logo

جمعه 27 شهریور 1405

اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی flag
  • تاریخ انتشار : 1404/03/30 - 23:52
  • تعداد بازدید : 1
  • تعداد بازدیدکننده : 1
  • زمان مطالعه : 3 دقیقه

روایت؛ سال ها آموزش دیدیم، تا در چنین مواقعی، کنار مردم باشیم

ابراهیم سیاهرنگ عضو تیم آنست جمعیت هلال احمر گیلان است. سال ها در میدان‌های مختلف، پای کار بوده و ماموریت های زیادی را پشت سر گذاشته است. او در این چند، در خط مقدم امدادرسانی‌های مختلف بوده و ریسک های زیادی را پشت سر گذاشته است. او از ساعات اولیه پس از حمله رژیم صهیونیستی، به تهران اعزام شد و در میدان نبرد، صحنه‌های زیادی را دید که به گفته خودش هیچگاه از ذهنش پاک نخواهد شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت هلال احمر؛ ابراهیم سیاهرنگ در گفتگو با ما روایتی از این چند روز دارد و می‌گوید: «من از سال 87 دوره‌های آموزشی هلال احمر را گذارندم و تا امروز در جمعیت مانده ام. الان سه سال است که با درجه ایثار استخدام جمعیت شده ام، ولی 9 سال داوطلب بودم. من به همراه اعضای تیم، از بامداد جمعه در صحنه حضور داشتیم. تیم آنست ما متشکل از سه نفر، دو مربی و یک کمک مربی است که به محل می رویم. در این چند روز حدود 10 ماموریت را اجرا کردیم. کار ما جستجوی مفقودان در میان آوار بود. حدودا 10 مفقودی را نیز از میان آوار خارج کردیم. در این مدت ماموریت هایمان کاملا متفاوت بود. ریسک و خطر بالایی برای ما وجود داشت. چون با هر حادثه، اولین تیم، آنست است که به محل می رود. در محل های انفجار، هنوز آوار تثبیت شده نیست و این موضوع ریسک و خطر ماموریت را برای ما دو چندان می‌کند. وقتی آواری تثبیت نباشد، امکان فرو ریختن دوباره دارد. این خودش یک دلهره خاصی را برایمان به وجود می آورد. من تا به حال چنین دلهره ای را تجربه نکرده بودم. تا به حال چنین حوادثی با این شدت را پشت سر نگذاشته بودم. از طرف دیگر در بعضی نقاط حساس، احتمال حمله دوباره پهبادی یا موشکی وجود داشته است. ما با چنین ریسک هایی در محل حضور داشتیم چراکه ذات حرفه ما چنین ریسک ها و خطرهایی را می‌پذیرد. این حس انسان دوستانه است که ما را به ادامه راه وا می دارد. ما بدون استراحت هفت روز تمام در چنین مناطقی بودیم و کار کردیم. این چیزی نیست جز حس انسان دوستانه و عشق به مردم. ما سال ها در هلال احمر آموزش دیدیم، تا در چنین مواقعی کنار مردم باشیم و آن آموزش ها را به منصه ظهور بگذاریم و از آنها استفاده کنیم.
دردناک مثل ویرانی یک کاشانه
این امدادگر در ادامه صحبت های خود، به صحنه‌های تلخ و شیرینی که دیده است، اشاره می‌کند و ادامه می دهد: «تا به امروز تیم آنست و سگ های جستجو گر، در صدر تیم های امدادرسانی هستند و برای این حوادث، به خاطر علامت گذاری‌های دقیق، بهترین گزینه برای انجام کار، هستند. ما در این چند روز اگر کوچکترین وقت خالی گیر بیاوریم، کمی استراحت می‌کنیم. وگرنه زندگی عادی نداریم. یک کنج پیدا می‌کنیم و کمی استراحت می‌کنیم. با این حال همیشه آماده هستیم که اگر اتفاقی افتاد بلافاصله به محل اعزام شویم. همین الان که با شما صحبت می‌کنم، در استراحت به سر می‌برم، ولی لباسم را به تن دارم و آماده ام تا با من تماس بگیرند و سر صحنه بروم. در این چند روز صحنه‌های مختلف زیادی را دیده ام. ما در یک خیابان سه نفر را زنده از زیر آوار بیرون کشیدیم. این برای من خیلی تاثیرگذار بود و انگیزه ای شد برای ادامه راه. درواقع خستگی چند روز را یک مقدار از روی دوش ما برداشت. ولی از طرف دیگر، یک روز وقتی داشتیم سوار خودرویمان می‌شدیم، یک خانم و آقایی را دیدم که به آوار خانه شان چشم دوخته بودند. ناگهان خانم بیهوش شد و افتاد. همان لحظه من بغض کردم. دیگر نتوانستم با بچه‌ها بروم. حتی سوار خودرویمان نشدم. بچه‌ها می‌پرسیدند، چه اتفاقی افتاده، حتی تصور کردند از خانواده ام یک خبر بد شنیده ام. ولی به آنها اطمینان دادم که همه چیز خوب است. آنها رفتند و من دقایقی آنجا ماندم. اینکه دیدم که در یک ثانیه کل خانه و کاشانه یک خانواده، با تلی از خاک یکسان شده بود، واقعا برایم سخت بود. این صحنه خیلی دردناکی بود که از یادم نمی رود. با این حال این صحنه‌ها بیشتر به من قوت قلب می دهد که باشم و بتوانم باری از روی دوش این مردم کم کنم. از طرف دیگر به خانواده ام مرتب از حالم خبر می دهم، با روی خوش با آنها صحبت می‌کنم تا نگرانم نشوند. در واقع یک حمایت روانی نیز می‌کنم تا کمتر نگرانم باشند. چون نگرانی آنها، حال مرا هم بد می‌کند. چون در هر صورت تا آخرین لحظه کنار مردم می مانم.

  • گروه خبری : اخبار بدون گروه خبری
  • کد خبر : 175364
کلمات کلیدی
مدیر سیستم
خبرنگار

مدیر سیستم

تصاویر

تنظیمات قالب