logo

سه شنبه 07 مهر 1405

اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی flag
  • تاریخ انتشار : 1401/09/27 - 15:26
  • تعداد بازدید : 1
  • تعداد بازدیدکننده : 1
  • زمان مطالعه : 5 دقیقه

پیام هلال خانم جعفری

ندارد







ماجرای سوپرمارکت امدادی در پایگاه امدادونجات/ خاطرات یک امدادگر همه فن حریف
امدادگر ۲۱ ساله سازمان امدادونجات جمعیت هلال احمر که تاکنون در بیش از ۱۰۰ عملیات امدادی حضور داشته است، در اقدامی ابتکار و داوطلبانه اقدام به ایجاد سوپرمارکت امدادی در پایگاه محل خدمت خود کرده است.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی سازمان امدادونجات جمعیت هلال احمر ؛ ایده‌پردازی و خلاقیت‌هایی که همواره موجب تسهیل در امور و رفع خلاءهای موجود در رومزگی‌ها می‌شود جزو عواملی کارآمد و همچنین خاطره انگیز خواهد شد، موضوعی که  رضا باقری، نجاتگر ۲۱ ساله اصفهانی نیز آن را مورد توجه قرار داده است. او از جمله تسهیلگرانی است که در محیط کارش ابتکاراتی را اجرا کرده که در عین مفید بودن، مورد استقبال دیگران نیز قرار گرفته است.
این امدادگر سازمان امدادونجات جمعیت هلال احمر در گفت‌وگو با خبرنگار ما درباره مدت زمان حضورش در هلال احمر گفت: از سال ۹۴ و از طریق آموزش‌های هلال احمر و اردوهای جوانان شعبه خمینی شهر وارد جمعیت هلال احمر شدم. از سال ۹۹ به‌صورت همزمان شروع به شیفت دادن در مرکز کنترل و هماهنگی عملیات اضطراری اصفهان و پایگاه مهربین خمینی شهر کردم.
او با بیان اینکه در جمعیت هلال احمر به غیر از دوره‌های عمومی امداد و نجات، دوره‌های تخصصی کوهستان، اسکان اضطراری، جاده، حمایت روانی، لجستیک و پیش بیمارستانی را گذارنده است. گفت: به دلیل علاقه زیاد به فعالیت در هلال احمر، بیرون از جمعیت نیز دوره‌هایی نظیر غواصی، کوهپیمایی، آتش نشانی، عکاسی و... را گذراندم.
باقری که درطول مدت حضورش در هلال احمر با توجه به قرارگیری پایگاه مهربین در محور حادثه خیز و داخل شهرک صنعتی و تلاقی چند منطقه کوهستانی با یکدیگر در حدود ۱۰۰ ماموریت امدادی حضور داشته است، اظهارکرد: تمام سعی خود را بر اجرای وظیفه امدادی خود در کمترین زمان ممکن و با بالاترین سطح کیفی به کار گرفتم.
این امدادگر البته یک اقدام ابتکاری هم در پایگاه امدادی مهربین انجام داده است. باقری در این باره گفت: به دلیل فاصله پایگاه امدادی از شهر، معمولا برای خرید اقلام  غذایی باید از روزهای قبل، مسئول هرشیفت با هماهنگی بین اعضا اقدام به خرید مایحتاج کند و در این بین اگر در روز شیفت چیزی فراموش شود یا نیاز به اقلام دیگری وجود داشته باشد، به دلیل بعد مسافت و ترک شیفت امکان رفتن به شهر و خرید وجود نداشت، به همین دلیل من تصمیم به ایجاد یک سوپرمارکت برای فروش برخی از اقلام خوراکی به دوستان و مردم افتادم و این ایده را با مسئولان شعبه در میان گذاشتم که آنها هم از من استقبال کردم و در نهایت در یکی از اتاق های پایگاه آن را اجرایی کردم.
او ادامه داد: برای اینکه هزینه خرید اجناس برای دوستانم کمتر شود، در سطح شهر با پیدا کردن عمده فروش‌های مواد غذایی، مواردی نظیر ماکارونی، سویا، رب، برنج، روغن، تخم مرغ، سیب زمینی، پیاز، نوشیدنی و... را با هزینه شخصی خودم خرید کرده و در همان اتاق قرار دادم، روی هر جنس قیمت آن را نوشته و دوستانم هر کدام را که نیاز داشته باشند برداشته و مبلغش را در آنجا می‌گذارند. خیلی از همکاران از این کار استقبال کردند و حتی گاهی مردم نیز از آنجا خرید می‌کنند.
این امدادگر جوان افزود: رفته رفته و بنا به درخواست نجاتگران تنوع اجناس بیشتر و اقلامی مانند محصولات بهداشتی شامپو، صابون، مسواک، خمیر دندان، تنقلات،  انواع کنسرو غذای آماده، کیک، شیر، نسکافه، نوشیدنی انرژی زا، چیپس، پفک و حتی اجناس کاربردی برای استفاده شخصی مانند باتری،جوراب، کفش، کبریت، انواع چسب و ... هم به محصولات اضافه شد. امروزه دیگر وضعیت طوری شد که در حال حاضر نیاز به هیچ خریدی بیرون از پایگاه وجود ندارد.
او افزود: حتی خاطرم هست در موارد برای افرادی که در پایگاه اسکان اضطراری گرفته بودند هم این سوپرمارکت مفید واقع شد و برخی محصولات را از آنجا تهیه کردند.
باقری در ادامه در مورد خاطراتش در حین خدمت و عملیات های امدادی می‌گوید: خاطرات تلخ و شیرین در این کار بسیار زیاد است، اما  شیرین‌تر از حس نجات یک نفر و دعای خیر حادثه‌دیدگان بعداز حادثه وجود ندارد. نوروز سال ۹۸ بود که به همراه یکی از همکاران در منطقه گردشگری لادر برای طرح سحاب حضور داشتیم، در آن منطقه یک سد با عمق دو متر وجود داشت و چند کودک چهارو پنج ساله هم آنجا بازی می‌کردند که ناگهان یکی از کودکان داخل آب افتاد و چون قدش کوتاه بود داشت غرق می‌شد، در نزدیکی آن منطقه هیچکسی نبود و دو  کودک دیگر از شوک صحنه سکوت کرده و فقط نگاه می‌کردند، ماهم تقریبا فاصله زیادی با آنها داشتیم ولی به محض دیدن این صحنه شروع به دویدن به سمت آنها کرده و با یاری خداوند توانستیم قبل از آسیب دیدن بیشتر او را ازآب بیرون آورده و به خانواده‌اش تحویل دهیم که این موضوع برای من بسیار لذت بخش و به یاد ماندنی بود.

