logo

شنبه 28 شهریور 1405

اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی flag
  • تاریخ انتشار : 1403/11/03 - 16:00
  • تعداد بازدید : 1
  • تعداد بازدیدکننده : 1
  • زمان مطالعه : 8 دقیقه

۲۰ سال همراهی با امدادگران هلال‌احمر در خط مقدم نجات

نجاتگر با‌تجربه هلال‌احمر شهرستان کردکوی، با بیش از ۵۰۰ مأموریت امدادی، داستان‌هایی از شجاعت و ایثار در حوادث سخت، از تصادفات رانندگی گرفته تا عملیات‌های کوهستانی، روایت می‌کند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت هلال احمر؛ عبدالله هزارجریبی، نجاتگر باتجربه هلال‌احمر شهرستان کردکوی، داستانی از ایثار و شجاعت در خط مقدم حوادث روایت می‌کند. او که از سال ۱۳۸۳ به این سازمان پیوسته، با بیش از ۵۰۰ مأموریت موفق، نمادی از تعهد و توانمندی در امداد و نجات است. این گزارش به بررسی مسیر حرفه‌ای او و چالش‌هایی که در این راه با آن روبه‌رو بوده، می‌پردازد.


هزارجریبی در سال ۱۳۸۳ با شرکت در یک کلاس کمک‌های اولیه، قدم به دنیای امداد و نجات گذاشت. او که اکنون ۳۷ سال دارد، پس از ۱۴ سال خدمت داوطلبانه، به عنوان کارمند هلال‌احمر استخدام شد. نخستین مأموریت او در یک تصادف در ورودی شهر گرگان بود، جایی که با تمرکز بر مسئولیت‌های اولیه، اهمیت نظم و دقت را درک کرد. این امدادگر باتجربه گلستانی و عاشق هلال احمر با حوصله به سوالاتی که از او پرسیده ایم پاسخ گفته که در زیر توجه خوانندگان را به آن جلب می‌کنیم.
در چه عملیات و مأموریت هایی مشارکت داشته اید؟ بیشترین تجارب من در عملیات‌های مربوط به تصادفات رانندگی و حوادث کوهستان است و تاکنون تقریباً در بیش از ۵۰۰ عملیات امداد و نجات از جمله حوادث بین‌شهری، شهری، کوهستان و آبگرفتگی‌ها شرکت کرده‌ام.
چالش‌برانگیزترین مأموریتی که در آن شرکت کرده‌اید چه بود و چگونه با آن مقابله کردید؟ چالش‌برانگیزترین مأموریت من تصادف زنجیره‌ای چند خودرو در محور کردکوی به گرگان بود. در این حادثه، مادری با دخترش با خودروی پراید به گرگان می‌رفتند. متأسفانه، دختر به دلیل آسیب جدی به ناحیه جمجمه جان خود را از دست داد. مادر با جراحات سطحی و ناآگاه از وضعیت دخترش بود. تلاش زیادی کردیم که مادر متوجه این موضوع نشود و با اصرار فراوان او را از محل حادثه به بیمارستان منتقل کردیم. بخشی از مغز دختر روی دست مادر افتاده بود که من آن را از دستش گرفتم و مادر را به بیمارستان رساندم و تمام مسیر مادر متوجه این موضوع نشد.
تحولات امداد و نجات را در طول دو دهه فعالیت خود در نوع حوادث، روش‌های امداد و نجات و تجهیزات چگونه مشاهده کرده‌اید؟ حوادث به‌ویژه در مناطق توریستی افزایش یافته است. به‌خصوص حوادث کوهستانی نظیر سقوط پاراگلایدر و گم‌شدگی بیشتر شده‌اند. امروزه با وجود تجهیزات پیشرفته و فناوری‌هایی مانند GPS و نقشه‌های توپوگرافی، عملیات امداد و نجات در زمان کمتری انجام می‌شود.
چه مهارت‌های تخصصی را دارا هستید؟ یکی از مهم‌ترین اقدامات در هلال احمر، آموزش مداوم و تمرینات پیش از ‌حادثه است. اکثر دوره‌های امداد و نجات تخصصی را گذرانده‌ام، به‌ویژه دوره‌های جدید پایه و مربی کمک‌های اولیه کد ۳، مربی بهداشت و تغذیه هستم و اکثر دوره‌های فدراسیون کوهنوردی را گذرانده‌ام.
