logo

چهارشنبه 08 مهر 1405

اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی flag
  • تاریخ انتشار : 1405/07/07 - 12:31
  • تعداد بازدید : 64
  • تعداد بازدیدکننده : 56
  • زمان مطالعه : 11 دقیقه

روایت 9 روز زندگی در تاریکی ؛ وقتی سیلاب، نپال را بلعید و امداد از دل ویرانی آغاز شد

درس آموخته های نپال برای روزهای سخت ایران

 سیلابی که در پی فروپاشی یخچال‌های کوهستانی، در ۲۶ اگوست۲۰۲۶، روستاها، جاده‌ها و زیرساخت‌های نپال را درهم کوبید، تنها یک فاجعه طبیعی نبود؛ بلکه آزمونی بزرگ برای نظام امداد، جست‌وجو و نجات و بازگشت جوامع آسیب‌دیده به زندگی بود. از نجات انسان‌هایی که روزها در تونل‌ها گرفتار مانده بودند تا شناسایی مفقودان، تأمین دارو و سرپناه و حمایت از خانواده‌های آسیب‌دیده، تجربه نپال نشان داد که پاسخ به یک بحران با پایان عملیات نجات تمام نمی‌شود؛ تجربه‌ای که می‌تواند برای ایران و دیگر کشورهای در معرض سیلاب، زلزله و سایر مخاطرات طبیعی، درس‌هایی مهم درباره آمادگی پیش از حادثه، امداد مبتنی بر فناوری، توانمندسازی جوامع محلی و تداوم حمایت‌های بشردوستانه پس از حادثه به همراه داشته باشد. 

4493c357ZjoyNTg3NDczLmpwZ3xmdWk6MjQ3MTkwNHxsOmZhfHY6MQ

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت هلال احمر؛ در تاریکی مطلق یک تونل، جایی در دل کوه‌های نپال، سانجای ساه نمی‌دانست چند ساعت یا چند روز گذشته. آب گل‌آلود تنها چیزی بود که برای نوشیدن داشت و هر صدایی از بیرون می‌توانست نشانه رسیدن امدادگران یا فرو ریختن دوباره تونل باشد. او سرانجام پس از ۹ روز از زیر زمین بیرون آمد؛ اما جهان بیرون دیگر همان جهانی نبود که ترک کرده بود. سیلابی که پس از فروپاشی یخچال‌های کوهستانی در ۲۶ اگوست ۲۰۲۶ راه افتاده بود، روستاها را زیر گل و سنگ مدفون کرده، راه‌ها و پل‌ها را شکسته و هزاران خانواده را در انتظار خبری از عزیزانشان رها کرده بود. نپال حالا با یکی از پیچیده‌ترین عملیات‌های جست‌وجو، امداد و بازسازی خود روبه‌روست؛ عملیاتی که نشان می‌دهد در یک فاجعه بزرگ، نجات یک انسان تنها آغاز راه است.

۲۶ اگوست ، در امتداد مرز نپال و تبت، طبیعت ناگهان شکل دیگری به خود گرفت.آب از ارتفاعات پایین آمد؛ اما نه رودخانه‌ای که مردم سال‌ها می‌شناختند. آب، گل، سنگ، یخ و آوار را با خود می آورد و با سرعت به سمت دره‌ها می‌رفت. در مسیر، خانه‌ها، جاده‌ها، پل‌ها و زیرساخت‌های حیاتی قرار داشتند.در دویگات، روستایی در منطقه نوواکوت، مردم فرصت زیادی برای واکنش نداشتند. گزارش میدانی لوموند از این منطقه، از روستایی می‌گوید که در عرض چند دقیقه به «دریایی از گل و ویرانی» تبدیل شد. شاهدان از موجی شبیه «سونامی کوهستان» گفتند؛ موجی که خانه‌ها را در خود فرو برد و زندگی روزمره را از هم گسست. اما شاید هیچ تصویری به اندازه این جمله نتواند ابعاد این فاجعه را نشان دهد:یک نفر زنده مانده بود، اما نمی‌دانست آیا کسی بیرون از آن تونل هنوز منتظر اوست یا نه.

 

۹ روز در دل کوه

سانجای ساه، سرکارگر مکانیک ۳۰ ساله در یک نیروگاه برق‌آبی هنگام وقوع سیلاب در تونل بود.آب و گل راه خروج را بست.ساه برای زنده ماندن از آب سیلاب و آبی که از شکاف‌های کوه نفوذ می‌کرد نوشید. غذا نداشت. نور نداشت. ساعت و تقویم هم معنای خود را از دست داده بودند.رویترز در روایت اختصاصی خود از این حادثه نوشته است که ساه برای محافظت از چشم‌هایش در تاریکی، بیشتر اوقات آنها را بسته نگه می‌داشت و دعا می خواند. "باید همه را نجات می‌دادم." این جمله، تنها روایت یک کارگر گرفتار در تونل نیست؛ تصویری از همان لحظه‌ای است که یک انسان، پیش از آنکه به نجات خودش فکر کند، تلاش می‌کند دیگران را نجات دهد.

