روایت خدمت «در آخرین وداع»؛ از آرزوی دیداری که بر دل ماند تا نامی که جاودانه خواهد شد
امدادگران جمعیت هلالاحمر که در جمع خادمان زوار قائد شهید حضور دارند، از حسرت دیداری میگویند که بر دل ماند و رفتنی که پایان یک زندگی نیست، بلکه آغاز ماندگاری یک نام در حافظه تاریخ است.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی جمعیت هلالاحمر؛ امدادگران روز وداع با آقای دلها را سخت توصیف میکنند، اما بر این باورند آنان که برای مردم زیستهاند، در قلب مردم نیز جاودانه خواهند ماند.
آرزوی دیدارت تا ابد به دلم ماند
طاهره فرید، امدادگر استان گیلان، دلتنگیاش را در فراغ رهبر شهید اینگونه بیان میکند:
هنوز باورم نمیشود که باید با شما وداع کنم. دلم پر از حرفهایی است که دیگر هیچگاه فرصت گفتنشان را نخواهیم یافت.
چه سخت است پذیرفتن اینکه دیگر نگاهتان را نخواهیم دید و صدایتان را نخواهیم شنید. شما به آرزویتان رسیدید و آنچه را سالها از خدا طلب میکردید به دست آوردید، اما ما را با داغی تنها گذاشتید که همیشه بر دلهایمان خواهد ماند.
ای رهبر شهید؛ آرزوی دیدارت به دلم تا ابد ماند، اما عهدی را که با تو بستم هرگز فراموش نخواهم کرد.
من خیابان را ترک نکردم، یادت را زنده نگه داشتم و تا آخرین نفس راهی که به آن باور دارم را از یاد نخواهم برد.
امروز اشک، تنها زبان دل من است. جای خالی تو را هیچ چیز پر نخواهد کرد. نمیدانم فردا وقتی از قاب تلویزیون به مصلا نگاه میکنم چگونه باور کنم که دیگر جایت خالی است و چگونه چشمم را از آن بگیرم و قبول کنم که دیگر تو از آنجا با ما سخن نمیگویی؟!
مگر میشود آن همه خاطره را یکباره به یادبود سپرد؟ آرزوی دیدارت تا ابد به دلم ماند! چقدر دلم میخواست فقط یکبار از دور نگاهت کنم و با همان نگاه آرام بگیرم؛ اما قسمت من فقط حسرت شد. خداحافظ ای مردی که نامت در قلبها جاودانه خواهد ماند... خداحافظ ای آقای دلهای ما... خدا حافظ ای حسرت همیشهمان ...
آغاز ماندگاری یک نام در حافظه تاریخ
سید امیرحسین بختیاری، امدادگر استان همدان، از مردی میگوید که نامش برای بسیاری، یادآور روزهای سخت و امیدهای بزرگ بود:
امروز، آسمان نه از باران، که از سنگینی خاطرهها ابری است؛ خاطرههای مردی که سالها نامش با ایستادگی، صبر و امید گره خورده بود.
رفتن بزرگان، تنها خالی شدن یک جایگاه نیست؛ گویی بخشی از حافظه یک ملت، در سکوتی عمیق فرو میرود. اما آنان که عمر خویش را در مسیر باور، خدمت و پایداری سپری کردهاند، هرگز به معنای واقعی کلمه، از میان ما نمیروند؛ زیرا حضورشان در قلبها، اندیشهها و روایتهای یک سرزمین ادامه مییابد.
امروز، هلال سرخ خدمت، در کنار پرچم خاطرهها، سر تعظیم فرود میآورد و با چشمانی اشکبار، از مردی یاد میکند که نامش، برای بسیاری، یادآور روزهای سخت و امیدهای بزرگ بود.
شاید جسمها از میان ما بروند، اما اندیشه، خاطره و اثر انسانها، در گذر زمان خاموش نمیشود.
آنان که برای مردم زیستهاند، در قلب مردم نیز جاودانه خواهند ماند. و اکنون در این سکوت سنگین، تنها میتوان زمزمه کرد:«برخی رفتنها، پایان یک زندگی نیست؛ آغاز ماندگاری یک نام در حافظه تاریخ است.»
نظر دهید