داوطلبی که مواد ضدعفونیکننده به دست اهالی روستاهای اراک میرساند/ تا پایان کرونا با مردم هستم
داوطلب اراکی برای تهیه ضدعفونی کننده مورد نیاز روستاهای اراک دست به کار شده است و با کمک دیگر داوطلبان، تا پایان کرونا این حمایتهای بهداشتی را ادامه میدهد.
روابط عمومی جمعیت هلال احمر: دکتر«بابک نوابی» خیر اهل اراک که پا به پای جوانان هلال احمر در روزهای پس از زلزله سرپل ذهاب به مردم زلزله زده کمک می کرد. این دامپزشک داوطلب با اولین زمزمه های شیوع بیماری کرونا و در زمان کمبود مواد ضدعفونی کننده دست به کار شد و با تهیه ۵۰۰ هزار میلی لیتر مواد ضدعفونی کننده و توزیع آن بین اقشار مختلف جامعه قدمی برای پیشگیری از این بیماری خطرناک برداشت :«با اعلام خبر شیوع کرونا تصمیم گرفتم هر مقدار مواد ضدعفونی کننده که در داروخانه داریم از طریق هلال احمر به دست نیازمندان برسانم. اما وقتی در جریان توزیع قرار گرفتم، ترس و نگرانی مردم از نبود مواد ضدعفونی کننده و بیماری ناشناخته کرونا را دیدم و همه اینها باعث شد تا گامهای بعدی را هم برای تامین مواد ضدعفونی کننده بردارم. با کمک هلال احمر و پایگاه شهید مدنی سپاه و دانشکده دامپزشکی بسیاری از روستاها و شهرهای اطراف اراک مثل دلیجان و کمیجان و میلاجرد سر زدیم و مواد ضدعفونی کننده سازگار با محیط زیست در اختیار مردم و ادارهها و بیمارستانها قرار دادیم.»
با گذشت سه ماه از شیوع بیماری کرونا هنوز هم در بخش هایی از روستای کمیجان از توابع استان مرکزی مواد ضدعفونی کننده به همت او و با همکاری هلال احمر توزیع می شود. تهیه و توزیع بسته های غذایی در این روزها که بسیاری از خانواده ها از لحاظ اقتصادی دچار مشکل شده اند یکی دیگر از اقدامات پزشک خیر اراکی است. فعالیتهای داوطلبانهاش محدود به هلال احمر نیست و با نهادهایی مثل کمیته امداد و آموزش و پرورش کمیجان نیز همکاری دارد. نوایی میگوید :«برای تعدادی از دختران دم بخت تحت پوشش کمیته امداد جهیزیه تهیه کردم. با کمک آموزش و پرورش کمیجان به دانش آموزان بیبضاعت و بی سرپرست لباس اهدا کردیم. قبل از سال نو هم حدود ۵۰ کارت هدیه تهیه کرده و به دست دانش آموزان بی سرپرست رساندیم. ۵۰ بسته لباس هم عیدی من برای بچه های بی بضاعت تحت پوشش هلال احمر بود.»
آشناییاش با هلال احمر به روزهای زلزله سرپل ذهاب برمیگردد. وقتی بعد از زلزله برای رسیدگی به وضعیت دام ها به یکی از روستاهای سرپل رفته بود، که با دیدن وضعیت کودکان این روستاهای زلزله زده به فکر حمایتهای هرچند کوچک از آنها افتاد :«دختر بچه ایی کنار من مشغول تماشای مداوای دام بود. وقتی کارم تمام شد به او یک جفت جوراب هدیه دادم ولی او عروسک می خواست. بعد از بازگشت چند روزی در فکر آن دختر بچه بودم دوباره به همان روستا برگشتم این بار با دست پر. و اسباب بازی های مختلفی به آن دختر و دیگر بچه های روستا هدیه دادم.» او که علاوه بر زلزله سرپل ذهاب در روزهای پس از وقوع سیل پلدختر نیز در این مناطق حضور داشت، می گوید :«برای مداوای دام های آسیب دیده از سیل چند باری به روستاهای معمولان، نورآباد و پلدختر سر زدیم و بسیاری از دام ها را با هزینه شخصی خودمان درمان کردیم.»