او مشوق اصلی خود را پدرش دانست و گفت: مشوق اصلی من در ورود و ماندن در جمعیت هلال احمر مثل بقیه موقعیت‌های زندگی‌ام پدرم بود و با وجود اینکه  زمان زیادی را در شیفت‌ها سپری می‌کردم و بعضا مناسبت‌های خاص مثل عید نوروز و شب یلدا در کنارشان نبودم هم مرا سرزنش نکرده و همیشه من را تشویق به خدمت به مردم می‌کرد. من از بدو ورود تمام فکرم این بود در کشورم بتوانم کار مفیدی انجام داده و در جایگاهی باشم که بتوانم به هموطنم که دچار حادثه شده کمکی کنم. دیدن احساس امنیت و رضایت فرد حادثه دیده از حضور و اقدامات من تنها دلیلی است که اگر صد بار دیگر هم به عقب برگردم باز هم هلال احمری و امدادگر خواهم شد.
نجاتگر جمعیت هلال احمر درباره نقطه قوت هلال احمر نیز گفت: به‌نظرم یکی از نکات قوت هلال احمر محوریت داوطلبانه آن است. تعداد زیادی امدادگر آموزش دیده در حوادث بزرگ بسیار عالی و چشمگیر است. امدادگرانی که بدون هیچ چشم داشتی در تمامی حوادث حضور پیدا کرده و با از خودگذشتگی تا آخرین لحظه به فکر بهبود وضعیت حادثه دیدگان هستند.
گفت و گو از سیده پریا میرطالبی
انتهای پیام









  • گروه خبری : اخبار بدون گروه خبری
  • کد خبر : 118878
کلمات کلیدی
مدیر سیستم
خبرنگار

مدیر سیستم

تنظیمات قالب