ساه پیش از آنکه آب راه‌ها را ببندد، به دیگران هشدار داده بود که فرار کنند. اما خودش فرصت کافی برای خروج پیدا نکرد.نه روز بعد، صدای امدادگران از پشت تاریکی شنیده شد و او زنده بیرون آمد.

بیرون از تونل، نپال دیگری وجود داشت

چند روز پس از نجات، سانجای ساه به روستای خود بازگشت.رویترز در گزارشی که ۱۳ سپتامبر منتشر کرد، از بازگشت او به روستا و استقبال خانواده و مردم محل نوشته است؛ مردی که ۹ روز در تاریکی مانده بود و حالا در میان آغوش خانواده، به زندگی بازمی‌گشت. در همان روستا اما خانواده‌هایی هستند که هنوز چشم‌انتظار عزیزان مفقود خود مانده اند. سانجای ساه در این شرایط می تواند نماد امید و تاب آوری یک جامعه بحران زده تلقی شود.

وقتی ساه از تونل بیرون آمد، با کشوری مواجه شد که چهره‌اش تغییر کرده.آخرین گزارش رویترز در ۱۵ سپتامبر از ۱٬۳۸۶ کشته در نپال و بیش از ۵٬۱۳۰ مفقودی خبر می‌دهد؛ در سوی دیگر مرز نیز ۴۳ نفر در تبت جان باخته و ۵۱۹ نفر همچنان مفقود گزارش شده‌اند. اما اعداد، به تنهایی نمی‌توانند عمق فاجعه را توضیح دهند.برای فهم آن باید به روستاها رفت.به خانه‌ای که دیگر خانه نیست. به مدرسه‌ای که کلاس‌هایش زیر گل دفن شده‌اند. رویترز در مجموعه تصاویر میدانی خود از پیامدهای سیلاب، از کلاس‌های پوشیده از گل، خانه‌های ویران و وسایل شخصی رهاشده گزارش کرده است؛ تصاویری که نشان می‌دهد پس از پایان موج اولیه سیلاب، مرحله سخت‌تری آغاز می‌شود: زندگی کردن در جهانی که نشانه‌های زندگی قبلی از میان رفته است.

 

بعضی‌ها هنوز منتظرند

روزها گذشته است، اما برای خانواده‌های مفقودان، زمان متوقف شده.آنها نه می‌توانند عزاداری کنند و نه می‌توانند امیدوار نباشند.در بیمارستان‌ها و مراکز شناسایی، خانواده‌ها نمونه DNA می‌دهند.گاردین داستان «پراکریت گورونگ»، دختر ۱۹ ساله‌ای را روایت کرده که برای شناسایی مادر مفقودش نمونه خون داده است. پدرش پیدا شده، اما مادرش همچنان مفقود است. او و ده‌ها خانواده دیگر امیدوارند آزمایش DNA بتواند پاسخی برای سال‌ها و روزهای انتظار آنها فراهم کند. در یکی از صحنه‌های گزارش گاردین، مأمور نام فردی را صدا می‌زند؛ زنی جلو می‌رود، مدارک را تحویل می‌گیرد، فرم‌ها را پر می‌کند و سپس برای دادن یک نمونه خون به بخش دیگری از بیمارستان می‌رود. چهره دیگری از امدادرسانی؛گاهی نجات، بیرون کشیدن یک انسان زنده از زیر آوار نیست.گاهی نجات یعنی کمک به یک خانواده برای فهمیدن اینکه بر سر عزیزش چه آمده است.

امداد، هزاران کیلومتر دورتر هم ادامه دارد

اما داستان مفقودان تنها در بیمارستان‌ها و مراکز شناسایی سپری نمی شود. در ملبورن استرالیا، زنی به نام سونیا پاتیل هر شب پس از پایان کارش، ساعت‌ها مقابل صفحه رایانه می نشیند. او نه امدادگر است و نه عضو یک سازمان رسمی.اما تصاویر منتشرشده از قربانیان را بررسی می کند؛ لباس‌ها، خالکوبی‌ها، زیورآلات و هر نشانه‌ای که بتواند به شناسایی یک انسان کمک کند.