با چه تجهیزات امدادی آشنایی دارید و در چه شرایطی از هرکدام استفاده می‌کنید؟ با تجهیزات خودروی نجات و آمبولانس در حوادث بین‌شهری آشنایی دارم. همچنین در عملیات کوهستان از دستگاه‌های GPS و نرم‌افزارهای آنلاین و آفلاین استفاده می‌کنم. در شرایط اضطراری با آنالیز اطلاعات موجود و ارتباط با افراد مختلف تصمیم‌گیری و اقدام می‌کنم. البته برای اینکه همکاران نجاتگر به مهارت لازم برسند از قبل با برگزاری جلسات پیش از حادثه و اجرای تمرینات توان‌افزایی مرتبط با حوادث شهرستان موارد لازم را باهم درمیان میگذاریم.
بزرگترین چالش‌هایی که در طول فعالیت‌تان با آن مواجه بوده‌اید چه بوده است؟ امروز حوادث کوهستان ناشی از ورود بدون برنامه ریزی در محیط های جنگلی و کوهستانی و تفریحی افزایش یافته اند و فعالیت‌های ورزشی بدون مجوز در شرایط نامساعد جوی یک چالش مهم در فعالیت های امدادی است.
مواجهه با صحنه‌های دلخراش چه تأثیری بر شما داشته است و چگونه با آن مقابله می‌کنید؟ قطعا صحنه‌های دلخراش برای همه افراد درآور و تأثیر انگیز است که در کار ما باید تمرکز روی نجات افراد باشد و نباید بگذاریم این صحنه روی ما اثرگذار باشد بنابراین سعی می‌کنم تنها به‌عنوان یک کمک‌کننده با حادثه مواجه شوم و درگیر جزئیات دلخراش نشوم.
آیا تاکنون با کمبود منابع مواجه شده‌اید؟ چگونه بر این مشکل فائق آمده‌اید؟ کمبود تجهیزات و امکانات قطعا وجود دارد اما با شروع مسئولیتم سعی کردم اقدام به تشکیل و تجهیز اتاق تجهیزات کنم و تیم‌های مرتبط را منسجم کنم و گاهی در حوادث کوهستان از طریق تعاملی که با هیئت کوهنوردی برقرار شده بخشی از این کمبودها را جبران کردیم چرا که حفظ جان امدادگران بسیار اهمیت دارد.چگونه هماهنگی بین سازمان‌های مختلف امدادی را در حوادث بزرگ ارزیابی می‌کنید؟ طی این سال‌ها در حوادث بزرگ، هماهنگی با فرمانداری و ستاد بحران شهرستان به‌خوبی پیش می‌رود. همچنین همانطور که گفتم در این شهرستان تعامل خوبی با هیئت کوهنوردی وجود دارد و این شهرستان که حوادث زیادی را تجربه می‌کند ارتباط یا این هیئت کمک خیلی خوبی برای تسریع روند عملیات های کوهستان است.
به نظر شما چرا امداد و نجات اهمیت زیادی دارد؟ هلال‌احمر سازمانی است که با فداکاری و ازخودگذشتگی تا انتها همراه حادثه‌دیدگان است و نتایج کار را به‌خوبی به پایان می‌رساند. موقعی مردم به هلال‌احمر نیاز دارند که شرایط حساس و اضطرار است و شرایطی که نمی‌تواند کاری برای نجات خود انجام دهند، از این جهت امدادونجات بسیار مهم است و کار امدادگران هلال‌احمر پسندیده است.
آینده امداد و نجات را در کشور چگونه‌می‌بینید؟ همه ما روز‌به‌روز گسترده شدن فعالیت‌های هلال‌احمر را نجات جان انسان‌ها بیشتر از قبل می‌بینیم، استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای برگزاری دوره‌های آموزشی و بروز کردن دانش عمومی و تخصصی شدن امداد و نجات قطعا وضعیت ما تغییر بیشتری خواهد کرد.
موفق‌ترین مأموریتی که در آن شرکت کرده‌اید چه بود و چه چیزی از آن یاد گرفتید؟ تمامی مأموریت‌های امداد و نجات با موفقیت به پایان رسیده‌اند و مهم این است که تیم کار تخصصی خود را به خوبی انجام‌ دهو، اما نکته‌ای که در همه آن‌ها اهمیت دارد، ثبت دقیق وقایع و مخصوصاً ذکر نام افراد و تیم‌های محوله در هر ساعت از عملیات است. این امر باعث می‌شود که روند امدادرسانی شفاف و مؤثر باقی بماند.
آیا الگوی خاصی در زمینه امداد و نجات دارید؟ خیلی از افراد در امدادونجات خدمت کردند و اقدامات برجسته ای انجام‌دادند و در طول زمان درس های زیادی از آن‌ها گرفتم‌ اما به عنوان یک فرد شاخص مرحوم بیژن دفتری هیچگاه از یاد‌ها نخواهد رفت.
