حکایت زنان و مردان سرخ و سفیدپوش در مرز مهران
بیشتر خودروها متوقف شده بودند و ناامیدانه به شهرهای خود بازمیگشتند. نزدیک به مهران شده بودیم؛ خیل زائران را میدیدیم که پای برهنه و در تاریک شبانگاهِ نسبتاً سردِ پاییزی مهران با لباسهای تیره به سمت مرز راه میپیمودند، چشمانم را در سیاهی شب تیزتر کردیم و صحنههایی از عاشقی مردم دیدیم.
امیرحسین عباسی/ یک روز مانده به اربعین حسینی، من و جمعی از کارکنان امور رسانه هلالاحمر قرار بود راهی سفر کربلا شویم اما از این سفر جا ماندیم اما ما به سمت پایانه مرزی مهران حرکت کردیم تا با زائران گفتوگو کنیم. دل توی دلم نبود چرا که سخت است در مسیری قدم بگذاری که به عشق میرسد و بدانی که تو نخواهی رسید.
تا نزدیکی ایلام را بدون دردسر آمدیم، دیگر حوالی سحر شده بود بعد از ایلام ایستهای بازرسی پشتسرهم را میدیدیم که به مسافران اجازه تردد به سمت مرز را نمیدادند.
بیشتر خودروها متوقف شده بودند و ناامیدانه به شهرهای خود بازمیگشتند. نزدیک به مهران شده بودیم؛ خیل زائران را میدیدیم که پای برهنه و در تاریک شبانگاهِ نسبتاً سردِ پاییزی مهران با لباسهای تیره به سمت مرز راه میپیمودند، چشمانم را در سیاهی شب تیزتر کردیم و صحنههایی از عاشقی مردم دیدیم.
در این میان حضور کودکان پنجساله که به عشق مولایشان پابهپای والدین قدم میزدند نظرم را جلب کرد. دیگر سرمای اولین روزهای پاییز و سختی جاده دلیل قانعکنندهای برای نشان ندادن عشق اینها به حضرت ارباب نبود.
خورشید روز اربعین کمکم داشت از خاوران طلوع میکرد و گرد زعفران رنگ مشهدی در 200 کیلومتری کربلا روی خورشید مهران ریخته میشد؛ آن موقع ما دقیقاً در ورودی پایانه مرزی مهران که اکنون نامش به نام سردار دلها تغییریافته مستقر بودیم. تصورش سخت بود اینهمه ایست بازرسی و ممنوعیتهای مختلف، بازدارنده اینهمه عاشق نبود، اولین مواجهه من، رودررویی با هزاران عاشق دلداده پشت مرز عراق بود که بیصبرانه منتظر بازگشایی مرز بودند.
احمد از خرمآباد آماده بود: «دیروز ظهر خبر آمد، مرز مهران باز شده من هم دیگر فقط گذرنامهام را برداشتم و آمدم.» پسر مریضش را نشان داد و گفت: «این پسرم را به حضرت عباس سپردهام، او شفا میدهد.»
از احمد درباره سفرهای قبلش پرسیدم، شش بار بود پیادهروی اربعین رفته بود: «سه سال قبل در مسیر، پاهایم متورم شده بود که به پایگاه جمعیت هلالاحمر مراجعه کردم و بلافاصله پاهایم را پانسمان کردند.»
احمد امدادگران هلالاحمر را از سیل سال 98 شناخته بود و آنها را فرشتههایی نامید که همهجا حضور دارند.
خورشید بالاآمده بود و مهران دیگر سرد نبود، گرمای عجیب پایانه مرزی بیشباهت به گرمای عشق آنهمه منتظر زیارت نبود، به قول جبران خلیل جبران: «مُزد عاشقی رنج است اما این رنج روشنی میبخشد از دلی عاشق که میشکند.»
جواد بیگ محمدی؛ معاون امداد و نجات جمعیت هلالاحمر استان ایلام در پایانه مرزی مهران حضور داشت و در خصوص اقدامات هلالاحمر استان ایلام گفت: «جمعیت هلالاحمر ایلام بهعنوان مسئول کمیته امداد و نجات اربعین تمام اقدامات را برای بازگشت زائران به کشور پیشبینی کرده است.»
