجا اسکان پیدا کردند؛ به نوعی می‌توان گفت اینها مردمی بودند که به هشدارهای امدادگران و شورای شهر برای ترک خانه‌هایشان گوش دادند. کسانی هم که خانه را ترک نکرده بودند با قایق وسایل امدادی را دریافت کردند و از منطقه خارج شدند.»

بردیا می‌گوید: «مردم آق‌قلا دو دسته شده‌اند؛ یک‌سری از آنها امدادگران را خیلی دوست دارند اما آنهایی که خیلی عصبانی‌اند خیلی از اتفاقات را گردن هلال احمر می‌‎اندازند. جمعیت هلال احمر در حد توان خودش و حتی بیشتر از آن کار کرد. نمی‌شود از جمعیت هلال احمر توقع بیش از حد داشت؛ ما تمام توان خودمان را گذاشتیم و در وظیفه اصلی که امداد و نجات و اسکان موقت بود، هیچ چیزی کم نگذاشتیم. در عین حال کارهای دیگر را هم با اینکه به عهده ما نبود، انجام دادیم؛ آن هم به بهترین شکل. تمام تلاش ما این است که مردم از جمعیت هلال احمر و کاری که انجام می‌دهیم، راضی باشند؛ تمام توانمان را گذاشته‌ایم. بچه‌های هلال احمراز عید خودشان و کنار خانواده‌بودن زده‌اند و تمام سختی‌ها را به جان خریده‌اند.»



گزارشی از شهرهای سیل‌زده استان گلستان یک هفته بعد از حادثه(۱)/ عید تلخ چکمه‌پوش‌ها

  • گروه خبری : اخبار ستادی
  • کد خبر : 49967
کلمات کلیدی
مدیر سیستم
خبرنگار

مدیر سیستم

تصاویر

تنظیمات قالب