قهرمانان کوچک شجره طیبه/ روایتی از ۲ دانش آموز شهید عضو هلال احمر میناب
روحیه متفاوتی داشتند. روحیهای که باعث شده بود، در همان سن کودکی، راه انساندوستی را در پیش بگیرند. امیرحسین و سبحان، مهربانی را انتخاب کردند و قرار بود گام بلندی در این مسیر بردارند. اما موشکهای دشمن امانشان نداد. دو کودک مدرسه شجره طیبه میناب، لباس سرخ و سپید هلالاحمر را پوشیده و بیآنکه خانوادههایشان بدانند، در مسیر خدمت قدم برداشته بودند؛ اما تقدیر تلخ جنگ و اصابت موشک به مدرسه، مسیرشان را متوقف کرد و هردو آسمانی شدند.
تسکین آلام در دل ویرانههای جنگ/روایتی از پدری که با نگاهش اجازه توقف نداد
عصر سرد و بارانی یکی از روزهای بمباران ایران، عملیات دشوار جستوجو و انتقال پیکرهای شهدا در یکی از مناطق آسیبدیده از جنگ آغاز شد؛ عملیاتی که سرمای هوا، باران، و تلخیِ حادثه آن را چند برابر سنگینتر کرده بود. اما در میانه آوار، نگاه یک پدر سالخورده سرنوشت مأموریت را تغییر داد؛ نگاهی که با تمام اندوهش، نیروها را واداشت تا تا آخرین لحظه کنار او بمانند.
قهرمانی چهار پا در دل ویرانههای جنگ / لحظهای که امید از زیر آوار برگشت
امین عیدی، مربی باسابقه تیم آنست جمعیت هلال احمر مشهد، همراه با سگش «لئو»، از 20 روز پیش به تهران آمد و در ۹ عملیات سنگین حضور یافت. عملیاتی که در برخی از آنها چندین نفربه طرز معجزه آسایی، زنده از دل ویرانی خارج شدند و در برخی، تنها پیکرهای بیجانِ کودکان و شهروندان عادی پیدا شد.
صدای زندگی در میان ویرانههای یک خانه / روایت امدادگر هلال احمر از لحظات حساس نجات نوزاد ششماهه
این روزهای بحرانی، در عملیاتهای جستوجو و نجات، گاهی کوچکترین صدا میتواند نشانه یک زندگی باشد. صدایی ضعیف، گریهای کوتاه یا حتی واکنش یک سگ زندهیاب میتواند مسیر عملیات را تغییر دهد. امیر قهرمانی، مسئول اداره جستوجو و آنست جمعیت هلال احمر استان قم، از یکی از همین لحظهها میگوید؛ لحظهای که «لارا» سگ وفادارش، زیر آوار خانهای تخریبشده، شروع به پارس کرد و چند ثانیه بعد صدای گریه یک نوزاد ششماهه از زیر آوار شنیده شد.