بیگ محمدی از وسعت ارائه خدمات جمعیت هلالاحمر افزود: «استقرار یک اتوبوس آمبولانس در پایانه مرزی مهران برای رسیدگی به بیماران و همچنین ارائه خدمات امداد و نجات از طریق پرسنل ۱۴ پایگاه دائمی هلالاحمر و ۳ پایگاه موقت جمعیت هلالاحمر این شهر بخشی از خدمات ارائه شده به زائران اربعین است.»
حضور ۸۲ تیم عملیاتی در دو مرز استانهای خوزستان و ایلام
دبیرکل جمعیت هلالاحمر نیز از آمادهباش کامل امدادگران برای خدماترسانی به زائران اربعین خبر داده است.
محمدحسن قوسیان مقدم با اشاره به اینکه، آمادگی کامل برای ارائه خدمات به زائران اربعین حسینی در مبادی مرزی استانهای ایلام و خوزستان با ایجاد قرارگاههای امداد و نجات وجود دارد، گفت: «۵۲ پست ثابت و موقت امدادی در استانهای ایلام و خوزستان برای خدمترسانی به زائران ایرانی در مسیر رفت یا برگشت عراق آمادهباش هستند.»
او ادامه داد: «۴۱۰ نفر امدادگر هلالاحمر در قالب ۸۲ تیم عملیاتی آماده امداد به هر حادثه احتمالی هستند، همچنین ۳۳ دستگاه آمبولانس سازمان امداد و نجات، ۴ دستگاه اتوبوس آمبولانس، ۳ دستگاه خودروی ارتباطات رادیویی و ۳ فروند بالگرد هلالاحمر تجهیزاتی است که تا ظهر سهشنبه، ۵ مهرماه در اختیار تیمهای عملیاتی مذکور قرار گرفته است.»
سخنگوی جمعیت هلالاحمر همچنین از حضور عوامل امدادی این جمعیت برای خدمات امداد و نجات در راهپیمایی جاماندگان اربعین در تهران خبر داد: «آمادگی نیروها و تجهیزات امدادی هلالاحمر تا پایان روز جمعه ۹ مهر و برگشت زائرین پیاده برقرار خواهد بود.»
ارائه خدمات رایگان هلالاحمر در بازگشت زائران اربعینی کربلا
هنوز زائران اربعین در پشت گیتهای خروجی کشور بودند و چشمشان پرچم عراق را میدید اما گامهایشان در خاک ایران مانده بود.
صفهای نسبتاً منظمی بسته شده بود تا مراحل خروجشان از کشور انجام شود، آخرین در از مرز مهران جایی بود که جوانان جمعیت هلالاحمر به همراه شبکه بهداشت حضور داشتند و تب مسافرین را در چندمتری خاک عراق اندازهگیری میکردند.
آفتاب با زاویه تندش یادآوری کرد که ظهر شده است، کمکم داشت از حجم مسافران خروجی کاسته میشد و حالا نوبت این بود که خادمان سرخ و سفیدپوش مردم به استقبال کربلا رفتهها بروند و با روی باز از آنها پذیرایی کنند.
اغلب زائرانی که از عراق وارد ایران میشدند نیاز به ماسک و الکل داشتند، دقیقاً هنگامی که وارد ایران میشدند این جوانان هلال احمری بودند که به آنها ماسک میدادند و اسمشان را برای غربالگری ورودی یادداشت میکردند تا مبادا کسی بیمار باشد و بدون رعایت پروتکلها شرایط بازگشت او به کشور فراهم شود.
از اسفند سال ۱۳۹۹ مقرر شده است جمعیت هلالاحمر در مبادی ورودی کشور کار غربالگری مسافران را انجام و در صورت نیاز به قرنطینه افراد، آنها را به مراجع مربوطه ارجاع دهد.
در مسیر برگشت دیگر از آن هیاهو و شوق و شور خبری نیست، برگشت همیشه رمزآلود است، چهره زائران خسته و گاهی لنگلنگان است که به سمت خودروهایی حرکت میکنند که آماده عزیمت به سایر نقاط کشور است.
امسال جمعیت هلالاحمر محلی را برای اسکان اضطراری زائران در حال بازگشت از عراق تعبیه کرده بود تا آنها در پایانه مرزی حیران و سرگردان به دنبال خودرو برای بازگشت نباشند.
این است حکایت زنان و مردان سرخ و سفیدپوشی که داوطلبانه هر جا که انسانی نیازمند کمک و همیاری باشد از راه میرسند و با مهربانی سعی در تسکین آلام افراد دارند و ماجرای عاشقیشان تمامشدنی نیست.