گاردین نوشته پاتیل، آشپزی است که پس از یک شیفت ۱۲ ساعته، چهار تا پنج ساعت دیگر را صرف جست‌وجوی تصاویر می‌کند.او بخشی از شبکه‌ای از داوطلبان در کشورهای مختلف شده است؛ افرادی که اطلاعات را در گروه‌های آنلاین تطبیق می‌دهند و در صورت احتمال تطابق، خانواده‌ها را به سمت آزمایش DNA و تأیید رسمی هدایت می‌کنند. با این حساب در این فاجعه مدرن، مرزهای جغرافیایی امدادرسانی هم تغییر کرده است.

 

جزییاتی که معنی "نیاز بشردوستانه" را روشن می کند

سیلاب نپال فقط خانه‌ها را تخریب نکرد.پل‌ها و جاده‌ها ، مدارس و عبادتگاه ها نیز در بسیاری از مناطق از بین رفتند و همین موضوع عملیات امدادرسانی را دشوارتر کرده است.در برخی نقاط، مردم برای عبور از رودخانه‌های طغیان‌کرده از زیپ‌لاین‌های موقت استفاده کردند.

گزارش آسوشیتدپرس از منطقه سیل‌زده، تصویر مردمی را نشان می‌دهد که حتی برای دسترسی به دارو با مشکل مواجه بودند. برخی افراد در اردوگاه‌های اسکان موقت غذا و اقلام امدادی دریافت می‌کردند، اما داروی مورد نیازشان در دسترس نبود.سورش کومار کارانجیت، یکی از بازماندگان، برادر کوچکترش را در سیل از دست داده بود و داروی مورد نیاز بیماری قلبی‌اش در اردوگاه موجود نبود. او برای تهیه پول دارو، بخشی از اقلام امدادی خود را فروخت.

به گفته AP، او یک بسته نودل را به قیمت ۴۰۰ روپیه فروخت تا بتواند دارویش را تهیه کند. این جزئیات شاید در میان آمار هزاران کشته و مفقود، کوچک به نظر برسد؛ اما دقیقاً همین جزئیات است که معنای «نیاز بشردوستانه» را روشن می‌کند.

 اگر یکی زنده پیدا شد، دیگری هم می تواند پیدا شود

در حالی که مردم روستاها به دنبال بازمانده‌های زندگی خود بودند، عملیات جست‌وجو در نیروگاه‌های برق‌آبی همچنان ادامه داشت. بر اساس گزارش AP، حدود ۹۰۰ کارگر در ۱۲ پروژه برق‌آبی مفقود شده بودند و نزدیک به ۵۰۰ نفر از آنها در تونل‌ها قرار داشتند. تیم‌هایی از نپال، هند، چین، کره جنوبی و آمریکا در عملیات جست‌وجو مشارکت کردند. چند روز بعد، یک کارگر چینی به نام لو هایتائو نیز از یک تونل ۲۲۵ متری بیرون کشیده شد؛ مردی که پس از روزها گرفتار شدن، با بالگرد به محل درمان منتقل شد. هر نجات، دوباره روزنه امید را زنده می‌کرد:"اگر یکی زنده پیدا شد، دیگری هم می تواند پیدا شود" و همین امیدها است که عملیات جست‌وجو را ادامه می‌دهد؛ حتی زمانی که احتمال موفقیت کمتر و خستگی امدادگران بیشتر شده باشد.

 

امدادگر در برابر جغرافیا

در نپال، جغرافیا خودش بخشی از بحران است.کوه؛دره؛رودخانه؛تونل؛گل؛سنگ ومسیرهای قطع‌شده.هر کدام از اینها می‌تواند یک عملیات نجات را متوقف کند.اما عملیات امدادی متوقف نشد. تجربه نپال نشان داد که در چنین شرایطی، امدادرسانی نیازمند ترکیبی از توان محلی و بین‌المللی است؛ از نیروهای امدادی و نظامی گرفته تا تیم‌های تخصصی جست‌وجو و نجات و ابزارهای تخصصی مانند پهپادها.

در عین حال، مهم‌ترین سرمایه همچنان همان انسان‌هایی بودند که در محل حادثه حضور داشتند و مسیرها، روستاها و ویژگی‌های جغرافیایی منطقه را می‌شناختند.فناوری می‌تواند تصویر بدهد.پهپاد می‌تواند مسیر را پیدا کند.داده می‌تواند نقطه احتمالی حادثه را مشخص کند اما در نهایت، انسانی باید وارد منطقه شود.