چه چیز شما را به ادامه کار نجات و کمک به دیگران ترغیب می‌کند و انگیزه می دهد؟ تمرکز بر نجات انسان‌ها و دریافت "خداقوت" از حادثه‌دیدگان، بزرگ‌ترین انگیزه برای ادامه این راه است. تجربه‌هایی چون نجات پاراگلایدرسوار در شرایط سخت جوی و جنگلی را نشانه‌ای از اهمیت کار تیمی و استفاده از تجهیزات پیشرفته است/
ماندگارترین خاطره خود را طی سال های خدمت بگویید: روزی در پایگاه امداد و نجات بین‌شهری النگ کشیک بودیم که گزارشی از حادثه واژگونی یک خودرو تویوتا در ابتدای پارک جنگلی امام رضا (ع) دریافت کردیم. بلافاصله به محل اعزام شدیم و مشاهده کردیم که تمامی سرنشینان خودرو مصدوم شده‌اند. یکی از آن‌ها دچار ضایعه نخاعی شده بود. ما سریعاً او را تریاژ کرده و اقدامات پیش بیمارستانی را انجام دادیم، سپس او را به مرکز درمانی امیرالمؤمنین (ع) در کردکوی انتقال دادیم. آن روز اورژانس واقعاً شلوغ بود و با وجود تعدادی مصدوم از حادثه واژگونی تویوتا، کار تکنسین‌های اورژانس بسیار سخت شده بود. آمبولانس ما از نوع پاترول‌های قدیمی‌بود و در ابتدا با دقت فراوان مصدوم را تثبیت کرده و به بیمارستان رساندیم.
تا زمانی که مصدوم بستری شد، من در بیمارستان بودم و تمام مراحل پیگیری درمانی مانند پیدا کردن پزشک و انجام رادیولوژی را انجام دادم. در نهایت، هنگام خداحافظی با مصدوم، او با توجه به شغلی که داشت، از من خواست تا به یکی از کشورهای همسایه که شرکت ساخت و ساز داشت، برای کار بروم. اما من قبول نکردم چرا که در هلال‌احمر شغلی دارم که هیچ چیزی نمی‌تواند جایگزین زیبایی‌های آن باشد. طعم خوش خدمت و امدادرسانی در حین حادثه، برق چشمان حادثه دیدگان و رضایت آنها از امدادرسانی ما و احساس خیر و برکتی که در نتیجه آن در زندگی شخصی می‌بینیم لذتی دارد که جای دیگر نمی‌توان تجربه کرد.
اگر خاطره جالب دیگری دارید می‌شنویم: خاطره دوم عملیات سقوط پاراگلایدر است. غروب روزی سرد، گزارش سقوط یک فروند پاراگلایدر به مرکز کنترل و هماهنگی عملیات هلال‌احمر استان رسید. بلافاصله تیم امداد و نجات کوهستان به منطقه اعزام شد. این حادثه در فصل سرد سال رخ داد و با وجود تغییرات شدید آب و هوا و شروع بارندگی در شب، شرایط سخت‌تر شد.‌ مصدوم دچار درد در ناحیه کمر بود و در منطقه‌ای جنگلی و کوهستانی قرار داشت. با تاریکی شب و صدای حیوانات جنگلی، ترس زیادی بر او مستولی شده بود. با وجود این که تماس تلفنی برقرار بود، تیم ما مسیر را با دقت و سرعت پیدا کرد. استفاده از GPS برای تبدیل موقعیت مکانی و تعیین محل دقیق مصدوم در دره‌های صعب‌العبور، کار را پیچیده‌تر کرده بود. بارش شدید باران و لغزندگی دره‌ها چالش‌های زیادی ایجاد کرده بود. اما هر لحظه با برقراری تماس‌های تلفنی، روحیه مصدوم تقویت می‌شد. این ماموریت که تا صبح ادامه یافت، در نهایت با رسیدن به مصدوم، چهره‌ای قوی و مصمم از او مشاهده کردیم.


اما هر لحظه با برقراری تماس‌های تلفنی، روحیه مصدوم تقویت می‌شد. این ماموریت که تا صبح ادامه یافت، در نهایت با رسیدن به مصدوم، چهره‌ای قوی و مصمم از او مشاهده کردیم.
گزارش زندگی حرفه‌ای عبدالله هزارجریبی، نمایشی از تلاش بی‌وقفه و ایثار در خط مقدم امداد و نجات است. او با تعهد و تخصص خود، الگویی برای امدادگران آینده به شمار می‌آید. تجربیات او نشان می‌دهد که هماهنگی بین‌سازمانی، آموزش مداوم و تأمین تجهیزات، نقش حیاتی در بهبود امدادرسانی دارد. در نهایت، داستان او تأکیدی بر اهمیت امداد و نجات به عنوان یکی از اصول بنیادین انسانیت و همدلی در جامعه است.


تهیه و تنظیم: ملیحه زنگانه

  • گروه خبری : اخبار بدون گروه خبری
  • کد خبر : 167580
کلمات کلیدی
مدیر سیستم
خبرنگار

مدیر سیستم

تصاویر

تنظیمات قالب