نجات نفسگیر 40 مسافر اتوبوس معلق در زمین و آسمان
آن زمان که 40 مسافر اهل بابل، در زمین و آسمان، معلق بودند و اشک، وحشت و اضطراب، تنها واکنششان بود، هیچ وقت فکر نمیکردند که چند دقیقه بعد، به لطف امدادگران روستای تاتار، پایشان به زمین محکم میرسد؛ این اما داستان یک فیلم پرهیجان هالیوودی نیست بلکه یک حادثه در یک شب در اوایل پاییز، در یکی از جادههای استان خراسان شمالی است.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی جمعیت هلالاحمر؛ اتوبوس مشهد به سمت بابل، از زمانی که از مبدا یعنی مشهد راه افتاد، ریپ می زد، مسافران از همان ابتدا، از ساعت 3 بعدازظهر روز شنبه، یکم مهرماه از بوی بد لنتهای اتوبوس شکایت داشتند. به نظر آنها اتوبوس با مشکلات فنی دست و پنجه نرم میکرد. از نظر راننده اتوبوس اما، لنتی که تازه تعویض شده بود، علت بوی نامطبوع بود. بعد از گذر از پلیسراه شهرستان شیروان خراسان شمالی، اما راننده به این نتیجه رسیده بود که اتوبوسش با مشکلات فنی رو به روست. به همین دلیل، به کنار جاده زد و به همراه کمک راننده، به بررسی لاستیکها و لنتهای اتوبوس رفت. بعد اما دوباره به راه افتاد، هرچند که با سرعت پایین، راه را در تاریکی شب، ادامه دادند. با این که اتوبوس با سرعت کم راهش را ادامه میداد، اما همه 40 مسافر اتوبوس به یاد دارند که اتوبوس، از کنار کامیونی که کنار جاده ایستاده بود، با سرعت عبور کرد؛ بعد انگار که ترمز بریده باشد، با سرعت زیاد از زیرگذر روستای تاتار گذشت تا این که به گاردیل برخورد کرد و صدای مهیبی به گوش رسید. مسافران به خود که آمدند، خود را در بالای گاردیل جاده روستایی، بین زمین و آسمان دیدند.
داوطلبانه امدادگر
مرتضی یعقوبی، مثل قهرمان ادامه داستان را تعریف میکند، او در شهرستان محل تولدش، بابل، مهندس معمار است و در دوران دانشجویی، تجربه داوطلبانهای داشته. او میگوید که در دورههای آموزشی هلالاحمر شرکت کرده بود و میدانست در زمان بروز بحران، باید آرامش خود را حفظ کند و همه را آرام کند. آموزههای مرتضی باعث میشود که او به عنوان رهبر گروه نقشآفرینی کند؛ در ابتدا همه مسافرین را به آرامش دعوت کند و بعد، از آنها بخواهد تا در یک طرف اتوبوس جمع شوند؛ هر لحظه احتمال سقوط اتوبوس وجود داشت و مرتضی باید از الاکلنگ شدن اتوبوس خودداری میکرد؛ هرچند، نیمیبیشتر از اتوبوس در قسمت جاده قرار داشت. مرتضی تعریف میکند که همه مسافران وحشتزده بودند، گریه میکردند و یا فریاد میزدند؛ او اما ناجی مسافران شد، همه را آرام کرد و از آنها خواست تا به دنبال راه خروجی بگردند.
همان زمان، در حالی که مسافران اتوبوس به دنبال راه خروج از اتوبوس بودند، اهالی روستای تاتار، به ایستگاه آتشنشانی روستا تماس گرفتند تا به کمک اتوبوس و مسافرانش بیایند. آتشنشانان اما میدانستند که دست تنها نمیتوان 40 مسافر را نجات دهند؛ به همین دلیل به پایگاه امداد و نجات جادهای نزدیک، به پایگاه بدرانپور تماس گرفتند و اعلام حادثه کردند.
پیش به سوی نجات مسافران
هاشم رجبی، امدادگر 37 ساله جمعیت هلالاحمر که حالا 12 سالی میشود، لباس خدمت، لباس امدادگری به تن دارد، به یاد دارد که ساعت 8 شب، بعد از تماس آتشنشانان، 2 تیم امدادی به کمک اتوبوس رفتند. شرایط اتوبوس عجیب بود، اتوبوس بین زمین و آسمان، گیر کرده بود و مسافران هم در اتوبوس محبوس بودند.
امدادگران سریع، در خروجی اتوبوس را شکافتند و راهی برای خروج مسافران پیدا کردند و از مسافران خواستند که آرام از آنجا خارج شوند. بعد از خارج شدن 40 مسافر، راننده و کمکراننده، بررسی سلامت عمومی مسافران کار دیگر امدادگران بود. هاشم تعریف میکند که 2 نفر از مسافران خانم اتوبوس که مشکلات قلبی داشتند، بی جان افتاده بودند. یکی از مسافران به کمک نیروهای اورژانس و یکی دیگر به کمک امدادگران به مراکز درمانی منتقل شدند. دیگر مسافران اما حال و روز خوشی داشتند.
مسافران جان سالم به در برده بودند، اما جاده تاریک بود و آنها باید در جایی اسکان پیدا میکردند. امدادگران سریع دست به کار شدند و آنها را در مسجد روستای تاتار، اسکان دادند؛ 50 کنسرو تن ماهی، 50 کنسرو لوبیا و 100 تخته پتو، بین مسافران توزیع کردند تا بعد از گذر از تصادف مهیب، آرام گیرند.
مرتضی میگوید که همه مسافران تا ساعت 2 و 15 دقیقه صبح، که اتوبوس دگیری برای نجات آنها آمد، مهمان خانه خدا، مسجد روستا بودند. بعد اما ساعت 10 صبح دوم مهرماه، بعد از گذشت یک شب پرحادثه، مسافران به خانه امن خود رسیده بودند.
لیلا شوقی