و اینجا نقش صلیب سرخ و هلال احمر آغاز می‌شود

در بحران‌هایی از این جنس، مرحله نخست ممکن است با عملیات جست‌وجو و نجات تعریف شود؛ اما وظیفه پاسخ بشردوستانه بسیار گسترده‌تر است. فدراسیون بین‌المللی جمعیت‌های صلیب سرخ و هلال احمر (IFRC) در پی این فاجعه، برای پاسخ بشردوستانه در نپال یک درخواست اضطراری به ارزش ۲۵ میلیون فرانک سوئیس منتشر کرده است. این منابع برای حمایت از آسیب‌پذیرترین جوامع و تقویت پاسخ جمعیت صلیب سرخ نپال در نظر گرفته شده است.

این یعنی پاسخ به بحران باید از مرحله «نجات» عبور کند و به «بازگشت زندگی» برسد.آب سالم؛سرپناه؛کمک‌های اولیه؛اقلام ضروری؛حمایت از خانواده‌ها؛حفاظت از کودکان؛سلامت و بهداشت؛حمایت روانی و اجتماعی و در نهایت، بازسازی.این همان نقطه‌ای است که مأموریت جمعیت‌های ملی صلیب سرخ و هلال احمر معنا پیدا می‌کند: حضور در کنار مردم، نه فقط در لحظه حادثه، بلکه در تمام مسیر بازگشت به زندگی.

نپال یادآوری می‌کند که عملیات نجات ممکن است با بیرون کشیدن یک نفر از زیر آوار تمام شود؛ اما مسئولیت بشردوستانه تازه از همان لحظه آغاز می‌شود و از همه مهم‌تر، این باور ساده که در سخت‌ترین لحظه، هیچ انسانی نباید احساس کند تنها مانده است.زیرا در نهایت، آنچه یک جامعه را پس از سیلاب دوباره احیا می‌کند، فقط بتن و فولاد نیست؛شبکه‌ای از انسان‌هاست که در لحظه بحران، کنار یکدیگر می‌ایستند.

 

تجربه نپال؛ درسی برای روزهای سخت ایران

شاید مهم‌ترین درس سیلاب نپال، خود سیلاب نباشد.مهم‌تر از آن، چیزی است که بعد از سیلاب اتفاق افتاد.در نپال، چند بحران همزمان شکل گرفت: از بحران نجات و دسترسی به مفقودین گرفته تا بحران اسکان و حمایت روانی از بازمانده ها. هر کدام از این بحران ها پاسخ متفاوتی نیاز داشت. این تجربه برای کشوری مانند ایران نیز قابل توجه است؛ کشوری که از سیلاب‌های ناگهانی در مناطق کوهستانی و روستایی تا زلزله، رانش زمین و حوادث پیچیده شهری، با طیفی از مخاطرات طبیعی روبه‌روست.

 از استقرار سامانه های هشدار سریع تا امداد مبتنی بر فناوری های نوین

در حادثه‌ای که تنها چند دقیقه برای تخلیه فرصت وجود دارد، آموزش عمومی و سامانه‌های هشدار سریع می‌توانند فاصله میان «حادثه» و «فاجعه» را تعیین کنند.وقتی جاده و پل از بین می‌رود، اولین امدادگر همان داوطلب محلی، دهیار، عضو خانه هلال یا فرد آموزش‌دیده‌ای است که پیش از رسیدن تیم‌های تخصصی، کنار مردم حضور دارد. نپال نشان داد که عملیات امدادی با پیدا کردن مجروحان پایان نمی‌یابد. ثبت هویت، مدیریت اطلاعات، ارتباط با خانواده‌ها، نمونه‌گیری DNA و بازپیوند اعضای خانواده، بخشی جدایی‌ناپذیر از پاسخ بشردوستانه است.  پهپاد، تصاویر ماهواره‌ای، سامانه‌های اطلاعات جغرافیایی، ابزارهای حرارتی و ارتباطات دیجیتال می‌توانند در مناطقی که دسترسی زمینی دشوار است، زمان طلایی امداد را حفظ کنند. در نهایت مهمترین درس سیل نپال برای هر کشوری که در معرض این مخاطرات طبیعی قرار دارد، می تواند این نکته باشد که تاب‌آوری پیش از حادثه ساخته می‌شود؛ با آموزش، تمرین، سازماندهی داوطلبان، شناخت خطر، آماده‌سازی تجهیزات، ایجاد ارتباطات جایگزین و تمرین سناریوهای مختلف.

این گزارش در شماره 512 پیام هلال منتشر شده است. 

 

  • گروه خبری : اخبار ستادی,پیام هلال
  • کد خبر : 229048
کلمات کلیدی
راضیه زرگری
خبرنگار

راضیه زرگری

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید

تنظیمات قالب